Entry for September 15, 2006

آدم هاي بد خوب
 
 
كرش يا همان تصادف كه توانست شگفتي ساز اسكار پارسال باشد فيلميست به شدت مسحور كننده.
تصادف در حقيقت داستاني متقابل از سفيدها، سياه  ها و زردها را بيان مي كند داستان پولدارها وفقير ها قدرتمندان و ضعيفان را به تصوير مي كشد كه همه آنها در يك مسير به حركت ادامه مي دهند و همه آنها قربانياني هستند كه در عين حال گناهكارند و چه كسي مي داند در ذهن ديگري چه مي گذرد؟
فيلم به صورت شخصيت هاي متنوعش را به زيبايي هر چه تمامتر به ما معرفي مي كند و ما با تمام شناختي كه از آدم ها فيلم پيدا مي كنيم، هرگز نمي توانيم آنها را پيش بيني كنيم زيرا كه رفتار آنها به شدت به اتفاقات وابسته است هرچند كه فيلم در روايت داستان كمي كند حركت مي كند و در حقيقت بيننده را بيش از حد درغم شخصيت هايش منتظرميگذارد.
پل هگيس بعد از تجربه موفقيت آميزش در نوشتن فيلمنامه دختر يك ميليوندلاري براي ساختن تصادف دست به خطر بزرگي زد ساختن فيلمي مستقل به عنوان اولين تجربه كارگرداني و با اين موضوع خاص خطري بود كه هگيس آنرا قبول كرد و شايد هم همان چيزي به كمكش آمد كه در فيلم به كمك شخصيت هايش مي آمد و اسكار براي اولين بار به فيلمي جايزه داد كه بيشتر مسحور كننده ذهن ها بود تا چشم ها.
چيزي كه بصورت مداوم در فيلم تكرار مي شود اين است كه مفروضات شخصيت ها باعث مي شود كه آنها نتوانند ببينند كه چه كسي پيش رويشان است(به ايراني ها را عرب مي بينند، قفل ساز رنگين پوست را گانگستر در حالي كه حقيقت چيز ديگريست). براي مثال در فيلم صحنه اي وجود دارد كه يك تهييه كننده سفيد پوست به كارگردان سياه پوست تلويزيوني وقتي در حال گرفتن صحنه اي هستند ميگويد حرف زدن بازيگر به اندازه كافي سياه نيست و هرگز به اين نكته توجه ندارد كه حتيكارگردانسياهش هم حرف زدنشآنجوريكه مي گويد آنقدر سياه پوست نيست.
نكته ديگري كه فيلم را زيباتر مي كند موسيقي متن فوق العاده فيلم است كه مانند فيلم تلفيقيست از موسيقي جهان و مانند شخصيت هايش در يك راه واحد.
بازي ها در فيلم هگيس بي نظير به نظر مي آيند بي نظير و سخت طبيعي و در اين بازي هاي زيبا بازي مت ديلن به عنوان يك كاراگاه نژاد پرست بيشتر به چشم مي آيد او بدترين آدم خوب فيلم است و به زيبايي به ما اين را نشان مي دهد.
در ابتداي فيلم ديالوگ كليدي است كه مي گوي:”شنيدي قرار برف بياد” اتفاقي كه در انتهاي فيلم مي افتد و چهره شخصيت هاي فيلم را مي شويد و به آنها احساس جديدي مي دهد احساس بهتر شدن بعد از تمام اتفاقات فيلم هرچند كه آنها از ابتداي فيلم باهوش تر يا خوشحالتريا حتي ارام تر نيستند آنها فقط آدمهاي بهتري هستند.
فيلمهاي زيادي وجود ندارند كه بعد از ديدن آنها احساس كني آدم بهتري شدي، شايد تصادف هم از آن دست فيلمها نباشد اما بعد از ديدن فيلم مي فهميد چگونه بايد بهتر شويد چون.تصادف فيلميست درباره بهتر شدن
Tags: No tags

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*