بیوگرافی کوتاه از مارتا گراهام اسطوره رقص آمریکا

مارتا گراهام

مارتا گراهام


مارتا گراهام یک رقصنده و طراح رقص آمریکایی بود و خیلی ها اورا پایه گذار رقص نوین آمریکا می دانند و تاثیر او بر رقص را با تاثیر استراوینسکی در موسیقی یا پیکاسو در نقاشی یا فرانک لوید رایت در مهندسی مقایسه میکنند

گراهام یک رقصنده قدرتمند و یک طراح رقص بی نظیر و بود. او زبان تازه ای از حرکات موزون را پایه نهاد و از آن برای بروز شوق و شوری که در انسان نهفته است استفاده کرد

او بیش از هفتاد سال به رقصندگی و طراحی رقص پرداخت و در این مدت اولین رقصنده ای بود که در کاخ سفید دست به اجرا زد، او همچنین اولین رقصنده ای بود که به عنوان سفیر فرهنگی به خارج کشور سفر کرد و همینطور اولین رقصنده ای که بالاترین مدال افتخار کشور آمریکا را به نام مدال آزادی از آن خود کرد

در طول زندگیش افتخارات بیشماری از جمله گرفتن کلید شهر پاریس گرفته تا تاج ارزشمند ژاپن را کسب کرد

مارتا گراهام در النی پنسیلوانیا در سال 1894 متولد شد. پدرش جرج گراهام نوعی روانپزشک بود. آقای دکتر گراهام متعلق به نسل سوم ایرلندی تبارانی بود که به آمریکا مهاجرت کرده بودند و مادرش جین بیرز بود. با توجه به درآمدی که از راه پزشکی داشتند آنها زندگی سطح بالایی را تجربه میکردند. تا آنجا که دکتر گراهام حتی در زمستان هم برای همسرش توت فرنگی میاورد.

بچه های خانواده گراهام توسط یک پرستار ایرلندی الاصل نگهداری میشدند. آنها یک خانواده طبقه بالا در پیتزبرو محسوب میشدند. گرچه شرایط اجتماعی زندگی مارتا باعث دسترسی او به علم و دانش میشد اما به عنوان دختر بزرگ یک پزشک ، در نظر گرفتن هنر برای آینده، برای او بسیار مشکل مینمود

در سال 1926 مرکز رقص معاصر مارتا گراهام ساخته شده. یکی از شاگردان این مرکز بتزابی روتچایلد بود که بعد ها با مارتا دوست صمیمی شدند. وقتی روتچایلد به اسرائیل رفت و موسسه رقص بتزاوی را در سال 1965 تاسیس کرد. گراهام مدیر موسسه شد و اولین نسل رقصنده های موسسه را تربیت کرد و به طراحی رقص برای موسسه پرداخت

در سال 1936 او یکی از معروف ترین کارهایش را به نام کرونیکل(تاریخچه) عرضه کرد که خیلی ها آنرا شروع عصری نوین در رقص معاصر آمریکا میدانند. این رقص مسائل مهم را به شکل دراماتیکی به روی صحنه اورد که حاصل تاثیر شگرف بحران بزرگ بازار بورس وال استریت و دوران افسردگی بزرگ آن زمان و انزوا بود که هم بر روی صحنه خودش را نشان میداد هم بر روی لباس های رقصنده ها. در سال 1948، گراهام با اریک هاکینگز(یکی از رقصنده های موسسه) ازدواج کرد که 15سال از خودش جوانتر بود. گرچه گراهام به ازدواج به عنوان یک اصل معتقد نبود اما بعد از هشت سال زندگی با هاکینگز متوجه شد که ازدواج قدم مناسبیست

بزرگترین کار او به نام کلایتمنسترا در سال 1958 ساخته شد و با  اجرای موسیقیدان معروف مصری هلیم الداب همراه بود. او همینطور با آهنگسازانی چون ارون کاپلند لوئیس هورست، ساموئل باربر، ویلیام شومن، کارلوس سوریناک، نورمان دلو جوجو و جیان منوتی همکاری کرد. مادر گراهام در سال 1958 در سانتا باربارا فوت کرد. باسابقه ترین دوست و همکار موسیقی دانش لوئیس هورست در سال 1964 فوت کرد. گراهام در مورد هورست میگفت “او گرچه دوستی دلسوز و فهیم بود اما ایمان او بود که به من انگیزه ادامه کار رو میداد. بدون اون من مطمئناً در این راه گم میشدم”

