قدیما وقتی ماه رمضان میومد کوچه ها و خیابون ها حال هوای دیگه ای داشت، قیافه های فرق میکرد، یه حس عجیبی داشتی، لازم نبود یه مثلاً فرمانده بیاد تلویزیون و کسایی که روزه نیستن رو مثل جنایتکارها تهدید کنه، همه می دونستن چه کاری درسته و چه کاری درست نیست، واقعاً متاسفم که جامعه رو جوری کردن که دیگه کسی یادش نمیاد ماه رمضان چه حس خوبی داشت، چقدر همه رعایت همدیگه رو میکردن. دیروز وقتی دیدم هیچکس حواسش به ماه رمضان نیست و علیرغم اونهمه تهدید و ارعاب حتی محجبه ها هم در ملع عام دارن هرچی دلشون میخواد میخورن بیشتر از پیش فهمیدم که این جامعه داره تغییر میکنه و وقتی نمیذارن این تغییر در سطح جامعه صورت بگیره بالطبع این تغییرات زیرزمینی میشه و در اعماق جامعه شکل میگیره جایی که هیچ کنترلی روش نیست و یه روزی که مطمئنم زیادم دور نیست وقتی این تغییرات به سطح برسه، میترسم که چیز زیادی از چیزهایی که قدیما بهشون حس های خوبی داشتیم نمونه. اگه همه چی قرار باشه با ارعاب و تهدید پیش بره مطمئن باشید هیچ سنتی باقی نمیمونه. همیشه در همه جوامع این عرف بوده که تعیین کننده بوده و هست و یه سری ها تو این مملکت هستن که میخوان با زور سرنیزه چیزهایی که خودشون دوست دارن رو به جامعه تحمیل کنن و شک نکنید همین تحمیل، سنت های خوب و بد رو باهم از بین خواهد برد. فقط امیدوارم سرنیزه به دست ها یادشون بیاد درسته که با سرنیزه میشه خیلی چیزها رو بدست اورد اما حقیقتاً نمیشه روش نشست و اینکاریه که دارن میکنن
پی نوشته 1: دلم ماه رمضون قدیمی میخواد با ربنای شجریان
پی نوشته 2: دیروز یه کمی از دوتا سریال ماه رمضونی رو دیدم، یکی ملکوت یکی جراحت واقعاً آدم خجالت میکشه از دیدن همچین سریال های سخیف و دیالوگ ها مزخرفی که مثلاً قراره تو هر کدومش ده ها پیام اخلاقی باشه، صدرحمت به فارسی 1، اینهمه پول مردم رو دادن چی ساختن، البته هنوز کارای فرزاد موتمن و حسن فتحی رو ندیدم حالا فرزاد موتمن رو نمی دونم واقعاً چون کاراش خیلی بالا پایین داره اما باید کار حسن فتحی رو حتماً دید من خوشم میاد ازش، مخصوصاً در زمینه دیالوگ نویسی محشره کارهاش
پی نوشته 3: احساس میکنم دارم سرما میخورم
پی نوشته 4: دلم یه کتاب خوب میخواد
پی نوشته 5: همین دیگه :دی
پوسته نو مبارک ! عجب تحولاتی ! من هر بار میام اینجا . کلی تغییر کردین !
با حرفاتون موافقم . این زور و ارعاب مردم داره همه چیزمون رو میگیره . اما خب این همه گیر میدیدم به حکومت چرا یکم به خودمون گیر نمیدیم . آخه مگه ما عقل و منطق مون رو از دست دادیم که بخوایم بخاطر لج و لجبازی با دیگران عقایدمون رو عوض کنیم . خقیقتش اگه جامعه داره به این سمت میره یکمی اش هم تقصیر خومونه !
با پی نوشته 1 موافقم ! منم خیلی دلم می خواد دوباره ربنا رو دم اذون موقع افطار بشنوم . واقعا حال و هوایی داشت …
کاملاً موافقم، ولی خب اونی که بیشتر مقصره رو معمولاً بیشتر هم متهم میکنن دیگه 😉
وای که چه قدر راست می گی میلاد. امروز یک ربع مونده به اذان از کلاسم تعطیل شدم.داشتم تو بازار تجریش می چرخیدم اما از ربنای شجریان، از هیاهوی مردم برای خریدن افطاری هیچ خبری نبود. واقعا قبلا ماه رمضون ها یه حال و هوای دیگه ای داشت. این جامعه داره روز به روز بیشتر به سمت بی اخلاقی می ره. نمی دونم چرا ادم ها انقد بداخلاقند.انقدر می پرن به هم دیگه. از اول ماه رمضون تا امروز می دونی چندبار تو تاکسی ها دعوا دیدم سر هیچ و پوچ.همین غروبی چشمم خورد به یکی از همون تبلیغ های آشغالی. این بار داشتن تبلیغ می کردن که مثلا احمد آقا چاقه و از ترس گشنه موندن روزه نمی گیره و مینا خانوم لاغ مردنی و از ترس اینکه دیگه هیچی ازش نمونه!!! بعد تلویزیون به شکل یک پیر دانا می اومد و می گفت روزه برای چاقی و لاغری چه خوبه. آخه دیگه باید روزه گرفتنم تبلیغ کنن!!!!حال آدم بهم می خوره.
