قصه های منو بلاگ.کام

این بلاگ من و کلا سایت بلاگ.کام خیلی باحاله در عین سادگی و راحتی و حس خوبی که نسبت بهش دام و یه جورایی متفاوته اما یه سری امکانات اولیه ای رو نداره که آدم باورش نمیشه مثلا نمیشه ترتیب لینک هایی رو که میذاری مشخص کنی و جالبه هیچ ترتیب منطقی هم ندارن! همینجوری خودشون تشخیص میدن کدوم اول باشن کدوم آخر گفتم اینو بگم که دوستانی که این بغل هستن مطلع باشن این که این شکلی هستن کار بلاگ.کامه نه من البته خب این زیادم بد نیست چون واقعا انتخاب کردن و مرتب کردن اینا کار سختیه اما یه مشکله دیگه من با این سایت اینه که هیچ آماری بهت نمیده که چندتا بنی بشر بهت سرزدن یا اصلا سر زدن یا نزد یا میخوان سر بزنن! خیلی عجیبه که یه بلاگ همچین قابلیتی نداره! بعد از همه جالبتر اینه که شما بنر بالای سایتت رو نمیتونی خودت آپلود کنی و باید به گزینه های محدودی که سایت محترم بلاگ.کام ارائه میکنه قانع باشی، برای همین مجبور شدم یه نامه بلند بالا برای مسئولان سایتشون بنویسم ببینم واقعا چه فکری کردن که یه بلاگ به این توپی با این همه امکانات در اختیار امت گذاشتن اما این چندتا امکان ابتدایی رو نذاشتن. حالا ببینم چی میگن

آره درست میگی منم به وورد پرس فکر کردم یعنی اصلا ثبت نام هم ردم اما یه بدبختی که داره اینه که جز با آنتی فیلتر نمیتونم واردش بشم برای همین خیلی سخته، کسی میدونه چرا؟! بلاگفا هم که مزخرفه، بلاگرز رو هم نمیدونم با چه مشخصاتی وبلاگم رو ساختم نمیتونم برم توش، خلاصه هیچ چاره ای جز اینجا ندارم البته اینجام خوبه ها البته به جز این دوتا مشکلش

نکته بی ربط شماره 1: خوشحالم که علی آبادی رای نیوورد

نکته بی ربط شماره 2: داشتم وبلاگ های دوستان این بغل رو مرور میکردم دیدم هدی یه مطلبی داشت در مورد اونموقعی که ما اواخر ترجمه فصل اول هاوس بودیم و چندتایی که به شوق و ذوق مدیریتشون تویه فروم دسته چندم ایرانی و چندتایی هم به خاطر خودشیرینی میومدن هی با ترفندهای مختلف سعی میکردن کارو خراب کنن، اولش شروع کردن به اینکه به من یه چیزی بگن به هدی یه چیزه دیگه که مثلا بین مترجم های کار اختلاف بندازن، پروژه بعدیشون این بود که مارو تو معذوریت رفاقت و مرام و اینجور چیزا قرار بدن تا کارو متوقف کنیم، بعد اومدن شروع کردن به بدگویی از ترجمه تو جاهای مختلفی که دوستان ترجمه مارو میذاشتن بعد که دیدن فایده نداره دیواری از دیوار هدی بیچاره مثل اینکه کوتاه تر پیدا نکرده بودن رفتن شروع کردن به فحاشی، هرچند کلا قرار شد جوابشون رو ندیم کل هوم! اما من یه جا مجبور شدم بهشون بگم که اصلا این قضیه به شما ربطی نداره! صاحب فروم و مترجم قبلی کار هیچی نگفته اونوقت شما دو سه تا کاربر چی میگین این وسط؟ اگه مسئله ای باشه مترجم ها و مدیرهای ارشد دوتا سایت باهم حل میکنن نمیدونم چه عادتیه که ما ایرانی های همه اش حکایتمون حکایت ما سه تا رو کجا میبریده! مثل اینکه ما مجبور به توضیح دادن  به اینها بودیم، خلاصه اینکه اون مطلب هدی داغ دلم رو تازه کرد، البته من کلا حساسیت ندارم نسبت به هیچی خدارو شکر اما کلا تجربه جالبی بود اتفاقا وقتی تصمیم به شروع کار گرفتیم اینارو پیش بینی هم میکردیم، حالا بماند

نکته ی ربط شماره 3: یکی منو مجبور کنه برم نامبرز ترجمه کنم

Tags: No tags

6 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*