Entry for January 27, 2007

واقعا آدم از طرفدار استقلال بودن خجالت مي كشد. مدام هم مسئولان و مربيان استقلال از نداشتن بازيكن حرف مي زنند در حاليكه به نظر من اصلا اين دلايل قابل توجيه نيست به چند دليل، اول اينكه استقلال در خط حمله ضغف بزرگي دارد و براي من جالب است با اين ضعف به اين بزرگي استقلال با تك مهاجم آن هم در سيستم 361 بازي مي كند اين يعني سيستم انتخابي مرفاوي كاملا اشتباه است زيرا تيم هايي كه ضعف خط حمله دارند چاره اي ندارند كه با تعداد زياد به سمت دروازه حريف حمله كنند كما اينكه استقلال تمام ابزارش را نيز دارد زيرا در يك سوم دفاعي بسيار قدرتمند است در حقيقت استقلال مي تواند در يك سوم دفاعي خودش با بازيكناني نظير صادقي، قرباني، فكري، انصاريان و حتي كاظمي بازي هر تيمي را تخريب كند پس از دفاع مي تواند خيالش راحت باشد از سوي ديگر استقلال به هيچ وجه ابزار 361 را ندارد از يك سو پيستون هاي استقلال به شدت در برگشت ها ضعيف هستند(همه از دم!) از طرف ديگر در استقلال مهاجمي وجود ندارد كه خصوصيات تك مهاجم در اين سيستم را داشته باشد در اين سيستم يك تك مهاجم بايد در حقيقت نقش يك تارگت من را ايفا كند كه مشخصا مهاجمان استقلال هيچكدام اين خصوصيات را ندارند و دقيقا به همين دليل استقلال در يك سوم هجومي خودش اصلا قادر به ايجاد موقعيت نيست. امروز در جهان دو دسته مربي وجود دارند آنهايي كه يك سيستم و طرز فكر را مي پرستند و بر اساس آن بازيكنانشان را انطباق مي دهند(اين نوع طرز فكر بيشتر براي تيم هاي پايه يا ضعيف كه تقريبا بازيكنان يكدستي دارند مناسب است) دوم مربياني كه بر اساس مهره هايي كه دارند سيستم را انتخاب مي كنند(مربيان تيم هاي بزرگ به دليل داشتن ستاره هايشان و خصوصيات منحصر به فرد آنها اصولا اين راه را انتخاب مي كنند) پارادوكس استقلال اينجاست كه مرفاوي جز دسته ي اول است(مرفاوي سالها در تيم هاي پايه استقلال كار كرده وموفق هم بوده) و استقلال جز دسته دوم شايد با توجه به شرايط استقلال سيستم 442الماسي شكل با كمي تغيير و عمق دادن به دفاع كاملا منطبق بر شرايط امروز استقلال باشد اما مرفاوي به چيزي جز 361 فكر نمي كند.
دليل دوم اينكه مرفاوي مي تواند مربي خوب و مهرباني باشد اما مطمئنا فاقد جذبه ي يك سرمربي است به همين دليل تيم او به چندين و چند دسته تقسيم شده است و او هرگز نمي تواند از يك تركيب ثابت براي تيمش استفاده كند چون احتمالا بعضي بزرگترها با هم راحت نيستند.
سوم اينكه مرفاوي در چند هفته اخير كاملا در تصميم گيري متزلزل نشان داده اين را از تعويض منصوريان در بازي با مرصاد كه اول قرار بود بائو را به زمين بفرستد و همچنين تعويض زود هنگام داسيلوا در بازي با ذوب آهن مي توان دريافت. البته كه اين تزلزل با توجه به فشارهاي وارده به او منطقي به نظر مي رسد.
چندين دليل ديگر هم مي توان بر شمرد كه به نظر از حوصله بحث خارج مي رسند اما مهمترين مسئله استقلال شايد اين باشد كه مرفاوي يا نمي تواند و يا حتي نمي خواهد در قبال بازي سرد و بي روح امسال استقلال انعطاف پذير باشد. مرفاوي راست مي گويد استقلال فاقد ابزار هاي لازم براي زيبا بازي كردن در فرم و شكل حال حاضر است. اما حالا چه بايد كرد همين بهانه كافيست يا شايد بهتر است فرم و شكل را تغيير داد. به نظر من بزرگترين بدبختي استقلال امسال خوب نتيجه گرفتنش است وگرنه استقلال به هيچ وجه شايسته اين نتايج نبوده است و فكر هم مي كنم استقلالي ها و طرفدارنشان با اين طرز نتيجه گرفتن و حتي قهرمان شدن هم بيگانه اند اين را تعداد كم هواداران استقلال در آزادي نشان مي دهد كاش استقلال با اين شيوه ديگر نبرد…
Tags: No tags

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*