
سریال های ماه رمضان امسال برعکس سال های گذشته هم از لحاظ محتوایی و هم از لحاظ شکلی واقعا حرفی برای گفتن نداشتن جدا از سریال های طنز که بیشتر بعد سرگرم کنندگی در اونها مطرحه و امسال شبکه سه و پنج با سریال بزنگاه و مامور بدرقه این وظیفه رو بر عهده داشتن و اصلا هم جز معدود سکانس هایی موفق نبودند از طرف دیگه سریال های معنا گرای شبکه های دو و یک بیشتر خنده دار و شعارگرا بودند تا اینکه معنایی رو واسه بیننده تداعی کنند هرچند روز حسرت ادامه داره و قسمت آخرش امشب از شبکه اول پخش میشه اما حقیقت اینجاست که با تمام این تفاسیر هیچکدوم از این سریال ها به هیچکس نچسبید چه کسی میتونه سریال های امسال رو با سریال هایی مثل صاحبدلان یا حتی میوه ممنوعه در کوچکترین ابعادی مقایسه کنه؟ نکته جالب نقش های محوری معتاد ها در این سریال ها بود که واقعا عجیب بود وجود معتاد های دوست داشتنیدر سریال های صدا و سیما و من اصلا نمی دونم این خوبه یا بد!!1
بزنگاه
اولین سریالی که بعد از اذان پخش شد بزنگاه بود و رضا عطاران که همیشه موفق و جنجالی بوده حداقل واسه تلویزیون، اولین چیزی که از این سریال تو ذهنه من تیتراژ عجیب و غریبش بود که قشنگ رو اعصاب من بودفضای سیاه و پر از آهن و سروصدا باعث میشد هیچوقت نخوام ببینم تیتراژشو اما این سریال یه شروع فوق العاده و بی نظیر داشت، قسمت اول اون فوق العاده خوب بود و نشون فکری بود که پشت این سریال بود شوخی با سنت های ایرانیها در قبال مرده هاشون و مراسم ختم ملموس و دلنشین و به شدت خنده دار بود اما بعد از چند قسمت یواش یواش شروع کردم به این احساس که عطاران و تیمش داره تو ورطه سریال های نود شبی میوفته مجبور بودن تند تند کار کنن سریالو برسونن که همین باعث شد تیزی فکری که پشتشون بود گم بشه و تبدیل بشه به یه سرس شوخی های نسبتا مستحجن(که باعث دراومدن صدای شورای نظارت بر سیما و زمزمه های توقیف سریال هم شد)، که درسته بعضی وقتا می خندی اما بعدش از خودت خجالت می کشی که به این مزخرفات خندیدی، دیدگاه جدید عطاران نسبت به معتاد ها در حین سریال گم شد، زن ها همون نقش های فرعی همیشگی رو داشتن، آخر سریال همه عروسی کردن و از همه بدتر کماکان عطاران هیچ ارزشی برای شخصیت های سریال هاش قائل نیست و کاملا رویایی به همه چی نگاه می کنه و عجیبه که هیچوقت نگاهش تغییر نمی کنه شاید عادت ما ایرانی ها باشه که وقتی یه کار موفق می کنیم دیگه هرگز حاضر نیستیم خودمون رو اصلاح کنیم، من به شخصه هیچ چیز تازه ای نسبت به کارای گذشته عطاران ندیدم این خیلی دردناکه واسه یه آدمی به هوش عطاران
اولین سریالی که بعد از اذان پخش شد بزنگاه بود و رضا عطاران که همیشه موفق و جنجالی بوده حداقل واسه تلویزیون، اولین چیزی که از این سریال تو ذهنه من تیتراژ عجیب و غریبش بود که قشنگ رو اعصاب من بودفضای سیاه و پر از آهن و سروصدا باعث میشد هیچوقت نخوام ببینم تیتراژشو اما این سریال یه شروع فوق العاده و بی نظیر داشت، قسمت اول اون فوق العاده خوب بود و نشون فکری بود که پشت این سریال بود شوخی با سنت های ایرانیها در قبال مرده هاشون و مراسم ختم