Entry for December 15, 2006

باز بايد سرنوشت از سر نوشت
سهم من يك راي بود چون بلد نبودم از صبح تا شب به زمين و زمان فحش بدم من حتي بلد نبودم انقلاب كنم براي همين سهم من يك برگ راي شوراي شهر بيشتر نبود من ياد گرفته ام اينجوري حرف بزنم چون پاي صندوق هاي شهر كسايي را ديدم كه انقلاب كننده ها و فحش دهنده هاي خيلي خوبي بودن، هر روز صبح تو تاكسي مي ديدمشون كه دارن به هر مسئولي كه دم ستشون مياد فحش مي دن و غر مي زنن اما امشب پاي صندوق بودند كه شناسنامشون مهر داشته باشه يكيشون از من پرسيد اين خرازي هموني نيست كه وزير خارجه بود؟! آدم خوبيه بهش راي بدم! يه كمي به اين سوال وحشتناك فكر كنيد! اولين نكته وحشتناك اينه كه اين نماينده ي مردم حاضر در صحنه و حماسه ساز از شرايط نامزد شدن مجلس خبرگان حتي خبر هم نداشته چه برسه به انتخاب كردن! نكته هاي ديگشو هم خودتون در بياريد.
يا پسري كه باباش مي گفت بابا ضايع است من بيام راي بدم پس فردا بچه ها چي مي گن اگه شناسناممو ببينن!
با وجود اين دوستان تحريم بي معني به نظر مي رسه پس حداقل سهم يك آدم اينه كه اگر ديد كسي هست كه ذره اي به چيزي كه مي خواد نزديكه بهش راي بده تو خبرگان نيست؟ من راي ندادم! تو مجلس نيست؟ بازم راي ندادم! اما تو شوراي شهر كه ميشه حداقل چند نفر رو پيدا كرد پس من راي دادم چون بلد نيستم چندتا شخصيت داشته باشم چيزي كه دارن بهمون هر روز و هر روز ياد مي دن چيزي كه امروز تلويزيون هم داشت ياد مي داد! عجب طنز تلخي بود ساعت 8:30 شب كانال سه اساتيد! مجري گري ايران آقاي احمدزاده ي كبير! كه استاده دكلمه كردنه داشت صحبت هاي يه احمد ديگه منتهي از نوع بهارلو از صداي آمريكا رو مسخره مي كرد جالبه كه دقيقا اون قسمتي رو مسخره مي كرد كه بهارلو گذاشت يك مخالفي كامل حرف بزنه و بعد از تموم شدن حرفش گفت شما حق نداري هويت منو از من بگيري! بماند كه اين حرف منتقي بود اما آقاي احمدزاده داشتن بخاطر اينكه چندصد هزارتوماني پاداش بيشتري بگيرند مسخره مي كردند به همراه دوست هميشه و در همه چي حاضر و به زعم خودشم احتمالا بامزه شون آقاي خياباني كه ايشون هم براي اينكه از پاداش بي نصيب نمونن خدمت آقاي بهارلو عرض كردن ايراني تو نيستي بلكه ايراني شهيد همته!كاش مي شد بهش بگم با اين غربالي كه كردين فقط مرده ها ايراني شدن! اما اين هم بماند بعد از كلي خنديدن رفتن مصاحبه مردمي پخش كنن يكي گفت من هميشه تو انتخابات شركت مي كنم اما با يه بچه ي 15ساله استطاعت بيشتر از 200هزار تومان پول پيش دادن رو ندارم صاحبخونه جوابم كرده و اينجا بود كه دوربين برگشت به استوديو و آقاي احمدزاده كه خيلي بچه مسلمونه و نمي تونه دروغ بگه(چون استغفرالله دروغ گناه كبيرست) و فقط از طرف مردم هم حرف مي زنه گفتش كه اشكال فني به وجود اومده ديگه نمي تونيم ادامه مصاحبه رو پخش كنيم و شروع كرد به ادامه حرفهاش!خنده دار نيست؟!
اما من حرفم را زدم به اصلاح طلب ها هم راي دادم و حتي اگر هم فردا راي ها را بشمارند و دوستاني كه نمي دونستن به كي بايد راي بدن و به هركي اسمش آشنا تر بود راي دادن هم پيروز بشن از اينكه حرفم رو زدم پشيمون نخواهم بود چون زورم بيشتر نمي رسيد همونطوري كه تو انتخابات رياست جمهوري زورم نرسيد ولي حداقلش هم حرفم را زدم هم زورم را
حرفام مثل فيلم هواشناس نيكلاس كيج شده، فعلا كه كسي به سمتم آشغال پرت نكرده! تا بعد كه ببينيم خدا چي مي خواد
Tags: No tags

5 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*