الان میخوام دوتا مطلب بی ربط و کلی پی نوشته اینجا بنویسم پس شما می تونید همه مطالب رو باهم یا جدا جدا بخونید بدون اینکه روایی نوشته از بین بره گفتم قبلش اطلاع رسانی کرده باشم :دی
اول تعطیلات فرینجی خطر کنسل شدن و باقی داستان ها
اول از همه یه عذرخواهی بکنم از عزیزانی که تو این مدت به هوای زیرنویس اومدن اینجا و پیداش نکردن، بدانید و آگاه باشید همه اش تقصیر این بلاگ.کام هست که خراب بود اون روز و نذاشت من اینجا هم زیرنویس ها رو بذارم برای همین منظور از الان به بعد یه فرینج دونی این بغل میذارم که دیگه برای پیدا کردن زیرنویس ها راحت باشید و هر هفته به اونجا مراجعه کنید
همونطوری که می دونید فرینج داره به تعطیلات کریسمس میره و یه خبر خوب هم براش هست اونم این که فرینج امسال هم جز کاندیدهای جایزه بهترین سریال علمی تخیلی سال شده اما اینکه تو این چهل روزی که فرینج نیست چیکار کنیم حوصله امون سر نره مال یه مطلب دیگه است که بعداً مینویسم اما بریم سر بحث شیرین کنسل شدن سریال ها در آمریکا و خطر کنسل شدن سریال فرینج
این روزها خیلی ها ازم میپرسن آیا واقعاً فرینج داره کنسل میشه؟ همیشه سریال هایی که دارن کنسل میشن میرن جمعه ها؟ و سوال هایی از این دست، نظر شخصی من رو می تونید مفصل اینجا بخونید با این آگاهی که اینا همه نظرات شخصی منه و خب باید صبر کرد و دید
چندتا چیز مشخصه، اول اینکه تعداد بیننده های فرینج کم شده یعنی اونقدر کم که وارد مرز خطر کنسل شدن شده اما این داستان مال امروز و دیروز نیست، از فصل دوم سریال که اونو به اسلات رقابتی پنجشنبه ها به همراه یار یکساله اش یعنی سریال بونز منتقل کردن بهتر از من و شما مسئولین فاکس می دونستن که تعداد بیننده های این سریال کم میشه، همون موقع هم خیلی از دوستان از جمله برادرای محترم سایت تی وی بای نامبرز معتقد بودن این سریال نیم فصل هم دوام نمیاره اما دیدیم که دوام اورد و به فصل سوم هم رسید، مسئله اینجاست که سریال های که میرن پنجشنبه ها دیر یا زود کنسل میشن چون خیلی سخته با گریز آناتومی، آفیس و… رقابت کنی اونم با سیستم مزخرف نیلسن که کلی شک و تردید بهش هست اما فرینج تونست خودش رو نگه داره، حالا هم که داره میره جمعه ها یعنی اسلاتی که معمولاً سریال های در حال کنسل شدن بهش منتقل میشن، همین حرفها داره تکرار میشه، اینکه فرینج داره میره جمعه ها به نظر من گرچه میتونه براش یه تهدید باشه اما از اون جمله تهدیدهاییه که میتونه به فرصت تبدیل بشه و این برخلاف اون چیزی که بعضی ها فکر میکنن زیاد غیرممکن نیست، وقتی این موضوع عملی تر به نظر میرسه که بدونید جف پینکر یکی از سازندگان اصلی سریال تو آخرین مصاحبه اش میگه تو خود شبکه فاکس بیشتر از همه جا طرفدار این سریال هستن و ما بیشتر از هر سریالی که تا امروز ساختیم از طرف شبکه بازخورد مثبت گرفتیم، اضافه کنید تبلیغات جدید فاکس رو که با رویکرد جدیدی به این انتقادات نگاه میکنه و میگه انتقال فرینج برای دادن یک شانس دوباره به این سریاله نه کنسل کردنش همونطوری که مدیر اجرایی فاکس میگه ما میخواستیم یه جایی برای سریال پیدا کنیم که بتونه اونجا بمونه و خب اگه یه نگاهی به برنامه های آینده شبکه فاکس و