امشب رفته بودیم خونه عمه بابا مهمونی، خونه اشون از اون خونه هاست که باید یه کوچه تنگ رو تا تهش بری بعد چندتا پله بری بالا به یه کوچه تنگ تر وارد شی و تا تهش بری و زنگ بزنی وارد خونه ای بشی که پر از حس های نوستالژیک دوران کودکی آدمه چون همه جاش مثل همون اولین باریه که واردش شدی و کلی تو حیاطش بازی کردی و از پله هاش بدو بدو بالا رفتی، من این حس رو خیلی دوست دارم یه جورایی آدم رو از دنیای این روزها به پرواز درمیاره. آدم میفهمه بزرگ شدن اونقدرهایی که اونروزها آرزو میکرد اتفاق خارق العاده ای نیست چون دیگه نمی تونی تو حیاط بازی کنی یا از پله ها بدو بدو بری بالا پایین کی فکرش رو میکرد آدم دلش برای اینکارها تنگ بشه؟
پی نوشته خیلی بی ربط: چند وقته داریم با هدی سریال بونز رو میبینیم و عجب سریال بی نظیریه اگه ببینید واقعاً تعجب میکنید اینهمه زیبایی و احساس چطور میتونه با استخوان و جسد های پوسیده جور دربیاد و یکی از بهترین سریال های پلیسی دهه اخیر آمریکا رو بسازه به اضافه آهنگ های بی نظیری که در این سریال به کار رفته باعث میشه حسی بیشتر از یه سریال خیلی قشنگ به بونز داشته باشم، آدم با شخصیت هاش همزاد پنداری میکنه و خودش رو خیلی جاها بخشی از اونها میبینه، میتونه دنبال آهنگ هاش بگرده و به کلکسیون آهنگهای فوق العاده اش برای احساس های مختلفش اضافه کنه، چی از این بهتر؟ البته هدی خیلی جلوتره منم دارم میدوئم بهش برسم! در مورد آهنگ هاش گفتم یکی از زیباترین آهنگ هایی که تو این سریال شنیدم تو قسمت چهارم یا پنجم فصل دوم بود جایی که داستان در مورد دختر پرورشگاهی هست که عاشق پسر پولداری میشه و مجبور میشه گناه برادرش رو به عهده بگیره حالا فرض کنید این داستان با بک گراند موسیقی از سوزان انان که اسم و لینک دانلود و بخشی از متن آهنگ رو براتون اینجا میذارم
I can’t see the stars anymore living here
Let’s go to the hills where the outlines are clear
Bring on the wonder
Bring on the song
واقعاً زیباست و حس عجیبی به آدم میده، حسش فراموسیقیاییه
حالا یه مطلب مفصل در موردش نوشتم اما دوست داشتم اول تو مجله آی لاست با صلاحدید دوست خوبم علیرضای عزیز چاپ بشه بعد بذارمش واسه همین منتظر یه مطلب مفصل باشین
پی نوشته یه کمی باربط: بعضی آهنگ ها هستن بدون هیچ دلیلی اشک شما رو درمیارن و بد هم اشکاتون رو درمیارن بعضی وقتا بخاطر شعره بعضی وقتا آهنگ و بعضی وقتا هم هیچ کدوم از اینها نیست انگار یه جایی رو تو ضمیر ناخودآگاهت بد قلقلک میده. آلبوم جدید امید آلبوم قشنگ و قابل توجهیه و چندتا آهنگ خیلی خوب هم توش هست اما یکیشون بد حال و هوام رو عوض کرد، هشتمین آهنگ آلبومش “اسمش “اگر مانده بودی”ه توش یه حس عجیبیه یه ریتم خاصی داره یه چیزی که هرچی گوش میدم خسته نمیشم و هرچی این آهنگ زیباست به نظرم تنظیم حق مطلب این آهنگ رو ادا نمیکنه اما عجب صدا و آهنگی داره امید تو این آهنگ. وقت کردین اونو هم گوش بدین لینکش رو نمیذارم که با آهنگ بالا قاطی نشه
Milad jan…Ahange besiar besiar zibaei bood…vaghean dastet dard nakone…. 🙂
چقدر خوب که خوشت اومده روزبه جان، شما خوشت بیاد دیگه یعنی آخر آهنگ بوده 😀
وای میلاد این آهنگ ِ فوق العاده زیبا بود
کاش می شد آهنگ های اپیزودهاش رو بدون ِ دیدن خود سریال پیدا کرد !
البته سعی می کنم گیر بیارم سریال رو به کمک ِ بعضی ها :دی
خب شما که میتونی خود سریالم ببینی چه کاریه که آهنگاش رو جدا پیدا کنی؟! 😀
سلام میلاد جان.هر چند وقت یه بار به وبلاگت سر می زنم ولی حال ندارم نظر بدم تنبلم دیگه ولی این پستت خیلی با حال و هوای من جور بود و نتونستم نظر ندم.در مورد اون بخش اصلی(حس دوران کودکی) که جای هیچ حرفی باقی نمیمونه و واقعا حس دوران کودکی واقعا حس قشنگی بود حتی بدترین لحظه هاش
در مورد سریال هم هنوز ندیم ولی با این تعریفایی که کردی واجب شد که حتما ببینمش
اما در مورد اون بخش آخر آلبوم امید ، واقعا آلبوم قشنگی بود البته با بار اول گوش کردن به آلبوم آدم به ارزش واقعی آلبوم پی نمیبره اما اگه یه ذره ولوم رو بدی بالا واقعا آدم میره تو حال و هوای آلبوم
اما اون ترک هشتم فوق العاده بی نظیر بود شاید بتونم بگم تا حالا 100 بار گوش کردم و هنوز این ترک زیباست مخصوصا اینک در تعطیلات عید این آهنگ یه حس دیگه ای داشت
هرچی بگم کم گفتم
خیلی ممنون بابت تمام لطف هایی که به ما داشتی و خواهی داشت.
