
یادداشت های یک عاشق فرینج برای قسمت چهاردهم
اول از همه این عکس رو ببینید
به نظرتون والتر داره چیکار میکنه؟!!! نکنه یه ربطی به اون اسپرم های میمونی که تو قسمت 12 به قیمت دوهزاردلار خریده بود داشته باشه
اما اولین چیز جالبی که تو این قسمت نظر منو جلب کرد لرزش دست های آقای جونز بود تو این قسمت ببینید:
جالب اینجاست که همون زمان دست های نینا شارپ هم مشکل پیدا کرده بود، یه حدس میتونه این باشه که نکنه نینا شارپ هم از دستگاهی مشابه دستگاه تجساز والتر بیشاپ استفاده کرده باشه
(قسمت 10 رو یادتونه؟!) دومین حدس اینه که نکنه دست آقای جونز هم مثل خانم نینا شارپ مصنوعی باشه، به نظرتون جالب نیست این آقای ویلیام بل هم مثل آقای جونز و در ابتدای سریال تو آلمان بوده؟! اصلا شاید یهو دیدین که جفت این نظریه ها باهم درست بود
برگشتن دست های نینا شارپ هم در آخر این قسمت شاید نوید برگشتن دکتر بل رو بده. اما من کلا شرط میبندم اینا یه ربطی به هم دارن
اینو من نفهمیدم یکی از بچه های فرینج بلاگر کشف کرده بود ببینید
آینه رو میبینید؟ اونجا برعکس لغت fast نوشته شده، این دوستمون معتقده که این احتمالا به قسمت آینده مربوطه اما من هنوز شک دارک، شما چی میگین؟
اینجا رو ببینین
آقای اوری بینوا تو اینجا داره به فیلم معما اشاره میکنه، این فیلم محصول 1963 و من شخصا خیلی عاشقشم ولی جالبتر از اون تم این فیلم هست، بازیگرای این فیلم اُدری هپبورن و کَری گرانت هستن که از بازیگرهای فوق العاده اون زمان بودن، فیلم معما به این دلیل مشهوره که کلی ژانر رو باهم قاطی کرده و یه فیلم تحسین برانگیز این وسط در اومده، از یه طرف خنده داره از طرف دیگه هیجان انگیزه در عین حال که خیلی هم عاشقانه است، تازه خیلی هم تاکید داره که هیچ چیز اونجوری که به نظر میاد نیست اگه هنوز به ارتباطش به فرینج باور نیووردین همینو بگم که اسم آقای کری گرانت تو این فیلم پیتر جاشوآ است!!!!
خوبی این فیلم اینه که کپی رایت و اینحرفها نداره اگه اینترنت پرسرعت دارین برین از اینجا ببینیدش. خب چه اشکالی داره، قسمت بعدی فرینج دو هفته دیگه میاد تا اونموقع بیکار نباشید!
این آقای تماشاگر هم که نیاز به معرفی نداره عشق مهدا جان هم که هست
من وقتی این صحنه رو دیدم خیلی دوست داشتم بفهمم معنیش چیه
اگه دقت کنید نوشته JHU اون بالا هم نوشته Dell من هرچی فکر کردم هیچ ربطی پیدا نکردم اما اینجا باز یکی از دوستان در فرینج پدیا یه نظریه جالب داد بایرون معتقده که JHU یعنی John Hopkins University و این دانشگاه رابطه خیلی مستقیمی با شرکت Dell داره
جالبه همه کامپیوترهای این سریال هم Dell هست، حالا این چه بلا جایی برای تبلیغ بود نمی دونم، کسی نظر دیگه ای نداره؟!