اضافه شدن ترانووا و ایکس فکتور بکنید می بینید اگه قراره از سریال های در خطر کنسل شدن سریالی بمونه باید تو جمعه ها باشه چون دیگه جایی براشون وسط هفته نیست، حالا اگه فرینج بتونه جمعه ها بیننده هایی رو در حدود همین مقداری که الان متعهدانه دارن نگاش میکنن رو حفظ کنه می تونید مطمئن باشید فصل چهار و پنج هم ساخته خواهد شد اما اگه چیزی غیر از این باشه فکر میکنم باید در قسمت 22 فصل سوم باهاش خداحافظی کنیم یا اینکه امیدوار باشیم مسئولان فاکس رحم و مروت داشته باشن و یه سیزن 12قسمتی سفارش بدن که داشتان جمع بشه اما با هزینه 4-5میلیون دلاری هر قسمت یه کم این رحم و مروت می تونه براشون گرون تموم شه اما تا زمانی که این سریال جمعه ها پخش نشه و نبینیم این تغییر چه تاثیری رو تعداد بیننده ها میذاره نمیشه اظهار نظر دقیق تری کرد فقط اینکه خود مسئولان شبکه و سازنده های سریال خیلی به این موضوع خوشبین هستن
دوم عاشورا و امام حسین
چقدر سخته وقتی می بینی یه سنت تبدیل به کارناوال میشه و اصل قضیه بالکل فراموش میشه، این روزها وقتی میشنوی بعضی که چه عرض کنم اکثریت قریب به اتفاقشون با دراوردن صداهای عجیب و غریب از اقصی نقاط بدنشون جوری واقعه عاشورا رو تعریف میکنن که گویی تنها مشکل امام حسین (ع) این بوده که آب رو به روش بستن و تشنه بوده و اگه آب رو به روی اما حسین و یاراش باز میکردن همه مشکلات کربلا و… حل میشد. آیا واقعاً باید برای این گریه کرد و ناراحت بود که امام حسین آب نداشت؟ پس ظلم و ستم زمانه که امام حسین بخاطرش خطر سفر رو به جان خریده بود چی میشه؟ پس تهمت هایی که به خودش و خانواده اش زدن و همه و همه به نام اسلام بود کجای این داستان جا داره؟ این اون سنتی نیست که قرار بود بمونه. ما کوتاهی کردیم، خیلی کوتاهی کردیم. امروز عاشورا و تاسوعا ها برای بعضی ها محملی برای نون دراوردن از راه صدای ناله و گریه دراوردن پشت میکروفونه و برای خیلی از مستمعینشون فرصت دوست دختر و دوست پسر جدید پیدا کردن. چند نفر هستن که این سنت رو درست اجرا میکنن؟ من که میگم تعدادشون خیلی کمه و من شرمندم از زندگی در میان دو دسته بالا
مطلبی خوندم از حجت الاسلام سلیمانی در مورد عاشورا و خیلی دوست داشتم، بد ندیدم با شما هم قسمتش کنم
از قرآن مجید بر میآید که انبیای الهی، که همگی در پی اصلاح جامعه از جنبههای مختلف بودهاند، به اموری عجیب متهم میشدهاند. پیامبران که همگی برای اصلاح جامعه و اجرای عدالت و برابری انسانها تلاش میکردهاند و آنان را به آزادی و به کارگیری عقل و خرد دعوت میکردهاند، به سحر و جادو، دیوانگی و جنون، دروغگویی و … متهم میشدهاند. (برای نمونه ر.ک: ص/۴؛ غافر/۲۴؛ الذاریات/۳۹ و ۵۲ و…) علت این امر روشن است. ظالمان و مفسدان که در پی بهرهکشی از تودههای مردم بودهاند باید چهره انبیا را نامناسب جلوه دهند، چرا که نمیتوانستهاند به شخصیت و اهداف این انسانها اعتراف کنند. این امر ویژه پیامبران نبوده و همه مصلحان در طول تاریخ با این مشکل روبهرو بودهاند
