شمس لنگرودی

 

چندروز پیش تولد یکی از دوستان بود و با مشورتی که با خانم “ز” داشتم از علاقه این دوست به شعرهای نو و مدرن آگاه شدم تصمیم گرفتم چندتا کتاب شعر برای کادو بگیرم وقتی رفتم شهر کتاب با کمک خانم “میم” سه تا کتاب شعر انتخاب کردم که یکیش “پنجاه و سه ترانه عاشقانه” مال شمس لنگرودی بود من قبل از اینکه خانم “میم” بگه زیاد با شعرهای شمس لنگرودی آشنا نبودم فکر کنم برای همین با “میم” موافق باشم که میگفت شمس لنگرودی با اینکه خیلی شاعر خوبیه اما نسبتاً کمتر شناخته شده است، از اونجایی که من علاقه خاصی به ناخنک زدن دارم وقتی برگشتم خونه یه کمی به کتابا ناخنک زدم و وقتی رسید به این کتاب دیگه نتونستم زمینش بذارم و محو شعرهای کوتاه و بلندش شدم اونقدر که هرکاری کردم دلم نیومد هدیه اش بدم و در عین پلادت واسه خودم نگهش داشتم، حالام قصدم از این پست اینه که اونو با شما تقسیم کنم و یکی از شعرهاش رو که بینهایت دوست داشتم رو واسه شما هم بنویسم، اگه دنبال شعر خوب میگردین تو این دوره بی شعری و هنوز با شمس لنگرودی و شعرهاش اونقدرها آشنا نشدین این فرصت رو از دست ندین و با کتاب “پنجاه و سه ترانه عاشقانه” به آقای نگرودی سلام کنید

ترانه شماره یازده این کتاب اینه

سپاسگزارم درخت گلابی”

،که به شکل دلم درآمدی

“چه تنها بودم

Tags: No tags

6 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*