امروز یعنی دیروز هدی تو کامنت های پست قبل از قبلیم و همینطور در وبلاگ مشعشع خودشون منو دعوت کردن به یه بازی وبلاگی و از اونجایی که ما هم ندید و بدید هستیم تو عمرمون هیچکس مارو به این بازی ها راه نمیداده در عین سرماخوردگی مزمن تصمیم گرفتم به این دعوت لبیک بگم و همون روز مثل عقده ای ها بازی رو انجام بدم
خب بسم الله رحیم میلاد هستم از توابع تهران و خصوصیات بروز ندادم به شرح زیر میبشاد(مشغول الزمبه این اگه بعداً ازشون سوءاستفاده کنین):ا
اول – من به طرز شگفت آوری موجود عجولی هستم وقتی یه چیز رو بخوام نمیتونم اصلاً صبر کنم یا وقتی بخوام یه کاری رو انجام بدم همون موقع باید سریع انجامش بدم وگرنه خودم رو میکوبم به در و دیوار اما خدای مهربون در طول این بیست و چندسال خیلی سعی کرده این عادت منو ترک بده اونم با این روش که من هرموقع هرچیزی رو خواستم یا کاری رو خواستم انجام بدم جز به سخت ترین حالت ممکنش محقق نشده، انواع اقسام بدشانسی ها در راهش پیش اومده اما من همیشه ترجیح دادم عوض اینکه صبور باشم همیشه همه راه های ممکن رو امتحان کنم! ولی خب این چیزی از عجول بودن من کم نمیکنه
دوم – شاید یه کمی زود عصبانی بشم و شاید در گذشته یه کم سخت بود که بتونم در موقعیت های اینجوری خودم رو کنترل کنم اما بهتون اطمینان میدم که در چندسال گذشته به شدن روی این موضوع کار کردم هرچند هنوز زود عصبانی میشم اما معمولاً عصبانیتم رو میتونم کنترل کنم و موقعی که دنیا رو سیاه و سفید میبینم سعی کنم زیاد فکرها و قضاوت هایی که میکنم رو به زبون نیارم تا سر فرصت بشینم و تصحیحشون کنم، اما خب اونایی که زود عصبانی میشن میدونن که تنها علاج رفع عصبانیت اینه که بری با مُشت بزنی تو صورت کسی که عصبانیت کرده، اونوقت آی دلت خنک میشه! آی دلت خنک میشه! اینکه میگن لذتی که در عفو هست در نمی دونم چیچی هم نیست چرته!!! وقتی همینجوری یکی رو ببخشی عمراً بخشش اون کمکی بهت نمیکنه مگر اینکه دلیلی داشته باشی بهترین راه برای اینکه آروم بشی اینه که برین سر هم جیغ بکشین و اگه خانم بودین موهای هم بکشین اگرم آقایین که با مشت بزنین تو صورت هم اونموقع همه مشکلاتتون حل میشه! اما خب زندگی اجتماعی همیشه اختیار و ازادی فردی رو محدود میکنه و باید یه جور دیگه رفتار کرد همیشه، هی!!!!ا
سوم – به من میگن تو ذاتاً بدجنسی نه از اون بدجنس ها از اون یکی ها که ابایی ندارن قضاوت هاشون رو خیلی رک و صریح در مورد دیگران بیان کنن مثلاً اگه دیدن یه نفر زشته اگه ازش پرسیدن اونی که دیدی چه شکلی بود بگه زشت بود اگه خوش جنس بود میگفت بانمک بود یا نمکی بوده یه همچین چیزایی!! و یکی از عوامل دیگه ای که میگن باعث بدجنسی من میشه اینه که من آدمها رو در موقعیت هایی چه شوخی چه جدی قرار میدم که در موردشون قضاوت کنم و از این موقعیت ها استفاده شناختی میکنم، البته من اینارو بدجنسی نمی دونم و معتقدم همه همینطورن بعضی ها روشون نمیشه بگن بعضی ها روشون میشه اما چون یه جمع کثیری قائل به این هستن که اینها حمل بر بدجنسیه و منم آخر دموکراتم اسمش رو میذاریم بدجنسی! اگه اسم دیگه ای براش سراغ دارین بگین که اینقدرم من بیچاره رو بدجنس خطاب نکنن!ا
