امسال عید یه جوریه آدم احساس عید بودن توش نمیکنه با کلی خونه تکونی و بقیه چیزها هم نشد این فضای عید رو به خودم منتقل کنم، نه اینکه بد باشه ها اما هرسال یه شور و شوقی بود که امسال حداقل من ندارمش هرچی هم میریم مهمونی و… هم فایده نداره
راستی گفتم مهمونی دیشب یه شام دعوت شدم با دوستای دانشگاهی جاتون خالی خیلی خوش گذشت، یاد ایام قدیم و کسایی که پشت سرشون حرف میزدیم، جویا شدن حال کسایی که همیشه مسخرشون میکردیم و کلی بهشون میخندیدیم هم واسه خودش عالمی داشت، خلاصه اینکه وقتی جمعتون زیاد باشه غیبت خیلی کیف میده(البته غیبت دو نفره هم کیف میده) اینقدر در قید و بند زشته و گناه داره و اینا نباشین یه بارم که شده حرف دلتون رو در مورد دیگران بزنین حالا چه جلوشون چه پشت سرشون ببینین چه کیفی میده :دی
سال 88 سال پر فراز و نشیبی بود هنوزم باورم نمیشه یه سال میتونه اینهمه چیز از آدم بگیره بجاش اینهمه چیز به آدم بده و درونش همه احساس های ممکن رو تجربه کنی احساس هایی که چه بهترینشون و چه بدترینشون رو تا پارسال اصلاً نمی دونستی چجورین اما به نظرم همه اینا اتفاق افتاد تا یادمون باشه زندگی همینه، همه این اتفاقا افتاد که بهمون بگه اقایی که نشستی داری برای 50سال دیگه ات روز به روزت رو برنامه ریزی میکنی فکر میکنی چیکاره دنیا هستی که واسه خودت همچین توانی رو قائلی؟ پس فردا یه اتفاقی میفته و همه برنامه ریزی هات مثل خونه ای که از ورق درست شده با یه باد بهم میریزه اونوقت نه حالات رو داری و نه آینده ات رو. یه کم هم به امروزتون برسین و دم رو غنیمت بشمارین سعی کنید از غنچه های گل سرخ تا جوونن و میتونین لذت ببرین، در اینده غرق نشین، در گذشته معلق نشین هی، گذشته ها گذشت یه کم هم به حالا برسین از فرصت باهم بودن استفاده کنید تا دوباره همدیگه رو گم نکنیم
امیدوارم زودتر این سال تموم بشه و برسیم به سال جدید که کلی کار داریم. الان هم مریم خانم گل معرف حضور با چماق از طریق اینترنت حس سال نو رو کاملاً به من منتقل کرد دستش درد نکنه
پی نوشته یه کمی با ربط: چند وقته هرچی میخوام بلاگ بنویسم نمی تونم انگار همه حرفهام رو زدم و دیگه انگیزه ندارم دوباره اینجا تکرارشون کنم تا حالا اینطوری نشده بودم
پی نوشته بی ربط: دارم کتاب قدیس رو میخونم خیلی داستان اولش تاثیر گذار بود وقتی خوندم تموم شد دوست دارم مفصل در موردش بنویسم
پی نوشته با ربط: اونجوری نگاه نکنید پست بعدی سال نو رو هم تبریک میگم! باور کنید
eyval miliii.. kheili khoob goftii ke bayd dar hal bood! in roozegar hey mikhad hal e ma adamye ghanoon saz ro begirre:D ma ham khob andazeye halazoon monatef mishiim:d:p
zemnan bayd begam ke bebakhshid ke ba chomagh in hes ro behet elgha kardam!! az vaghti zendan raftam … :))))
va raje be hese blog nevehstan, ham khodet midooni , ham man, ke minvisim, maha harf kam nemirim va khoob midoonim ke harfamoon har chi ham tekrarii, arzeshe bayan dare dige! migim! ki be kie!!! chera nagiim! zendgi o donya, por az hamin teifhaye tekrarie dige!!!!
az daroone hamin tekrar hast ke sokhan haye no va ba halavat motevaled mishan 😉
aha begam ke man maryam khanoome gol moarefe hozor boodam 😀
:))) خوشحالم که درک میکنی 😀
اين حس عجيب رو اكثر اطرافيان دارن.همه گيره..شايد بعد ها بهتر بشه درباره امسال حرف زدو نتيجه گرفت چه جور سالي بوده.من هم پيشاپيش تبريك.
درسته پرستو جان کاملاً حق با شماست
ممنون از لطفت ایشالله برای شما هم همینطور باشه مخصوصاً در کنار خانواده گلت
امسال ااتفاقاتی برای من افتاد که اینقدر یکهویی بود و همین طور جدید که طاقت هضمش رو یکجا نداشتم .
چیزهایی رو تجربه کردم که شاید اگر دست خودم بود دلم نمیخواست دوباره تجربه شون کنم.
اینکه میگی امسال حس جدیدی و تازه شدن نداری کاملا باهات موافقم
من کلا از عید زیاد خوشم نمیاد .لی امسال دیگه خیلی شاهکار بود.دلم میخواست سال 88 رو از سالهای عمرم کسر کنم اینقدر که دوستش ندارم
ولی امیدوارم سال جدید اینجوری نبباشه.
راست میگی مهرناز جان واقعاً همینه که میگی منم امیدوارم
امسال عجیـــــــــــــــــب ترین سال عمرم بود!!ا
با اهمه بالا و پائین هاش، با همه بدبختی هائی که توش کشیدم، آخرش یه هدیه باور نکردنی بهم داد! دمش گرم
هیچوقت فراموشش نمی کنم
🙂
آره هدی، واقعاً سال عجیبی بود چه جالب که هممون همینطوریم
خوشحالم که سال تو هم به خوبی سال من تموم شد امیدوارم سال دیگه از اول تا آخرش برای هممون به همین خوبی باشه