دست هاي پشت پرده امير قلعه نويي را سرمربي تيم ملي ايران كرد
امير قلعه نويي پس از حضور سه ساله موفق خود در استقلال و پيش از آن در استقلال اهواز موفق به كسب سمت سرمربيگري تيم ملي فوتبال ايران شد، پستي كه در طول چند روز گذشته بسيار دست به دست شده بود و حالا به كسي مي رسد كه تا قبل از اين هيچ نامي از او به ميان گزينه هاي احتمالي نبود.
قلعه نويي بدون شك جز مربيان جوان و موفق ليگ ايران در طول چندين سال گذشته بوده است او كه مربيگري را از مكتب لوركوزن آلمان آموخته است از زمان حضورش در تيم استقلال همواره روند ثابت و موفقي را طي كرده است و تيم استقلال در طول سه سال گذشته موفق به اخذ بيشترين امتيازات در بين 16تيم حاضر در ليگ برتر شده است، مربي تازه و وطني تيم ملي كشورمان در طول دوران مربيگري خود توانايي بالاي در كاركردن با جوان ها از خود به نمايش گذاشته است و همچنين او ثابت كرده است براي تيمش در موقعيت هاي حياتي يك روانشناس خوب است كه مي تواند از بازيكنان جوانش بيشترين بازده را در بدترين شرايط بگيرد. قلعه نويي همچنين با آشنايي خوبش از سيستم معمول باشگاه هاي ايران يعني 2-5-3 مي تواند هم در چينش نفرات و هم در انتخاب نفرات بهترين ها را مد نظر قرار دهد
تا اينجا همه چيز خوب است و قلعه نويي در همه موارد نمره قبولي مي گيرد اما اشكال از آنجا شروع مي شود كه كارنامه اين مربي جوان را در برخورد با ستاره هاي تيمش بررسي كنيم و اين مسئله ايست كه نمي توان به راحتي از آن گذشت و هيچگاه امير قلعه نويي نتوانسته است با ستاره هاي تيمش كنار بيايد (بياد بياوريد نيكبخت، نوازي، سامره و … را) و اين نكته باعث نگراني ما مي شود و شايد قلعه نويي كمي زود و كم تجربه به سمتي رسيد كه مي توانست در آن بسيار موفق باشد و اما حالا راه دراز و سختي را در پيش دارد. نكته منفي ديگر امير قلعه نويي علاقه ي خاصش به مكتب پروينيسم در فوتبال است مكتبي كه خيلي ها آنرا شكست خورده مي پندارند.
در هر حال به نظر مي رسد انتقاد كردن كمي زود باشد و در همين نگاه سطحي مي توان فهميد كه كفه قسمت مثبت ترازو سنگين تر از منفي هاست اما قلعه نويي بايد به شدت با هوش عمل كند او بايد حاصل سه سال تلاشش را رها كند و تلاشي سخت و طاقت فرسا را آغاز كند كوچكترين اشتباهي براي ژنرال آبي ها باعث خواهد شد او سال ها حسرت اين انتخاب را بخورد