ملموس و دلنشین و به شدت خنده دار بود اما بعد از چند قسمت یواش یواش شروع کردم به این احساس که عطاران و تیمش داره تو ورطه سریال های نود شبی میوفته مجبور بودن تند تند کار کنن سریالو برسونن که همین باعث شد تیزی فکری که پشتشون بود گم بشه و تبدیل بشه به یه سرس شوخی های نسبتا مستحجن(که باعث دراومدن صدای شورای نظارت بر سیما و زمزمه های توقیف سریال هم شد)، که درسته بعضی وقتا می خندی اما بعدش از خودت خجالت می کشی که به این مزخرفات خندیدی، دیدگاه جدید عطاران نسبت به معتاد ها در حین سریال گم شد، زن ها همون نقش های فرعی همیشگی رو داشتن، آخر سریال همه عروسی کردن و از همه بدتر کماکان عطاران هیچ ارزشی برای شخصیت های سریال هاش قائل نیست و کاملا رویایی به همه چی نگاه می کنه و عجیبه که هیچوقت نگاهش تغییر نمی کنه شاید عادت ما ایرانی ها باشه که وقتی یه کار موفق می کنیم دیگه هرگز حاضر نیستیم خودمون رو اصلاح کنیم، من به شخصه هیچ چیز تازه ای نسبت به کارای گذشته عطاران ندیدم این خیلی دردناکه واسه یه آدمی به هوش عطاران
مثل هیچکس
دومین سریالی که بعد از عطاران به فاصله یک ساعت پخش می شد مثل هیچکس بود که همه الان فکر کنم آهنگشو بیشتر یادشون باشه تا سریالو، جدا از نگاه مسخره، سنتی، از مد افتاده، مزخرف، فیلم فارسی وار و گل و بلبل به خانواده های ایرانی مهمترین پیام این فیلم ازدواج فامیلی بود یعنی همه برید تو فامیلتون ازدواج کنید تا خوشبخت بشید اگرم خارج از فامیل شوهر کنن دختراتون داماداتون بی چشم و رو و مال مردم خور میشن، مشخصا سازنده این سریال اقای حسین برزیده زیاد سریال پدرسالار رو دیده بوده و خواسته یه چیزی تو همون مایه ها بسازه که گند زده، هرچند خود پدر سالار با معیار های الان چیه که کپیش بخواد چی باشه؟! خیلی بده رواج ازدواج های فامیلی در حالی که اینهمه ان جی او در سراسر جهان دارن روی فرهنگ مردم کار می کنن تا از این ازدواج ها و پیامد هاش روی بچه های حاصل از این ازدواج ها جلوگیری کنن، دیدگاه این فیلم هم نسبت به همه چی سنتی تر از اونچیزی بود که بشه فکر کرد مناسبات مال 400سال پیش بود زنها یا احمق بودن یا خیلی بیشتر از اینکه به فکر خودشون باشن به فکر شوهرشون بودن و تر و خشک کردنش فقط مادر خانواده یه کم فرق داشت اونم احتمالا بخاطر این بود که شوهرش مرده!! کلا این سریال هیچ چیزی به هیچ جایی در هیچ قسمتی اضافه نکرد، به نظر من مزخرف ترین سریال همین بود که در جنبه های مختلف حتی جذب مخاطب هم به بدترین شکل ممکن عمل کرد
دومین سریالی که بعد از عطاران به فاصله یک ساعت پخش می شد مثل هیچکس بود که همه الان فکر کنم آهنگشو بیشتر یادشون باشه تا سریالو، جدا از نگاه مسخره، سنتی، از مد افتاده، مزخرف، فیلم فارسی وار و گل و بلبل به خانواده های ایرانی مهمترین پیام این فیلم ازدواج فامیلی بود یعنی همه برید تو فامیلتون ازدواج کنید تا خوشبخت بشید اگرم خارج از فامیل شوهر کنن دختراتون داماداتون بی چشم و رو و مال مردم خور میشن، مشخصا سازنده این سریال اقای حسین برزیده زیاد سریال پدرسالار رو دیده بوده و خواسته یه چیزی تو همون مایه ها