می ماند سریال ها. من فقط سریال شبکه یک و سه را می بینم. قبول که فیلم نامه ی شبکه سه مثل کارهای دیگه ی سعید نعمت الله چیز گیرایی نداره محض خاطر عسگرپور تماشاش می کنم که سریال گل های گرمسیریش را خیلی دوست داشتم. البته سریال شبکه یک مثل همیشه یک کار قابل قبول از فتحی و نادریه. اگر باز هم مسئولین به اخر سریال گند نزنن.
پ.ن: واما پیشنهاد کتاب . سفر کسرا جعفر مدرس صادقی. ظرافت جوجه تیغی موریل باربری.قدرت اسطوره ی جوزف کمپل.همنوایی شبانه ی ارکستر چوب ها رضا قاسمی.ویران می ایی حسین سناپور.
واقعاً همینطوره که میگی مهتاب متاسفانه آدم حالش بد میشه میره تو خیابون و اینارو میبینه
در مورد تلویزیون هم من یه قسمت جراحت رو دیدیم به نظرم خیلییییییی شعاری میومد، ملکوت هم که مزخرف تر از مزخرف بود حیف وقت، فکر کنم اونو فقط بخاطر تشکر از شریفی نیا که همیشه برای اجرای عملیات دستمال یزدی آماده بوده ساختن و همه کاره اش شریفی نیاست اما در مسیر زاینده رود رو واقعاً دوست داشتم چه کار نو و به قول تو قابل قبولی بود تنها سریالی که تونستم ببینم همونه
در مورد کتاب هم ممنون مثل همیشه تو بی نظیری مهتاب
قالب نو مبارك ميلاد 😉
در مورد تغييرات بايد بگم اينقدر ملموسه كه من ماه رمضون 5سال پيشو كه يادمه با الان خيلي فرق كرده … اصلا تا ربنا نباشه انگار ماه رمضون نيست …!
سريال هارم من هيچ كدومو نميبينم ! يه طنز شبكه 5 ميزاره ادم ميمونه آيا اين مثلا طنزه واقعا ؟؟!! دلم واسه طنز هاي عطاران كه ماه رمضونا ميساخت تنگ شده ….
آره واقعاً سعیده هیچوقت یادم نمیره اون طنزی که توش مرده رو مینداختن بالا میگفتن حلالش کنید من هنوزم که هنوزه یادش میفتم میمیرم از خنده :دی اما همون طنزه که میگه خب یه کم سبکش متفاوته چند شب پیش تیکه هایی انداخت که هیچکس باورش نمیشد در تلویزیون بشه همچین چیزایی گفت. واقعاً عجیب بود، من تو سریالا فقط در مسیر زاینده رود رو میبینم کار خیلی قابل قبولیه 🙂
راست مي گي ميلاد
واقعا همينطوره
خب فعلا همينه ديگه
آخ آخ سريالها رو هم نگو كه تو خونه ما شده فقط سوژه خنده
من كه سر خودم رو به كارهاي خودم گرم مي كنم ؛ اون جراحت با اون ديالوگها و ملكوت هم با اون صحنه هاي كامپيوتري اش آخر مسخره است
همه چي انگار مصنوعي شده
واقعا متأسفم براي خيلي چيزها
از جمله نتيجه مقايسه ساختن جوانهاي 30 سال پيش با جوانهاي الان
واقعاً اون دوتا که غیرقابل دیدن هستن، ازشون فراریم یعنی:))) اما کار حسن فتحی رو ببین خوش ساخته
کلی با این پستت حال کردم میلییییی…..ای گفتی
مخلصیم
اول اینکه ماه رمضان امسال مثل همیشه نیست و اون حال و هوا رو نداره یکی به دلیل پخش نشدن ربنای استاد و دیگری عوض شدن مجری ماه عسل و مهمونای امسالشون که اصلا آدم نمیتونه این برنامه ی کسل کننده رو ببینه
درباره ی سریالها هم باید بگم وضعشون از پارسال بهتر شده…چی بود اون نردبام آسمان
ولی ملکوت خیلی خیلی خیلی افتضاح و مزخرفه
جراحت و در مسیر زاینده رود و دوست دارم ولی بیشتر از همه ی اینا خانه به دوش رو که آخر شب نشون میده با وجود تکراری بودن بازم برام جالبه جای سریالهای عطاران امسال خیلی خالیه
DELAM KHEILY BARAYE REZA ATTARAN TANG SHODE.EY KAASH MITUNESTAM INO BE KHODESH HAM BEGAM.
Milad … Ajab blogi Sakhti … Damet Garm
با اینکه یه 4-5سالی قدمت داره اما خیلی مخلصیم :دی
اگه اين پست لايك داشت براي 5 تا پ نوشتت لايك ميزدم.واما اون سرنيزه و نشستن روش اي واي .
مرسی پرستو جان این همون پستی بود که بهتون گفته بودم 🙂