Entry for May 07, 2006

در جهان سودان كشور كوچكيست با حدود 35ميليون جمعيت و در شمال شرقي آفريقا و درست زير كشور مصر قرار دارد اما خارطوم از سودان هم كوچكتر است، بيش از ده ميليون از آن سي و پنج ميليون روزي روزگاري در پايتختشان يعني خارطوم زندگي مي كردند. اما قصه از خيلي وقت پيش آغاز شد سال ها قبل از جنگ جهاني كه دولت هاي متمدن غربي افسار گسيخته اقليم گشايي مي كردند و جنگ سرد حاصل اين دوران است، مطمئنا ضعيف ترين و مظلوم ترين قاره جهان بيشتر از بقيه قاره ها بايد بهاي اين افسار گسيختگي را مي داد و همينطور هم شد، آفريقا با آن منابع طبيعي منحصر به فردش و مردم ضعيف ورنگين پوستش بيشتر از بقيه مورد هجوم واقع شد و مستعمره هاي بي شماري در آن بوجود آمد اما جنگ جهاني همه چيز را تغيير داد و به دولت هاي متمدن غربي آموخت كه افسارگسيختگي بد است بر همين مبنا كشور هايي كه سال هاي سال در بدبختي و فلاكت مستعمره بودن مي زيستند استقلال پيدا كردند اما حيف كه آنها در درس هاي فقر و بدبختي و مستعمره زدگي نه چيزي از استقلال آموخته بودند نه از دموكراسي، مثل اين بود كه دموكراسي فقط براي غربي ها خوب بود و بس آنزمان ها كسي به فكر صدور دموكراسي نبود و اينچنين بود كه كه خونخوار ترين ديكتاتورهاي تاريخ سر از آفريقا در آوردند اما كسي با آنها كار نداشت! هيچ كس در تاريخ جهان حادثه روواندا را فراموش نخواهد بيش از نيم ميليون كشته در اوايل دهه نود روي دست جهان باقي گذاشت و جهان گريست اما ابرقدرت ها نشستند و نگريستند به اجساد و آوارگان روواندا بعد از اتمام فاجعه در سازمان ملل گرد هم آمدند و هم قسم شدند كه هرگز نگذارند دوباره چنين اتفاقي بيفتد اما قسم آنها يك دهه هم دوام نياورد.

در سال 1953 بريتانيا و مصر قبول كردند تا سودان در راه استقلال قدم بردارد و در اول ژانويه 1956 مجلس سودان راي به استقلال اين كشور داد و از آن پس سودان، جمهوري سودان لقب گرفت و مردم بخت برگشته سودان از خوشحالي به خيابان ها ريختند و روز اول ژانويه را روز استقلال ناميدند اما حيف كه داستان سودان يك داستان تكراري آفريقايي بيش نبود، خوشحالي مردم تنها دو سال دوام آورد بعد از جنرال ابراهيم ابود حكومت را بدست گرفت و همه مخالفان را نابود كرد و جهان نگريست و تنها نگريست در طول تمام اين سال ها سودان درگير انواع جنگ هاي داخلي بود تا اينكه عمر البشير عنوان رياست جمهوري سودان را تصاحب كرد و اين امر با مخالفت شديد اقليت هاي سودان مواجه شد و توجه بيش از عمر البشير به اكثريت 49% اعراب در اين كشور باعث شورش هاي جسته و گريخته اي در اوايل سال 2003 ميلادي شد و در جواب اين شورش ها اجير شدن اعراب ملقب به جنجو ها توسط عمر البشير و سركوب بي رحمانه بي شرمانه اقليت ها توسط حزب حاكم بود و اينجا جهان باز ايستاد و نگريست، سازمان ملل حتي يك قطعنامه هم عليه سودان در اين سال صادر نكرد و عضويت سودان را در كميته حقوق بشر يك سال ديگر هم تمديد كرد و اين شرميست كه تا ابد بر پيشاني سازمان ملل متحد خواهد نشست حاصل اين كار ادامه وحشيانه جنگ داخلي و همچنين كشته شدن صدها هزار غير نظامي در كنار آواره شدن ميليون ها روستايي و شهر نشين در صحرا هاي بي اب و علف سودان شد آمار هاي تجاوز و شكنجه بماند و ما همچنان شاهد هستيم كه سازمان ملل از دادن لقب نسل كشي يه اين جنايات خودداري مي كند و اين مايه مباهات عمر البشير است و همه جا از آن ياد مي كند هر چند كه آمريكا حداقل در زمينه زباني به شدت سودان را محكوم كرده و جنايات انجامي در خارطوم را مصداق بارز نسل كشي مي داند اما هيچ كدام از كشور هاي جامعه جهاني هيچ اقدام عملي در رابطه با مسئله سودان انجام نداده اند همين چند روز پيش بود كه تظاهرات چند ده هزار نفري در نقاط مختلف آمريكا برگزار شد كه در آن تظاهر كنندگان خواستار اعزام نيروهاي قدرتمند چند مليتي به منطقه شدند و در اين راه تنها كار سازمان ملل و ابرقدرت هاي جهان يك ميز مذاكره نيم بند بوده است كه همواره چند صندلي آن خالي مانده و در اين حين حاصل دو سال رايزني يك پيش نويس صلح 85صفحه ايست كه شورشيان يكي پس از ديگري  از پذيرفتن آن سر باز مي زنند و مذاكرات 48 ساعت تمديد مي شود و هزاران نفر ديگر در اين 48ساعت ها كشته مي شوند. با خودم فكر مي كردم كاش سودان هم نفت داشت تا آمريكا و متحدانش به سودان كمي و فقط ذره اي دموكراسي صادر مي كردند يا حداقل لشگري را براي نجات جان ميليون ها ميليون بي گناه به آنجا گسيل مي داشتند روسيه و چين كه شريك هاي تجاري بزرگ سودان هستند بمانند
Tags: No tags

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*