حسینبن علی(ع) جامعه خود را غرق در تباهی میبیند. آن حضرت نامهای به اهالی بصره مینویسد و در بخشی از آن میفرماید: «من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت میکنم، زیرا در شرایطی قرار گرفتهایم که سنت پیامبر یکسره از بین رفته و جای آن را بدعت گرفته است. (طبری، ج۷، ص۲۴۰، به نقل از «سخنان امام حسین از مدینه تا شهادت» ص۵۵
آری! امام میبیند کسانی حکومت را در دست گرفتهاند که دین را بازیچه و ابزاری در دست خود میبینند و آن را به تباهی و نابودی میکشانند و مملکت را غرق در فساد و گناه کرده و مردم را به اسارت و بردگی گرفتهاند. در این وضعیت است که هر مسلمان و دیندار و بلکه هر انسانی وظیفه دارد شعار اصلاح سر دهد و در پی اصلاح جامعه خویش باشد و امام حسین(ع) نیز این وظیفه سنگین را بر دوش خود احساس میکند. آن حضرت به هنگام حرکت از مدینه به سمت مکه وصیتنامهای مینویسد، آن را مهر میکند و به برادرش محمد حنفیه میسپارد. آن حضرت در این وصیتنامه پس از شهادت به اصول اعتقادات دین میفرماید: «…و من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری [از مدینه] خارج میشوم بلکه در پی اصلاح امت جدم(ص) هستم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و راه و روش جدم و پدرم علیبن ابیطالب(ع) را در پیش بگیرم…» (مقتل خورازمی، ج۱، ص۱۸۸)
آن حضرت در انتهای روایتی طولانی میفرماید
«خداوندا! تو خود میدانی آنچه ما انجام دادهایم از سر رقابت در سلطنت و میل به افزودن کالای دنیا نبوده است، بلکه از آن رو بوده که پرچم دینِ تو را افراشته ببینیم و اصلاح را در کشورت آشکار کنیم و بندگان ستمدیدهات را امانی دهیم تا به فرایض و سنتها و احکامت عمل شود…» («رهاورد خرد»، ترجمه «تحف العقول» ص۲۳۹
پس شعار امام(ع) «اصلاح» است و آن حضرت خود را اصلاحگر معرفی میکند. اما یزید و یزیدیان او را فتنهگر و آشوبگر و خارجی معرفی میکنند و بدینوسیله جاهلان و ناآگاهان را به آسانی به جنگ با پسر پیامبر میآورند و محملی فراهم میکنند تا دنیاپرستانی که بر مقام و جایگاه پسر پیامبر آگاهی دارند، بتوانند زشتیهای کردار خویش را توجیه کنند. آنان پسر پیامبر و فرزندان و یاران او را به شهادت میرسانند و خاندان او را به اسارت میگیرند و به شکلی فجیع به این شهر و آن شهر میبرند و مردم را به هلهله و شادی و جشن وا میدارند و به آنان، خاندان پیامبر را فتنهگر و آشوبگر معرفی میکنند
بازخوانی حماسه کربلا، عمق فاجعه را نشان میدهد. معاویه در صلحنامهای که با امام حسن مجتبی(ع) امضا کرده، متعهد شده است که پس از خود جانشینی تعیین نکند. اما برخلاف تعهد، پسر نالایق و فاسد خود یزید را جانشین خود میکند و به زور از مردم برای او بیعت میگیرد. چند نفری حاضر به بیعت نشدهاند که یکی از آنان حسینبن علی(ع) است. معاویه به یزید وصیت کرده است که کاری با حسین(ع) نداشته باشد، چرا که به زیان او تمام میشود. اما یزید پس از مرگ معاویه، نامهای به فرماندار مدینه مینویسد و از او میخواهد که یا از حسین(ع) بیعت بگیرد یا اینکه او را به قتل برساند. امام بهناچار به سمت مکه حرکت میکند، اما متوجه میشود که یزیدیان در صددند که در خانه خدا او را به قتل برسانند. آن حضرت برای اینکه حرمت خانه خدا شکسته نشود، حج خود را ناتمام میگذارد و به سمت کوفه حرکت میکند. یزیدیان راه را بر او میبندند و او را مجبور به حرکت به سمت کربلا میکنند. در کربلا امام باز نمیخواهد جنگ کند و حتی به لشکر میفرماید که اجازه دهند برگردد و به منطقهای دیگر برود، ولی لشکر اجازه نمیدهد و آن حضرت را به شهادت میرسانند
