Entry for March 01, 2009

فیلم میلیونر زاغه نشین که امسال کلی جایزه از گلدن گلوب و اسکار درو کرد و به هندوستان و انگلستان برد، در سینمای جهان بیشتر از اینکه خود فیلم شاهکار باشه یه اتفاق تازه ای بود، اتفاقی که یه جوری شرق و غرب رو بهم وصل میکرد. اگه فیلم رو دیده باشین متوجه میشین چی میگم در عین حالی که فیلم میلیونر زاغه نشین اصلا هندی نبود (غیر از پایانش) اما تو هند اتفاق میفتاد با شرایط محیطی هندی اما ساختار کاملا آمریکایی(اگه بهم بگین که دنی بویل که خودش انگیلیسیه، خود کشی میکنم! منظورم ساختارشه) حالا ساختارش رو هم که بگذریم ضرباهنگ تند فیلم هم به شدت وامداره سینمای هالیووده اما فیلم میلیونر زاغه نشین با این همه خصوصیات آمریکایی دوتا وجه تمایز دایره با فیلم هایی که میتونست در آمریکا ساخته بشه، اولیش ایده فوق جذاب داستان فیلمه که سیمون بیوفوی از یه رمان هندی اقتباس کرده و دومیش که از اولی هم مهمتره عنصر فقر و بدبختیه هندوستانه چیزی که هرگز تو آمریکا نمیتونی پیدا کنی، اگرم پیدا کنی هرگز به تاثیر گذاری اونچیزی که تو هند هست، نیست. این اتفاقی که بالا گفتم خیلی به مزاق اسکاری ها خوش اومده در عین حالی که انصافا هم فیلم خوش ساختی بود اما نه در سطحی که اینهمه نامزدی اسکار بگیره و در سطح بهترین فیلم های تاریخ سینما اسکار بهش بدن

حالا قضاوت اینکه هندوستان اونچیزیه که تو فیلم هندی ها نشون میدن یا اونچیزیه که تو میلیونر زاغه نشین نشون دادن و همینطور اینکه جایزه گرفتن این فیلم برای هندوستان چقدر افتخاره وقتی تنها شاهکار اورجینال هندی فیلم موسیقیشه با شما و همه این قضاوت ها بعد از اینکه میلیونر زاغه نشین(به قول خودم حلبی نشین) رو دیدین
Tags: No tags

5 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*