جام جهاني خيلي زودتر از آنچه فكر مي كرديم براي ايران تمام شد، جام جهاني براي ما آنروزي تمام شد كه دو هافبك دفاعي ما به جاي اينكه پشت محوطه جريمه خودمان باشند از ترس بازيكنان پرتغال به همراه مهاجمان و هافبك ها و دفاع هايمان در داخل هجده قدم خودشان را حبس كرده بودند. يا شايدم نه! جام جهاني زودتر تمام شده بود با آن اشتباه آشناي ميرزاپور در بازي مكزيك و شايد بازهم نه! جام جهاني بعد از صعودمان براي ما تمام شد! آنروزي كه صعود كنندگان احساس كردند چه كار بزرگي انجام داده اند و بايد به آنها نشان شجاعت داد بخاطر اينكه به بحرين در آزادي نباختيم! داستان هاي بعدي را همه مي دانيد چگونگي برگزاري اردوي آماده سازي تيم و بازي هاي تداركاتي و … همه اينها جام جهاني را براي ما خيلي زودتر از آنچه فكر مي كرديم براي ما تمام كرد.قوي ترين تيم تاريخ ما(به واسطه آنهمه لژيونر) در نهايت تبديل به ترسو ترين تيم تاريخ ما شد.در بازي با پرتغال مي توانستي از نگاهشان ترس را در وجود تك تك بازيكنان حس كني. چگونه رونالدو بايد در محوطه جريمه ما روپايي تمرين كند؟ چگونه ما بايد مقابل پرتغال نود دقيقه 11نفره در محوطه جريمه بي هدف بدويم و زير توپ بزنيم؟ مگر كره جنوبي با فرانسه بازي نكرد؟ آنها شجاعانه و دليرانه بازي كردند آنها مي دانستند كه ميليون ها كره اي منتظر آنها هستند و اميدشان را حتي يك لحظه هم از دست ندادند و با مساويشان بازي را بردند! ژاپن در بازي برزيل را بياد بياوريد! زدن گل اول به برزيل كار بزرگي بود آنها هرچند چهار گل خوردند اما قلبهايشان را به عشق مردمشان در زمين جا گذاشتند. آنها سرفرازانه در برابر برزيل بازي كردند و حتي يك گام هم عقب تشستند كاش ما هم اين وجود را داشتيم كه برابر پرتغال اينچنين بازي مي كرديم و بيشتر گل مي خورديم! اما ما ناي راه رفتن هم نداشتيم بعد از گل. نمي دانم چه شد كه درست در جام جهاني مهر رسول خطيبي به دل برانكو نشست! و نمي دانم چگونه مهر برهاني از دل برانكو رفت! چرا ما بايد خطيبي را در مهمترين بازي گروهمان به زمين مياورديم تا به دليل كم تجربگي آن موقعيت رويايي را از دست بدهيم؟ اما مقصر اينها نيستند! امروز ديوار برانكو از همه كوتاه تر است چون ديگر به ايران بر نمي گردد اما فراموش نكنيد و نكنيم كه ما كاري كرديم كه برانكو ترسو شد! برانكو دو چيز مي خواست نيمكت تيم ملي در جام جهاني و پول براي اين دو چيز هركاري مي كرد! بازيكنان مورد علاقه اش را خط مي زدند و چيزي نمي گفت برايش تركيب مشخص مي كردند و چيزي نمي گفت امپراطور كهنسال ما حتما بايد 90دقيقه بازي مي كرد و او مجبور بود چيزي نگويد . تيم ملي تبديل به سيكل بسته اي شده بود كه برانكو حتي از سايه خودش هم مي ترسيد چرا؟ يادتان باشد كه ما چه بلايي سر ايويچ آورديم! و برانكو را چه تهديداتي كرديم! او براي رسيدن به هدفش تمام ارتباطات را قطع كرد و ما همينطور نگريستيم! مثل اين بود كه مي دانستيم چه اتفاقي قرار است بيفتد ولي كاري نمي كرديم . جادوگرمان را آنقدر پررو كرديم كه حتي جواب سلام طرفدارانش را هم نمي دهد كه حتي حاضر نيست براي تيم ملي اش بازي كند. آنقدر ديديم و به كاپيتانمان هيچ نگفتيم و كاري نكرديم كه حالا ديگر از همه مردم طلبكار است. آنقدر از بازيكنانمان حمايت كرديم كه حالا احساس مي كنند از دماغ فيل پايين افتاده اند. نمي دانم چه بگويم ما همه مقصريم ما هيچ چيزي نداشتيم حتي خوش شانسي برانكو هم ديگر با ما نبود. بياييد يكبار كاسه ها را سر يك نفر نشكنيم برانكو فقط به اندازه خودش مقصر است ولي بعضي از بازيكنانمان هم مقصرند، دادكان هم مقصر است، علي آبادي هم مقصر است، ما رسانه ها هم مقصريم . حذف ما از جام جهاني درست مثل گل دوم مكزيك بود ما پنج شش اشتباهي را انجام داديم كه هر كدامشان به تنهايي براي حذف و نابودي ما كافي بود. نمي دانم در آينده چه اتفاقي قرار است بيفتد اما كاش كميته بررسي شكست تشكيل ندهيم مديريت هاي قبلي را نابود نكنيم و راه آنان را ادامه دهيم، برانكو را اعدام نكنيم كاش كمي واقع بين باشيم. اين تحقير شايسته ي ما نبود اما خودمان كرديم همه يمان بلا استثنا