پس حسین(ع) تنها یک جرم دارد و آن اینکه یزید و اعمال او را تایید نمیکند و در این راه به شهادت میرسد. در واقع امام(ع) اصلاحگر است، اما نه اینکه بخواهد با شمشیر اصلاحگری کند، بلکه او میخواهد عدم موافقت خود را با فساد فراگیری که به نام دین در جریان است، اعلام کند. این یزید است که آن حضرت را مجبور کرده که از مدینه بیرون بیاید و به سمت مکه برود و از مکه بیرون آید و به سمت کوفه برود و در مسیر کوفه راه کج کند و به سمت کربلا برود. و سر انجام این یزید است که دست به شمشیر برده و به حسین(ع) حمله کرده و آن حضرت تنها از خود دفاع کرده است
و ما از ورای تاریخ، حادثه را میخوانیم. کسانی که سراپا غرق در فسادند، پسر پیامبر را به قتل میرسانند و او را فتنهگر و آشوبگر معرفی میکنند. اما داوری انسانهای حقپرست به گونهای دیگر بوده و خواهد بود و یزید و یزیدیان را به عنوان مفسدان و فتنهگران تاریخ محکوم کرده مورد لعن و نفرین قرار میدهند و یاد حسین(ع) و یاران باوفایش را به عنوان کسانی که برای اصلاح امور و پیاده شدن حق تلاش میکردهاند، زنده نگه میدارند. حقپرستان تاریخ به یزید میگویند
ای یزید
تو فتنهگر و آشوبگری که به عهد و پیمان و قانون پایبند نیستی و بر خلاف عهد و پیمان و با ابزاری نامشروع حکومت را در دست گرفتهای
تو فتنهگری که به رای و نظر مردم توجه نمیکنی و با زور برای خود بیعت میگیری و آنان را مجبور به تسلیم میکنی
تو فتنهگری که هیچ مخالفی را بر نمیتابی و هر آن کس را که مخالف خود بپنداری، از دم تیغ میگذرانی و یا به زندان و تبعید میفرستی و هر صدای مخالفی را در گلو خفه میکنی
تو فتنهگری که برای حکومت خود از هر وسیله و ابزاری استفاده میکنی و با دروغ و حیله و فریب بر مردم حکومت میکنی و حق را باطل و باطل را حق جلوه میدهی
تو فتنهگری که اخلاق و اصول اخلاقی در حکومت تو جایی ندارد و برای رسیدن به اهداف خود به هر عملی دست میزنی
تو فتنهگری که دین و دیانت مردم را بازیچهای برای قدرت خویش قرار دادهای، از کتاب خدا وسنت پیامبر او تنها به عنوان ابزار استفاده میکنی و در عمل هیچ پایبندی به آنها نداری
حسین اصلاحگر است که میخواهد ارزشهای دینی را که در کتاب خدا و سنت رسول او آمده است، پیاده کند. او میخواهد امر به معروف و نهی از منکر کند و جامعه را از فساد و تباهی نجات دهد
پی نوشته 1: این هفته خیلی کار داشتم و خوشحالم این تعطیلات فرصتی شد که درست و حسابی استراحت کنم هرچند که تا ظهر تاسوعا هم گیر کار بودم اما بعدش کلی خوابیدم و الان خیلی سرحال هستم
پی نوشته 2: گوشی جدیدم رو بسی دوست میدارم خیلی همراه خوبی بوده تا الان برام و حسابی از امکاناتش لذت بردم، بعد از گوشی پی 990 که منو از امکاناتش شگفت زده کرد این ویواز دومین گوشی که موفق به این کار شده از همینجا ازش تشکر میکنم
پی نوشته 3: این قسمت فرینج خیلی ترجمه جالبی داشت منو حسابی یاد قسمت های فصل اول انداخت که توش پر از ارجاعات علمی و داستانی بود به اضافه اینکه خیلی هم قشنگ خط داستان رو پیش برد واقعاً مکالمه نهایی پیتر و اولیویا محشر بود، فرینج باید بیشتر از این قسمت ها داشته باشه