چهارم – من یه آدم عجیبی هستم در زمینه زمانبندی کارهام، طبق محاسبات خودم وقتی بهم یه کاری رو محول میکنن در 20%اولیه زمان تخصیص داده شده به اون کار چیزی حدود 80%کار رو انجام میدم اما بعدش خودم رو میکشم که در 80%زمان باقی مونده اون 20%بیچاره ی باقی کار رو انجام بدم و همیشه در دقیقه 90 به حول و قوه الهی اون کار طی یک معجزه به انجام میرسه! و من تاحالا هرچی هم سعی کردم نتونستم این عادت رو جز در استثناهایی ترک کنم و این یکی از بدترین خصوصیاتم از نظر خودمه که هیچ کاریش هم نمیشه کرد، چند روز پیش با یکی از دوستان رفته بودیم رستوران گفت آنفلونزا الان خیلی زیاد شده قبل از اینکه غذا بخوری برو دستت رو بشور و منم خیلی خسته بودم و بهش گفتم ببین من حاضرم سه روز سرمابخورم تو خونه بیفتم اما الان از سر جای گرمم پانشم برم دستم رو بشورم برگردم!!(جل الخالق که همون اتفاق هم افتاد و جاتون خالی یک سرمای بی نظیری خوردم که بیا و ببین) این اخلاقم هم یه چیزی تو مایه های این حرفم بود حالا اگه راست میگین ربطش رو پیدا کنین
پنجم – میگن یکی از بزرگترین مشکلات فروردینی ها اینه که اونا هرگز حاضر نیستن قدم اول رو بردارن و در سر هرکاری امکان نداره یه فروردینی قدم اول رو برداره و من از همینجا از خانم لیندا گودمن تقاضا میکنم بیاد اسم منو به عنوان نماد این فرضیه در کتاب خودش چاپ کنه چون من واقعاً این مدلی هستم، چه در زمینه کاری، زندگی و احساسی و هرزمینه دیگه ای که سراغ دارین در فاجعه بارترین شرایط هم حاضر به برداشتن قدم اول نیستمحالا شما بیاین هی بگین بابا قدم اول که کاری نداره آدم بعضی وقتا باید قدم اول رو برداره و… اما خب من همه حرفاتون رو قبول میکنم اما کماکان قدم اول رو برنمیدارم، نمیدونم هم چرا شاید یه روزی این تابو رو شکستم و بخاطرش یه جشن اساسی گرفتم اما فعلاً نمیدونم شجاعتش رو یا جسارتش رو یا هرچیزه دیگه ایش رو پیدا نکردم امیدوارم به زودی پیدا کنم البته
خب من خودم رو حسابی لو دادم و بازم تاکید میکنم مشغول الزمبه هستین اگه بر علیه من استفاده کنین و اینا همه اش یه بازی بود و هیچ ارزش دیگه ای نداره و من همینجا از دوستان زیر دعوت میکنم که ضمن معرفی خودشون به بخش بازی های وبلاگی در این بازی حضور به هم رسانند:ا
خوب میبینم که جزء دعوت شدگانم! آخه چه کامنتی بذارم واست؟ کسی که نمره اش روی 10 هست آخه فقط همین 5 تا خصوصیت گند رو داره؟ می خوای تحلیل روانشناسیت کنم؟ هان؟ هان؟ هان ؟:))
مثلا همین مورد پنجمت؟ در واقع باید مشکل اولت می بود :)) خودش مسائل عدیده ای داره که حالا بماند! نمی خوام آی پی من بلاک بشه ! ما در صلحیم عزییییزم !
masalaton!!! dar morede 2om age az daste ye khanoom asabani shi mohasho mikeshi ya mosht mizani to soratesh???
MiLaD: من از نظر شرعی حق ندارم از دست یه خانم عصبانی بشم چون جفت راه حل ها غیر شرعیه اگر یه مرد از دست یه زن عصبانی شد باید اول صیغه محرمیت جاری بشه بعد ادامه دعوا صورت بگیره توجیه فقهیشم اینه که خدا رو چه دیدی شاید از هم خوششون اومد باهم زندگی هم کردن
به نظرم اين بازی بلاگی خيلي خوبه.بزرگترين حسنش اينه که آدم رو خيلي وقت ها از سوئتفاهم در مياره.جدي مي گم.توضيحش يک کمي سخته.ولی فکر مي کنم مثلاً اگر خودم در مورد خصوصياتم(خصوصياتي که به زبان نياوردم) صحبت کنم شايد خيلي از اطرافيانم را از سوئتفاهم در بيارم. اما در مورد چيزهايي که خودت نوشتی.