مارتا گراهام

مارتا گراهام


گراهام در واقع از اصطلاح رقص مدرن متنفر بود و اصطلاح رقص معاصر رو ترجیح میداد. او معتقد بود مفهوم مدرن مدام در حال تغییر است و نمیتوان به چیزی اطلاقش کرد

گراهام در بیشتر دوران کاری خود از عکس گرفتن یا فیلم گرفتن از کارهای خود جلوگیری میکرد. او معتقد بود اجرا فقط باید زنده و بر روی صحنه باشد و نه جور دیگری. او حتی یک بار تمام خاطرات و یادداشت های خود را سوزاند تا از دیده شدن آنها جلوگیری کند. اما چند استثنایی وجود داشت، او به صورت محدود با عکاس معروف ایموجن کانینگهام در دهه 1930 و باربارا مورگان در دهه چهل همکاری داشت او همچنین فیلیپ هالزمن را به عنوان عکاس “دارک میدو” که کامل ترین مجموعه عکس کارهای او محسوب میشوند انتخاب کرد

هلزمن همینطور در دهه چهل از دیگر کارهای گراهام از جمله “لتر تو د وورلد” “کیو اف د هون” “نایت جورنی” عکاسی کرده بود

او در اواخر دهه 1960 هم به رقصندگی ادامه میداد و با کهولت سن به شکل فزاینده ای به الکل روی اورد. نسل جوانتر که افسانه های او را شنیده بودند و از اینهمه تعریفی که در مورد او شده بود تعجب میکردند. کارهایش در این مقطع مبتنی بر خودش و گروه رقصی که حول او به اجرا میپرداختند بود. علاقه گراهام به رقص باعث شد علیرغم انتقاد های منتقدین که زمان اورا گذشته میدانستن همچنان به اجرا ادامه دهد اما وقتی صدای منتقدان بیش از پیش به هوا رفت او صحنه را کنار گذاشت

مارتا گراهام

مارتا گراهام

آنهایی که افتخار دیدن اجرای گراهام را در سالهای جوانیش داشتند تصدیق میکنند که او یک رقصنده دقیق و فوق العاده روی صحنه بود. گرچه او همچنین یکی از مهم ترین طرح های رقص تاریخ رقص بوده و شاید حتی یکی از مهمترین هنرمندان قرن بیستم او همیشه دوست داشت که با رقص هایش به یاد اورده شود. در سالهایی که از صحنه جدا شد، گراهام دچار افسردگی عمیقی شد که ناشی از دیدن موفقیت طراحی رقص هایی بود که او طراحی کرده بود اما توسط رقصنده های جوان و یا حتی شوهر سابقش هاکینگز اجرا میشد بود. او در طولتمام این سالها برای فراموش کردن دردهای خود به الکل روی اورد

بعد از بستری شدنش در بیمارستان او در سال 1972 مشروب خوردن را کنار گذاشت و به استودیوی خودش برگشت و به طراحی بیش از ده رقص باله و … جدید پرداخت. آخرین باله کامل او در دهه 1990 بود که “مپل لیف رگ” نام داشت

او در سال 1976 برنده مدال آزادی از رئیس جمهور فورد شد

رقص های طراحی شده گراهام حتی بعد از مرگش به دلیل ذات الریه در سال 1991 در صحنه ها باقی ماند. جسد او سوزانده شد و خاکسترهای آن در کوه های کریستو بر فراز شهر نیو مکزیکو پخش شد

در سال 1998 مجله تایم رقصنده های قرن را انتخاب کرد و او را به عنوان یکی از مهمترین افراد قرن بیستم انتخاب کرد

در کتابخانه ملی نیویورک بیشترین درخواست هایی که به رقص مربوط میشوند حاوی نام مارتا گراهام است

مارتا گراهام

مارتا گراهام

Tags: No tags

5 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*