در مسیر زاینده رود

 

دنیایی رو تصور کنید که توش آدم ها یا خوب یا بد نیستن، همه خاکستری هستن پاش که بیفته با تمام وجودشون سعی میکنن انتقام بگیرن، پاش که بیفته آبروشون رو به همه چیز و حتی انسانیت ترجیح میدن، این معمولاً دنیایی نیست که تو تلویزیون ما میگذره. یادمه تو کتاب میرا یه وزارتی داشتن به نام تبلیغات، این وزارتخونه مسئول ترویج ایدئولوژی حاکم بود و هیچکس جز با اجازه اونها حق نداشت حتی چیزی بنویسه، این روزها که انگار تلویزیون وظیفه اون وزارت خونه رو تو جامعه ما به عهده گرفته وجود سریال در مسیر زاینده رود در بین همچین برنامه هایی غنیمته، خط داستانی فوق العاده قوی و پیچیده به اضافه شخصیت پردازی های خوب و دیالوگ هایی که همیشه نقطه قوت کارهای حسن فتحی بوده باعث میشه مخاطبین خاص و عام از دیدن این سریال راضی بشن و این درنظر گرفتن هردو قشر خاص و عام چیزیه که تو جامعه ما مرسوم نیست اما حسن فتحی جز معدود کارگردان هاییه که به نظرم تو کارهاش همه چیز رو در نظر میگیره و در مسیر زاینده رود هم از این داستانش جدا نیست

البته چندتا انتقاد هم میشه به سریال داشت از جمله اینکه واقعاً با این همه هزینه خیلی حیف بود که وقتی سوار ماشین هستن از تکنولوژی فیلم های دهه 50 هالیوود استفاده کرده و فیلم رو برداشتن چسبوندن به پشت ماشین ها، این از اون کج سلیقگی هاییه که واقعاً جای سوال داره. اما انتقاد دوم برمیگرده به اینکه با توجه به محدودیت های تلویزیون سوالی که ایجاد میشه اینه که ایا واقعاً لازم بود اینهمه بحث فسادهایی وسط بیاد که برای بیننده ها گنگ میمونه و مخاطب نمیتونه با احساس بازیگرهاش بعد از فهمیدن و دیدن بعضی جریان ها همراه بشه، شاید اگه فضا فضای بازتری بود این کار میتونست خیلی خیلی بهتر باشه

یه نکته مثبت دیگه این سریال آهنگ زیبا و به یاد موندنیه آخرشه که با شعر افشین یداللهی آهنگساز و خواننده اش احسان خواجه امیریه که واقعاً باعث میشه آدم بشینه تا ته تیتراژ سریال رو هم ببینه

در مجموع فکر میکنم کارای حسن فتحی و امثالهم کارای مغتنمی هستن و گذشتن ازشون کار آسونی نیست مخصوصاً که معتقدم آینده سینمای ایران متعلق به کارگردان هاییه که به مدرن ترین شکل ممکن به سنت های عقلانی احترام میذارن و از شعارهای تابلو و تکراری پرهیز میکنن من به شخصه حسن فتحی رو یکی از این کارگردان ها میبینم و مطمئنم زمان چیزهای بیشتری رو در موردش ثابت خواهد کرد

پی نوشته 1: وقتی میگم تلویزیون مثل اون وزارتخونه است دلیل دارم نمونه بارزش مصاحبه های مردمیه این شبکه است، همیشه تو مصاحبه های مردمی همه خوشحالن، هیچکس هیچ مشکلی نداره، همه راضی هستن و نظرهاشون همه شبیه هم میمونه و به ترتیب تکرار میشه مثل همین دیشب که نظر مردم رو در مورد در مسیر زاینده رود پخش کردن تا بحث انتقاد ها رو به لهجه بازیگراش تو سریال مثلاً بخوابونن، جالب اینجا بود که نه تنها همه این سریال رو دیده بودن و نه تنها همه میگفتن خیلی سریال خوب و ارزشیه بلکه به ترتیب نفر اول معتقد بود که این سریال به آدم یاد میده که انتقام چیز خوبی نیست و نفر دوم معتقد بود که لهجه هاشون خیلی خوبه و این روند مدام تکرار میشد، وقتی یه رسانه سعی میکنه اینطوری نظرات مردم رو در مورد یه سریال کنترل شده و از پیش تعیین شده انتقال بده دیگه شما حساب بقیه مواردش رو بکنید

Tags: No tags

12 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*