
براي امتحان تاريخ اسلام، داشتم كتابش را مي خواندم در اين كتاب به شايعه اي اشاره شده بود كه در آن معتقد بودند عايشه به پيامبر خيانت مي كرده و علي (ع) هم به شدت با عايشه مخالف بوده. از عايشه همسر حضرت محمد(ص) خيلي شايعه و داستان شنيده بودم اما اين يكي اصلا قابل مقايسه نبود، شيعيان بخاطر اينكه عايشه را عامل اصلي به خلافت رسيدن پدرش (ابوبكر) مي دانند به شدت با او مشكل دارند حتي آنزمان بسياري از طرفداران علي(ع) سعي كردند ميان حضرت محمد(ص) و عايشه را با شايعات خود بهم بزنند اما فكر نمي كنم مسلماني در جهان حضور داشته باشد و نداند عايشه همسر محبوب پيامبر بعد از خديجه بود.
همه اين دلايل باعث شد بعد از امتحاناتم از كتابخانه كتاب عايشه بعد از پيغمبر را درآورم كتابي كه چندين بار هوس خواندنش را كرده بودم اما هيچگاه نزديكش هم نشده بودم چون حس مي كردم تاريخ اعراب به هيچوجه خواندني نيست اما به محض اينكه شروع به خواندنش كردم از نثر مدرنش به شدت تعجب كردم و اقتباس حيرت آور ذبيح الله منصوري مرا شيفته ي اين كتاب كرد، گويي كتاب تاريخ اسلام را از زاويه ي كسي ديگر مي خواندم، همان آدم ها با همان كارها اما با دليل هاي تازه، دليل هايي كه بعضي كارهاي غيرمنطقي را منطقي مي كرد.
بعضي وقتها دلم براي چيزهايي كه رويشان تعصب داريم مي سوزد، چيزهايي كه نبايد در موردشان تحقيق كنيم و هيچ گاه هم نبايد نظرمان در موردشان عوض شود كه اگر چنين كنيم ممكن است كفر بگوييم!
مشتاق خواندنش شدم
خوشحال میشم بعد از اینکه کل کتاب رو خوندی، یک خلاصه ای از اون رو بذاری توی بلاگت. موفق باشی:)
dar morede inke tarjomehaye zabihollah mansory kheili ravone bahat movafegham amma midoni ke vaghty ye ghesmaty az tarjomeye zabihollah mansory ro az ketabe doma barash khondan doma labkhand zad va goft ke in agha kheili nevisandeye khobie