چند شب پیش نصف شبانه ساعت سه صبح به خانه یکی از دوستانم ریختند و نویسنده بلاگ سهل و ممتنع، دوست خوب و عزیزم رو به بدترین وضع ممکن دستگیر کردن
مریم قنبری اگرچه عقاید آزادیخواهانه و مترقیانه زیادی داشت که مثل خاری در چشم متحجرین بود
مریم اگرچه دوستان فعال و آزادیخواه زیادی داشت اما شخصاً خودش مخصوصاً در چند وقت اخیر به دور از اتفاقات بود و دستگیری اون نشون دهنده اوج بی برنامگی و دستگیری های اتفاقی حکومت در آستانه 22بهمن است
گرچه تجربه تاریخی نشون داده سیاست مرعوب ساختن آثار لحظه ای و کوتاه مدتی داره که در مقابل اثرات معکوس میان مدت و بلند مدتش هیچ به حساب میاد اما امیدوارم این حرکت های کورکورانه و اتفاقی بعد از پایان روز 22بهمن تموم بشه و شاهد بازگشت مریم قنبری و باقی زندانیانی که بخاطر ایجاد رعب و وحشت در بین مردم دستگیر شدن به آغوش گرم خانواده هایشان باشیم
با این وضعیت 22بهمن واقعاً جای تبریک داره
:بعداً اضافه شد: یه روز در یکی از صفحات کتاب میرا نوشته کریستوفر فرانک و ترجمه بی نظیره لیلی گلستان خوندم
تمام شد. حالا آخرین کلمات را مینویسم ولی هیچ ارزشی ندارند. آنها را برای رودک مینویسم؛ برای آنکه به او نشان دهم اشتباه نکردهاست. چیزهای بی معنی مینویسم. تب عجیبی میلرزاندم. اگر غیر ممکن نبود، میگفتم از خوشبختی است. میرا نوشتنم را نگاه میکند و چشمهایش برق میزند. سکوت در اتاق سنگینی میکند و تنها حرکت ازان مداد من است؛ حرکتی ناچیز که چنین مینمایاند که ما سه غول هستیم که روی پشهای خم شده باشیم. چیزهایی را که از مغزم میگذرند، مینویسم. تنها ادامه برایم اهمیت دارد؛ برایم مهم این است که در میان این دیوانگی که با تهوری توضیح ناپذیر از آن احساس غرور میکنم، همه چیز را تمام کنم
متأسفم
امیدوارم در صحت و سلامتی کامل به خونه برگرده
ایشالله
I m so sorry:(
omidvaram dostet zood azad she
امیدوارم خانم قنبری و همۀ زندانیان بزودی و در سلامتی کامل آزاد بشن
مرسی دوست عزیز انشالله، ممنون از لطفت
منم امیدوارم به سلامت به خونه برگرده و مشکلی براش پیش نیاد
مرسی مهسا جان