بسازه که گند زده، هرچند خود پدر سالار با معیار های الان چیه که کپیش بخواد چی باشه؟! خیلی بده رواج ازدواج های فامیلی در حالی که اینهمه ان جی او در سراسر جهان دارن روی فرهنگ مردم کار می کنن تا از این ازدواج ها و پیامد هاش روی بچه های حاصل از این ازدواج ها جلوگیری کنن، دیدگاه این فیلم هم نسبت به همه چی سنتی تر از اونچیزی بود که بشه فکر کرد مناسبات مال 400سال پیش بود زنها یا احمق بودن یا خیلی بیشتر از اینکه به فکر خودشون باشن به فکر شوهرشون بودن و تر و خشک کردنش فقط مادر خانواده یه کم فرق داشت اونم احتمالا بخاطر این بود که شوهرش مرده!! کلا این سریال هیچ چیزی به هیچ جایی در هیچ قسمتی اضافه نکرد، به نظر من مزخرف ترین سریال همین بود که در جنبه های مختلف حتی جذب مخاطب هم به بدترین شکل ممکن عمل کرد
روز حسرت
کانال یک در راستای عادت همیشگیش یه سریال ماورایی رو به کارگردانی قهرمان بزرگ سریالهای نود شبی یعنی سیروس مقدم پخش کرد، میگن سیروس مقدم میتونه روزی 60دقیقه فیلم بسازه که اینو باید در کتاب گینس ثبت کرد، این سریال از لحاظ محتوایی به شدت بوی تعفن میده ولی در عین حال از مظر شکلی میشه گفت قابل قبوله، دیالوگ های فوق خنده دار و شعارگونه فیلم، بازی افسانه بایگان در نقش یک زن حوزه رفته با دماغ عمل کرده و مژه های کاشته شده به همراه صدکیلو آرایشات فرعی واقعا جالبه از اون مهمتر این دیدگاهی که نسبت به روابط زن و شوهر ایده آل در این سریال ارائه و فرمولیزه شده مثل اینکه زن ها می تونن گواهی نامه داشته باشن اما همیشه همسراشون باید برسوننشون یا اینکه باید بین مردم باشن و با خونه های آنچنانی و ماشین انچنانی سوار اتوبوس بشن، کفشاشون بزنه و صداشون در نیادو… خیلی خوبه!! با مشخصات این سریال فقط مامان نرجس و معصومه جونشون میرن بهشت و بقیه باید برن تو بیابون و جهنم بوق بزنن! البته شاید این همکلاسی نرجس خانوم اون روحانی ریش بلند هم بره بهشت نمی دونم دقیقا! خلاصه که وقت
کانال یک در راستای عادت همیشگیش یه سریال ماورایی رو به کارگردانی قهرمان بزرگ سریالهای نود شبی یعنی سیروس مقدم پخش کرد، میگن سیروس مقدم میتونه روزی 60دقیقه فیلم بسازه که اینو باید در کتاب گینس ثبت کرد، این سریال از لحاظ محتوایی به شدت بوی تعفن میده ولی در عین حال از مظر شکلی میشه گفت قابل قبوله، دیالوگ های فوق خنده دار و شعارگونه فیلم، بازی افسانه بایگان در نقش یک زن حوزه رفته با دماغ عمل کرده و مژه های کاشته شده به همراه صدکیلو آرایشات فرعی واقعا جالبه از اون مهمتر این دیدگاهی که نسبت به روابط زن و شوهر ایده آل در این سریال ارائه و فرمولیزه شده مثل اینکه زن ها می تونن گواهی نامه داشته باشن اما همیشه همسراشون باید برسوننشون یا اینکه باید بین مردم باشن و با خونه های آنچنانی و ماشین انچنانی سوار اتوبوس بشن، کفشاشون بزنه و صداشون در نیادو… خیلی خوبه!! با مشخصات این سریال فقط مامان نرجس و معصومه جونشون میرن بهشت و بقیه باید برن تو بیابون و جهنم بوق بزنن! البته شاید این همکلاسی نرجس خانوم اون روحانی ریش بلند هم بره بهشت نمی دونم دقیقا! خلاصه که وقت