كافه ستاره مانيفست نسل سوم سينماي ايران
كافه ستاره آخرين فيلم سامان مقدم به شدت با ساير كارهاي اين چند ساله سينماي ايران متفاوت است نه اينكه فيلم هاي سينماي ايران بد باشند يا اينكه كافه ستاره خيلي خوب باشد نه! بلكه به اين خاطر كه فيلم كافه ستاره پيوند عميقي دارد با ادبيات مدرن نه تنها ايران بلكه جهان، چيزي كه در سينماي ايران خيلي كم ديده شده هربار هم كه ديده شده به اين خوبي از آب درنيامده يا اگر هم درآمده آنقدر شخصي بوده كه مخاطب را راضي نكرده كاري كه سامان مقدم از هر دو سو موفق به انجام آن شده.
سامان مقدم با سياوش شروع كرد خيلي ها او را از مكتب كيميايي مي دانند اما من او را از مكتب نسل سوم مي دانم تنوع طلبي او در كارهاي متفاوتش حس تجربه گرش باعث مي شود او را از اين مكتب ببينم چيزي كه برخي منتقدان دوست ندارند ولي همواره تجربه ثابت كرده است فيلم هايي كه نقد هاي ضد و نقيضي را بر مي انگيزند فيلمهاي خوب و جريان سازي هستند فيلمهايي كه يك گام از زمانه خودشان جلوترند.
هرچند كه نمي خواهم در اين چند سطر فقط از سامان مقدم تعريف كنم كه فكر مي كنم برايش كمي زود است اما فقط مي خواهم به دوستانم بگويم كافه ستاره فيلم خوبيست، آدم هايش دوست داشتني هستند، زندگي هايش نزديكمان هستند و كاراكترهايش به دنبال ناكجا آبادي هستند براي آرام زندگي كردن، ناكجا آبادي كه امامزاده اش به همان زيبايي نقاشي هاي سالومه باشد جايي كه ما هم دنبالش هستيم ، بقيه اش ديگر مو از ماست كشيدن است