Entry for May 19, 2008

امروز سوار مهربون ترین تاکسی ایران شدم حتی به قول خودش شاید مهربون ترین تاکسی دنیا. چه حس عجیبی بود چون اول که سوار شدم یه کمی همچین از گرما و هزاربدبختی که تو شهر بزرگ تهران هست هم عصبانی بودم هم شدیدا خسته اما وقتی پیاده شدم می تونستم تا خود خونه با بن جانسون مسابقه دو بذارم!!! خیلی جالب بود که با من یه جوری حرف زد با استاد دانشگاهی که بعدش سوار شد یه جور دیگه حتی باهاش یه کمی به انگلیسی خوش و بش کرد خلاصه که عینیت “هرکس به ظن خویش شد یار ما” بود، تو ماشین یه دفترچه ای داشت که توش پربود از مصاحبه هاش و نوشته هایی که گاه و بیگاه مسافراش براش نوشته بودند با یه چندتایی تقدیرنامه، اما آخرین صفحه دفترچه عکس پسرش بود پسری که به قول خودش یه روز دوستش اومد دنبالش و بردش اما دیگه نیاوردش، به همین سادگی و به همین سرعت، بهو دلم خواست براش فاتحه بخونم و خوندم و بازهم خواهم خوند. ابراهیم دهباشی زاده الحق صاحب مهربونترین تاکسی ایران و حتی شاید جهانه، نمی دونم این انرژی رو از کجا داره، نمی دونم چجوری می تونه تهرانو اینجوری تحمل کنه اما خوش بحاله اونهایی که یکبارم که شده سوار سمند زرد و تمیز ابراهیم دهباشی زاده شدند
***
اومدم خونه مطمئن بودم که می خوام در موردش بنویسم واسه همین یه سرچی تو نت کردم و شوکه شدم که دیدم صدها نفر از اهالی نت رو این مرد سوار کرده و اونها ذوق زده در موردش نوشتن تازه هیجان انگیزترش وقتیه که بدونین ابراهیم دهباشی زاده وبلاگ می نویسه و وبلاگش هم به روزه و جالبه توی بلاگش از صحبت های نیچه هست تا مصاحبه هاش و نوشته های مسافراش
***
نمی خوام آخرش نتیجه گیری کنم کاش همه همینطور بودن و… فقط می خوام بگم چقدر عالیه که ما حداقل یه ابراهیم دهباشی زاده داریم و کاش همیشه همینقدر سرحال باشه و روزهای مردم رو بسازه تا یه روزی همه مردم ایران یا حتی به قول خودش دنیا بدونن که حداقل یه ابراهیم دهباشی زاده هست و چقدر خوبه که میشه اینجا بود و مثل اون بود
***
پیوست: وبلاگ ابراهیم دهباشی زاده مهربان ترین تاکسی تهران ، نوشته یه وبلاگ از برخوردش با ابراهیم دهباشی زاده ، نوشته ی کامل و تقریبا مصاحبه وار یه نفر دیگه که میشه اسمش رو گذاشت همه چیز درباره ابراهیم دهباشی زاده
Tags: No tags

4 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*