پی نوشته 4: امروز دویست و سی و پنجمین سالگرد تولد جین آستن هستش و شاید من براتون ازش یه سورپرایز داشته باشم البته هنوز نمی دونم :دی
پی نوشته 5: من به این نتیجه رسیدم که آدم ها هرچقدر درامد داشته باشن دقیقاً همونقدر خرج میکنن و این اصلاً خوب نیست :دی
پی نوشته 6: یاد آریا آرام نژاد عزیز هم باشیم با این زیارت قشنگی که خونده
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند
رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى
فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه
بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى كه خدا خونخواهيش كندو فرزند چنين كسى و اى كشته اى كه انتقام
كشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى كه فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب
براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر
همه اهل اسلام
پيامبرت كه بر او و بر ايشان سلام باد خدايا لعنت كن نخستين
خدايا لعنت كن بر گروهى كه پيكار كردند با حسين عليه السلام و همراهى كردند و پيمان بستند و از هم پيروى كردند
براى كشتن آن حضرت خدايا لعنت كن همه آنها


میگن وقتی ناجی آخر زمان میاد و اسلام واقعی رو میاره همه مردم میگن…گویا که دینی جدید آمده
فکر میکنم واقعاً درسته
با همه ی حرفهایی که در مورد عاشورا زدی موافقم و انگار که از زبون من گفتی.همیشه فرعیات اصل رو داغون میکنه و متاسفانه جامعه ی ما و مردمش استاد فرعیات هستند و از دینمون گرفته تا مسائل شخصی و زندگی آدمها رو این فرعیات و شاخه برگ ها و نکته سنجی های بیخود خراب کرده و در بعضی جاها مثل قضیه عاشورا کلا خیلی سخت دیگه میشه اصل رو بیاد آورد…
درسته الی جان متاسفانه 🙂 مرسی که سر زدی با اینکه می دونستم خوندی یه دور زحمت کشیدی کامنت هم گذاشتی 🙂
سلامممممممممم
مطلبت راجع به فرينج كه خيلي عالي بود .ممنون ، و جدا اميدوارم كنسل نشه .
در مورد عاشورا هم كه حق مطلب رو ادا كردي ، و باز هم سپاسگزاري مي كنم كه اين مطلب رو گذاشتي ، آخه ما عادت داريم هميشه مي گيم ديگران اينطورين و اونطورين ، اما هيچ وقت ياد نمي گيريم كه خودمون هم جزو اين ديگران هستيم .اول بايد از خودمون شروع كنيم بعد به ديگران تعميمش بديم.شعار دادن سودي نداره .
باز هم ممنون
پ.ن: مي شه لينك وبلاگ من رو كه تو لينك دوستات گذاشتي عوض كني ؟:دي
كلا آدرس و اسم بلاگم عوض شده .
تنها در بيكران رويا
http://ghoghnoos59.persianblog.ir/
ممنون
مرسی آوا جان
بله بله حتماً با کمال میل
نه! نگو. فرينج نبايد کنسل بن. اونها چرا نميفهمند ما از اونها بيشتر و خيلي بيشتر با سريال هاشون زندگي ميکنيم. اين مکالمه آخر اوليويا و پيتر واقعاً خيلي تأثير گذار بود، مثل مکالمه والتر با اون مرد که زمان رو برميگردوند عقب تو اپيزود 18 فصل 2 (لاله سفيد). اون هم خيلي تاثير داشت. حيف اين خارجي ها نميفهمند ما بر خلاف اونها سريال هاشونو فقط نگاه نميکنيم. ريز ريز ميکنيم و لقمه لقمه ميخوريم. مرسي ميلاد جون. خيلي حال ميکنم با ترجمه هات. خيلي زياد.
