من دلم ميخواهد
خانهاي داشته باشم پر دوست،
کنج هر ديوارش
دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو…؛
هر کسي ميخواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند.
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و رياست…
بر درش برگ گلي ميکوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مينويسم اي يار
خانهي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد ديگر
” خانه دوست کجاست؟ “

بله خب اینم حرفیه
از معدود شعر نوهائیه که دوستش دارم!ا
ziba bod 🙂
vali hamishe ke ye jor nemimone ! age dostaton dava kardan chi 😀
سهراب بیچاره دیگه نمی تونه بپرسه :دی
خونه ی ما نزدیکه ها … بفرما شام در خدمت باشیم 😀
عجب!…
این روزها همه به دنبال نمایان کردن خونه هاشون هستند…اما من دلم می خوام برم یجا تنهای تنها باشم یکجا که هیچکی دستش بهم نرسه همون جزیره لاست!…
میلاد جان جهت عرض سک سک بود این کامنت…و اینکه هنوز دنبال میکنم
موفق و پیروز باشی
یاشار
سلام ، بسیار زیرنویس های خوبی ارائه دادی ، من روی دی وی دی ها دکتر هاوس زیرنویس شما را دارم ، ولی چرا زردن ؟ کاشکی سفید می کردینش زیباتر می شد
انشالله فصل سوم
میلاد چه خوب نوشته بودی….. خیلی خیلی خیلی بجا بود…. خوبی؟ خوش میگذره… جات خالی:دی
مرسییی، مهسا خیلی دوست داشتم باشم تقصیر اونیه که می دونی و خودم بعداً حسابش رو میرسم :دی ایشالله دفعه دیگه
به به .. آقای میلاد عزیز .. چه شعر قشنگی گذاشتی .. لذت بردیم بسی .. یه وقت اگه وقت سر خاروندن پیدا کردی به ما هم یه سری بزن .. خوشحال می شیم 🙂
سلام
اگر اجازه بدی این شعر زیبا رو در وبلاگم قرار بدم ممنونت می شم میلاد جان…..من شما رو جزو پیوندام قرار دادم خوشحال می شم من هم جزو پیوندات باشم……..
ممنون رضا جان، با کمال میل 🙂
میلی بعد از مدتها اومد بلاگت. خیلییی قشنگ شده. عااااااااااااااااالیه این فرمت. منم میخوااااام. این شعر هم خیلی خوب بود. مال خودته؟
مرسی مریم که سر زدی، و خوشحالم که شکل جدید بلاگم رو دوست داشتی، این شعر هم مال فریدون مشیریه اما اگه نبود خودم مطمئناً میسرودمش:دی