معشوق تو همسایه دیوار به دیوار…در وادی سرگشته به چه هوایی؟

اربعین بود و منم میخواستم از یه جایی تاکسی سوار شم و بیام به سمت خونه یه پراید سفید با یه جوون معمولی نگه داشت که در ضبط آخرین مدلش نوحه ای گذاشته بود و صداش رو هم تا بیخ برده بود بالا، سوار که شدم یه کم جلوتر گفت آدم باید در محرم و صفر هرروز صدقه بده! دوستان من چندتاشون صدقه ندادن یکیشون ماشین زد بهش از وسط نصف شد یکیشون با موتور افتاد تو جوب یکیشونم کامیون زد به ماشینش(نقل به مضمون یه چیزایی تو همین مایه ها گفت) برای همین آدم باید تو این ماه صدقه بده، این دوتا ماه خیلی ماه سنگینی آدم باید عزاداری کنه… دیگه سرتون رو درد نمیارم به همین حرفها ادامه داد تا اینکه رسیدیم سر یه چهارراه که یه خانم سانتی مانتال مکش مرگ ما در حال رد شدن در چهارراه بود و من دیدم چشم های این جناب راننده چهارتا شد و با ذوق فراوان گفت جووووووووووون!!! از اینجا به بعدش من چشمام چهارتا شد که تو این جامعه پرادعای ما که همه ادعای خداپرستی و دینداری و بزرگ کردن فرزندانی که دیدگاهایی مثل جناب آقای راننده مورد نظر دارن چطور در یک چشم به هم زدن همه این باورها به باد میره یا حداقل در یک زمینه هیچ جوره جواب نمیده، این دوستمون فکر میکرد اگه هرروز صدقه بدی و تو این دوتا ماه سنگین هی سیاه بپوشی و نوحه گوش کنی و عزاداری کنی اما بگی جوووووووووووون! هیچ مشکلی پیش نمیاد! واقعاً بعضی وقتا حسرت میخورم که جامعه ما که توش دورو بودن و تظاهر کردن حسن محسوب میشه و برات کلی امتیاز به ارمغان میاره و دروغگویی جزء جدایی ناپذیرش محسوب میشه، چقدر وقت میخواد تا ما بتونیم این اخلاق هامون رو عوض کنیم، 2500سال؟ چون کوروش هم اون زمان سه تا آرزو برای ایران داشت که یکیش این بود که مملکت مرا از دروغ دورویی دور بدار و بعد از گذشت این همه سال به نظر میرسه کوروش کبیر به آرزوش نرسیده و نه تنها اوضاع بهتر نشده بلکه اینها در جامعه امروز ما بیشتر از هرزمانی نهادینه شده، چقدر حیف!!ا

Tags: No tags

14 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*