واقعاً خیلی نفهمن :دی مرسی پیام جان شما لطف داری 🙂 شرمنده شدم کلییی
فرينج را درست و حسابي نشستم سرش.گاهي دلم براش تنگ مي شه يادته که اون اوايل چقدر شيفه ش شده بودم.ولي خبر خوش اينکه رفتم سيزن اول «هاوس» را گرفتم تا اين هفته و در نبود «دسپرت هاوس وايفز» خودمان را با دکتر هاوس جذاب و بداخلاق و باحال سرگرم کنيم. هر چند فصل تماشای فيلم هاي اسکاري رسيده و درگير اونها هم هستند.
2.منم از صدای آريا خوشم اومد.اهنگ را دانلود کردم و گوش دادم.واقعا خوب بود.در مورد عاشورا و کارناوال خب من هميشه به عاشورا به عنوان فرصت ده روزه اي براي وصال پسرها و دخترهايي نگاه مي کنم که دوست دارند طرف مقابل را در هاله اي از بوی اسپند و زنجير و لباس سياه و علم و شربت و قيمه پيدا کنند و صدالبته نگاه هاي عاشقانه شان آذين بسته نه با ترانههای پاپ آن ور بازار که با صدای سوزناک منصور ارضی و سعيد حداديان باشه/بده مگه؟!
3.در مورد جين آستن فيلمي را پيشنهاد مي کنم که حتما ببيني.کلوب طرفداران جين آستن.خيلي اين فيلم رادوست دارم و تماشايش مرا به صرافت انداخت با دوستانم کلوب کتابخوانی مشابهی راه بندازيم که به دلايلی نتوانست برگزار بشه.حيف شد.يکي از چيزهاييکه هميشه دوست داشتم عضوش باشه همچين کلوب بود.
آخ جون هاوس! مطمئنم عاشقش میشی و چقدرم بهت میاد، فرینج رو راستی به کجا رسیدی؟ من این قسمت های اخیرش رو خیلی دوست دارم
در مورد عاشورا و تاسوعا هم که خوب ایم یه نوعشه :دی حق با شماست
منم خیلی این کلوب ها رو دوست دارم اگه پایه ای یی راه بندازی من چند نفر رو میشناسم تو هم چند نفر رو بشناسی حله حله 😉
فرينج را درست و حسابي نشستم سرش.گاهي دلم براش تنگ مي شه يادته که اون اوايل چقدر شيفه ش شده بودم.ولي خبر خوش اينکه رفتم سيزن اول «هاوس» را گرفتم تا اين هفته و در نبود «دسپرت هاوس وايفز» خودمان را با دکتر هاوس جذاب و بداخلاق و باحال سرگرم کنيم. هر چند فصل تماشای فيلم هاي اسکاري رسيده و درگير اونها هم هستند.
2.منم از صدای آريا خوشم اومد.اهنگ را دانلود کردم و گوش دادم.واقعا خوب بود.در مورد عاشورا و کارناوال خب من هميشه به عاشورا به عنوان فرصت ده روزه اي براي وصال پسرها و دخترهايي نگاه مي کنم که دوست دارند طرف مقابل را در هاله اي از بوی اسپند و زنجير و لباس سياه و علم و شربت و قيمه پيدا کنند و صدالبته نگاه هاي عاشقانه شان آذين بسته نه با ترانههای پاپ آن ور بازار که با صدای سوزناک منصور ارضی و سعيد حداديان باشه/بده مگه؟!
3.در مورد جين آستن فيلمي را پيشنهاد مي کنم که حتما ببيني.کلوب طرفداران جين آستن.خيلي اين فيلم رادوست دارم و تماشايش مرا به صرافت انداخت با دوستانم کلوب کتابخوانی مشابهی راه بندازيم که به دلايلی نتوانست برگزار بشه.حيف شد.يکي از چيزهاييکه هميشه دوست داشتم عضوش باشه همچين کلوبي بود.
دو سه نفر خورهی کتاب و پايهی بحث و جمع سراغ دارم.