در این قسمت همینطور به کتاب سرزمین خنده ها اشاره شد
این کتاب نوشته جاناتان کارول هست و متاسفانه به فارسی برگردونده نشده من خودم اسمش رو تاحالا نشنیده بودم اما تحقیقی که کردم به نتایج خیلی جالبی رسید این کتاب یه کتاب تخیلیه در مورد مرزهای واقعیته، برین اینجا ببینین خود جاناتان کارول در مورد کتابش چی گفته یا از ویکیپدیا اینجا نگاه کنید، خب نمیخواین نرین خلاصه اش اینه که این کتاب داستان یه معلمیه که داره در مورد یه نویسنده کتاب بچه ها تحقیق میکنه که به شکل عجیبی با دختر این نویسنده ملاقات میکنه و این دختر به گرمی از
این معلم استقبال میکنه همه چی داشته خوب پبش میرفته که یهو یه سگ شروع میکنه با معلم حرف زدن، یه جورایی دنیای واقعی معلم شروع میکنه به نزدیک شدن به دنیای تخیلی نویسنده
این معلم استقبال میکنه همه چی داشته خوب پبش میرفته که یهو یه سگ شروع میکنه با معلم حرف زدن، یه جورایی دنیای واقعی معلم شروع میکنه به نزدیک شدن به دنیای تخیلی نویسنده
اینا همه منو یاد کتاب زد اف تی میندازه، یعنی نویسنده اش کی میتونه باشه؟! یه حدس هایی دارم اما نمیگم
کلا این کتاب یه داستانی داره که خیلی شبیه داستان الان دست درد میگیرم اگه کلش رو تعریف کنم اما اگه میخواین بدونین برین اینجا نقد این کتاب رو بخونید ببینید چقدر تام شبیه پیتر و و اولیویا شبیه ساکسونیه
آهان یادم اومد این خیلی باحاله ببینید
آمریکایی ها به دو دلاری میگن Deuce این کلمه یه معنی دیگه هم داره و اون شیطان یا Devil هستش، برای همین بعضی ها معتقدن دو دلاری بد شانسی میاره، استفاده از دو دلاری در این قسمت ذوق نویسندگان این سریال که این تلمیح رو هم در بر داره
تو این سریال مدام یه چیزی تکرار میشه، ببینید
این نور آبی که میبینید نه تنها تو این قسمت چندبار دیگه تکرار شد(اونجایی که اولیویا داشت چراغ ها رو خاموش میکرد مثلا) بلکه در کل سریال حین اتفاق های مختلف دیده شده حالا تو بحث در مورد اون قسمت ها بهتون میگم، من هنوز ماهیت این نورها رو نمی دونم اما شاید تاثیرات اون دنیای دیگه باشه یا مثلا اثر مشاهده کردن وقایع توسط اونا، این نورها در طول سریال هی داره گسترده تر و گسترده تر استفاده میشه، جالبه نه؟!
اینو ببینید
انگار دور سر اولیویا دانم یه هاله هستش، شاید این هاله به ما میگه که این دختر قراره نجات دهنده ما باشه، من این صحنه رو خیلی دوست داشتم
این شماره ها رو ببینید
حالا اینجارو ببینید
اولی بهم گفت که تو عکس دومی اینایی که نوشته عدده من وقتی معنای عددها رو پیدا کردم به عدد هیجان انگیز 627رسیدم این همون پرواز اولیه سریاله و این میز همونیه که روش اسکناس دودلاری بود
حالا گذشته از اینا این کورتکسیفان داستان جالبی داره من احتمال میدم پیتر هم ازش در کودکی استفاده کرده باشه(والتر یه جا به اولیویا میگه در کودکی یه بلایی سر پیتر اورده
) ببینم این فقط منم یا شما هم با این دارو و اون بچه های استثنایی یاد لاست میفتین؟
آخیش اینا رو دلم مونده بود
maaaaa on adada ro chejori peida kardi? on ghazie korteksifan az hame ina moshkoktare
be to migan ye fan be manaye vaghei kalame!
akhe vaghean on adada ro chejori peida kardiiii
kkheili jaaleb bood. fek nemikardam to internete farsi yeki inghad paye bashe ke kholase har ghesmatia ba vaghaye jaleb episode bezare!! dashtam donbale jonathan carrol to site haye farsi boodam ke beinja residam!!
kheili jaaleb bood karet! omidvaram fringe ta modat haa edame dashte basheeeeee;)
fek kooonam ketaba gir biaram bekhonam chon magic realist ee ! va jaaleb be nazar miad