موفق باشی
مرسی فرزین جان شما خیلی لطف داری منم کارهای شما رو دنبال میکنم همیشه، واقعاً ممنون و باهات کاملاً موافقم
در مورد بچگی نگو که دلمون خون میشه … مگه میشه دیوونه بازیهام با پسرخالم رو تو خونه کرج فراموش کنم
مگه میشه گروه تشکیل دادنمون و سر کار گذاشتن دیگر بچه های فامیل رو فراموش کنم
مگه میشه خونه خاله خودم رو که الان خراب شده و یک آپارتمان مذخرف شده رو فراموش کنم
در مورد بونز هم نمیدونم چی بگم چون ندیدم …
در مورد امید هم که بگیر نگیره برای من … فقط یه آهنگش هست که هر موقع گوش بدم … حس خوبی پیدا میکنم
مجید جان چه کارهایی کردی ها 😀
اصلاً بهت نمیاد اینقدر شیطون باشی
ممنون که لطف داشتی
حالا یادم باشه ازت بپرسم کدوم آهنگش رو میگی 😉
اِ .. يعني تو شيطوني هم مي كردي ؟جل الخالق:D
;;)نه!! مجید شیطونی میکرده!! من پسر خوبی بودم! اصلاً به من میاد آوا جان؟؟ نه خدایی؟؟؟
بله . . به ياري شما و توكل بر خداوند اين امر امكان پذير خواهد بود :دي
وای چه خونه ای!!!!! دلم خواست
8->
آهنگه رو گذاشتم دانلود بشه، ولی مگه می شه آهنگای بونز بد هم باشه؟ :دی
راستی!! الــــــــــــــــــــــــــــهی تیکه تیکه بشن با اون پایان بندی فصل سومشون! چشمه اشکم خشک شد بسکه گریه کردم
:))))))
این خاطره ای رو که گفتی دقیقا صحنه هایی از بچگی خودم رو جلوی چشمم آورد
خونه خیلی قدیمی ولی بزرگ و مصفای پدربزرگم که همه اونجا جمع میشدن
وقتی با بچه های دیگه میفتادیم از در و دیوارهای این خونه بالا می رفتیم
البته من از همه مظلوم تر بودم!
اون خونه هم متاسفانه دووم نیاورد و شد چند تا مجتمع مسکونی
یادش بخیر بیرون رفتن های دسته جمعی، سفرهای دسته جمعی
واقعا میلاد گاها که فکر میکنم می بینم چقدر زندگیمون عوض شده!
الان برای اینکه یه خانواده بخواد دو ساعت مهمونی بره خونه یه خانواده دیگه چقدر باید اما و اگر چید تا سر بگیره
میلاد اون زمان تو هم میخواستی خلبان یا دکتر بشی!؟
فکر کنم شایدم یکی از آرزوهات این بوده که وقتی بزرگ شدی سریال لاست و فرینج رو ترجمه کنی!! D:
درسته محمد جان دقیقاً همینطوره که میگی من اونموقع ها دوست داشتم فضانورد بشم 😀
:))) یادمه اونموقع ها یه کتاب محبوب داشتم که وقتی بابا اینا برام میخوندن کلی جذبش میشدم در مورد مثلث برمودا بود دست کمی از لاست و فرینج نداشت
man ye meghdar az ahang hash ro tooye torrent gir avordam. in ahang ham bood va albate kami motefavet hast va bbe nazar ejraye ghavi tar va ba saz haye bishtarie…
اون کتاب رو فکر کنم منم همون موقع ها خوندم … یه کتاب نسبتا قطور با یه جلد مشکی بود
تو اسمش هم یه “شیطان” داشت اگه منظورت همون باشه
راست میگی … اون موقع فرینج ما همین مثلث برمودا بود!
آره خودشه 😉
چرا گامنتي كه من نوشته بودم نيومده؟دوباره و خلاصه بگم:عاشق قسمت اول نوشته ات شدم كه يه عالمه خاطره آورد جلوي چشمام.مرسي
مرسی پرستو جان اما من کامنت از شما ندیدم فکر کنم باز بلاگ.کام خرابکاری کرده 😀
حست رو کاملاً درک می کنم
اون هفته ای ما رفتیم خونه یکی …
طرفهای گلوبندک
وای همین کوچه باریکها
حیاطهای تو در تو
اتاقهای تو در تو
سقف با تیرهای چوبی
توی اتاقشون پر از عتیقه بود
از اون آیینه های بلند که روی زمین می ذارن با قاب طلایی
پر از خاطره بود
یاد خونه خاله مادربزرگم افتادم؛ که چقدر بازی می کردیم و از این حیاط به اون حیاط
حوض کوچکش
سربخاریها
یاد عیدها
…
هرچی سرک کشیدم که توی حیاط رو درست و حسابی ببینم نتونستم
…
منم این سریال رو ندیدم ؛ شاید یه روزی دیدم؛ خوش به حالتون 🙂
Salam milad jan webloge ghashangi dari………..matalebesham jaleban……vajeb shod serial bonz o bebinam……….