خانه نشینی

امروز بعد از چندهفته خونه ام و برنامه خاصی ندارم، نه خبری از فرینج هست نه قرار و مدارهای دوستانه و خانوادگی واسه همین صبح اول صبح تصمیم گرفتم بیام مطلبی پست کنم و فیضی ببرم

وقتی خودت درس و زندگی نداری و می بینی همه دور و بری هات دارن واسه امتحانات مختلف میخونن یه حس نوستالژی بهت دست میده از اون حس ها که وقتی خیلی کوچیکتر بودی شاید وقتی که دبستان یا راهنمایی یا حتی دبیرستان می رفتی و مجبور بودی پدر مبارک رو دربیاری و درس ها مزخرف اون دوره بخونی بعد اطرافیان محترم و محترمه همینجور به زندگی عادی و شخصی خودشون ادامه میدادن و هر از چندگاهی هم یه نیم نگاهی بهت مینداختن و با لحن خاصی میگفتن درسات رو خوندی؟ خوب بخونا یا چرا درس نمی خونی مگه امتحان نداری؟ اونموقع بود که کلی حرس میخوردی :)) و چرخش روزگار حالا منو در موقعیت برعکس قرار داده همه دارن امتحان میدن و من دارم ول میگردم فعلاً هم با اینکه خیلی دوست دارم حال ندارم به فوق فکر کنم شاید اگه پارسال بود بکوب میخوندم که اشتباه دوران لیسانسم رو تکرار نکنم اما فعلاً زندگی رو همینجوری که هست میخوام یه مدت ادامه بدم

در هفته گذشته به شدت دو نفر و نصفی درمانی کردم، و امروز به احتمال زیاد میرسم به پخش هفتگی سریال، سریال دو نفر و نصفی از نظر شوخی ها و ساختار طنزی که داره شاید یکی از بامزه ترین و هوشمندانه ترین ساخته های این صنعت باشه اما چیزی که سریال آشنایی با مادرتون رو متمایز میکنه یه جورایی فلسفی بودنشه چیزی که دو نفر و نصفی به شدت کم داره هرچند آشنایی با مادر داره افت میکنه و امیدوارم برگرده به روزای اوجش اما دیدن دوتا سریال کمدی بیست دقیقه ای در هفته خیلی به زندگیتون کمک مینه، امتحان کنید حتماً

تلویزیون مردمی رو نشون میده که دارن از هدفمند شدن یارانه ها ذوق میکنن و هی از دولت تشکر میکنن که بودجه 80هزار میلیارد تومانی رو خودش برداشته و 40هزار میلیارد تومانش رو در اختیار مردم گذاشته ولی وقتی میری تو خیابون همه و منظورم همه است دارن سر تا پای دولت فخیمه رو مورد عنایت قرار میدن حالا سوالی که ایجاد میشه اینه که این دوستان و همشهریانی که میان تو تلویزیون این حرفها رو میزنن مال کجا هستن؟ آیا اونها در مکان های خاصی در شهر تهران زندگی میکنن که دسترسی مارو به اون نقاط قطع کردند؟ از مسئولین خواهش میکنم این عزیزان رو به سطح شهر هم بفرستن تا اینهمه وقتی سوار تاکسی و… میشیم حرف های بی ادبی بی ناموسی نشنویم

میخوام ساعت بخرم اونم از نوع اسپیریتش نمی دونم آیا کالکشن های پاییز و زمستان 2010 رو می تونم پیدا کنم یا نه اما از اتیتود جدید کمپانی اسپیریت که یه کم محافظه کارانه تر و سنگین تر شده خوشم میاد، کالکشن های سنگین و خوبی داره فاقد جینگیل مستون های سابقشه حالا باید یه جایی رو پیدا کرد که این ساعت هایی که من انتخاب کردم رو داشته باشه

در راستای اینکه گوشیم رو دوست میدارم خیلی یه اسکین به نام موبیشل روش نصب کردم که بهم امکان دست کاری تمام نقاط صفحه نمایشم رو به اضافه ده صفحه نمایش مختلف که به صورت عمودی افقی میشه بینشون حرکت کرد رو بهم میده و من هر آیکونی که بخوام رو از هرجا که بخوام با هر سایز و شکلی میتونم اون وسط مسط ها جاسازی کنم و این لذتیست که قبلاً تو گوشی های سامسونگ و رابط کاربری تاچ ویزشون به شکل محدودی دیده بودم ولی این یه چیز دیگه است، و حالا که بیکارم دنبال مثل بازی سیمز که کلی وقت صرف چیدن خونه میکردم(حتی بیشتتر از زمان بازی) حالا هم هرموقع بیکار میشم دستی به سر و گوش این صفحه ها میکشم و کلی کیف میده

…و زندگی شیرین می شود

Tags: No tags

26 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*