وقتي رو صندلي سينما نشسته بودم و تيزر فيلم مكس كه چندوقتي هست كه قراره اكران بشه و نميشه رو مي ديدم با خودم فكر مي كردم كه جنس كافه ترانزيت از چه جنسي مي تونه باشه اصولا از فضايي كه تو تبليغات تلويزيونيش براش ساخته بودن خوشم نمي اومد 2تا دليل باعث شد كه برم فيلم رو ببينم. يكي توصيه هاي مكرر دوستان يكي هم آنوسي كه روي سر در سينما ها بود و شايد هم بازي خانم عرفائي كه دورادور در زمان انتخابات مي شناختمشون هم بي تاثير نبود تو اين فكرها بودم كه اينا باهم ميشه 2تا دليل يا 3تا
كه فيلم شروع شد هرچي از فيلم بيشتر مي گذشت احساس بهتري پيدا مي كردم باور كردني نيست كه موضوعي به غم انگيزي موضوع فيلم كافه ترانزيت باشه و اينقدر زيبا و دلنشين روايت بشه بحث فيلم بحث اين است كه وقتي پاي انسان و انسانيت وسط مي ايد . نه مرز و زبان مي شناسد نه سنت و شايد هم اين است معناي انسانيت و ديگر خواهي، از همه اينها گذشته بازي زيباي خانم صدرعرفائي هم كمك زيادي به تصوير كشيدن فيلم كرده بود در هر حال فيلم كافه ترانزيت فيلميست ديدني و قابل توصيه به دوستان و آشنايان