1.نکتهی جالب در مورد اين عجول بودن اينهکه،وقتيکه با تمام وجود مي خواهي يک کاریرو بکني و نمي شه،اين کلافگی کاملا تو صورت و رفتارت هويداست و واقعاًبامزهست
3.اينکه آدم ها رو در موقعيتي قرار مي دي که راجع بهشون قضاوت کنی را ديدم و خيلي هم ماهرانه اين کار را انجام مي دي.. ولی به شخصه خيلي از اينکار خوشم نمي ياد.و در ضمن فکر کنم اکثر آدمها متوجه مي شن که از روی عمد اونها رو در موقعيت ويژه مي گذاری که عکس العملهاشون رو ببيني.يک جورهايی تابلويي.طوری نگاه مي کني که آدم مي فهمه.
در مورد 4 صد رصد مثل هميم و هيچي ندارم که بگم و اما در مورد 5 هم منم همين طور بودم.الان کمتر اينطوريم.ولي همچنان بيشتر قدم دوم را برمي دارم تا اول. نمي دونم اين خوبه يانه
به جز اينها به نظرم خيلي وحشتناک تر از اونکه نشون مي دي کنجکاوي. اين کنجکاوي گاهی باعث مي شی هر کاری کني تا از چيزي که مي خواي سردربياری. تو کم تر دچار عذاب وجدان مي شي ولی وقتي که دچارش شدی خودت را به آب و آتيش مي زني جبران کني.
و…همين ها..
خوب میبینم که جزء دعوت شدگانم! آخه چه کامنتی بذارم واست؟ کسی که نمره اش روی 10 هست آخه فقط همین 5 تا خصوصیت گند رو داره؟ می خوای تحلیل روانشناسیت کنم؟ هان؟ هان؟ هان ؟:))
مثلا همین مورد پنجمت؟ در واقع باید مشکل اولت می بود :)) خودش مسائل عدیده ای داره که حالا بماند! نمی خوام آی پی من بلاک بشه ! ما در صلحیم عزییییزم !
ای بابا چرا همه ی جماعت دارن ما رو به این بازی دعوت می کنن؟ 😀
انشالله شرکت می کنم. ممنون
masalaton!!! dar morede 2om age az daste ye khanoom asabani shi mohasho mikeshi ya mosht mizani to soratesh???
بسی شناخت پیدا کردیم!
میلاد!! چیکار کردی که مورد دوم رو کنترل می کنی؟
می دونی که… به شدت محتاج راهنمائی در این زمینه هستم
:)))
در اینجا لازم میدانم به شدت انزجار خویش را از بازی های وبلاگی اعلام دارم …..
Baa kamaal meyl ” dclch phkudedqdp” 🙂
به نظرم اين بازی بلاگی خيلي خوبه.بزرگترين حسنش اينه که آدم رو خيلي وقت ها از سوئتفاهم در مياره.جدي مي گم.توضيحش يک کمي سخته.ولی فکر مي کنم مثلاً اگر خودم در مورد خصوصياتم(خصوصياتي که به زبان نياوردم) صحبت کنم شايد خيلي از اطرافيانم را از سوئتفاهم در بيارم. اما در مورد چيزهايي که خودت نوشتی.
1.نکتهی جالب در مورد اين عجول بودن اينهکه،وقتيکه با تمام وجود مي خواهي يک کاریرو بکني و نمي شه،اين کلافگی کاملا تو صورت و رفتارت هويداست و واقعاًبامزهست
3.اينکه آدم ها رو در موقعيتي قرار مي دي که راجع بهشون قضاوت کنی را ديدم و خيلي هم ماهرانه اين کار را انجام مي دي.. ولی به شخصه خيلي از اينکار خوشم نمي ياد.و در ضمن فکر کنم اکثر آدمها متوجه مي شن که از روی عمد اونها رو در موقعيت ويژه مي گذاری که عکس العملهاشون رو ببيني.يک جورهايی تابلويي.طوری نگاه مي کني که آدم مي فهمه.
در مورد 4 صد رصد مثل هميم و هيچي ندارم که بگم و اما در مورد 5 هم منم همين طور بودم.الان کمتر اينطوريم.ولي همچنان بيشتر قدم دوم را برمي دارم تا اول. نمي دونم اين خوبه يانه
به جز اينها به نظرم خيلي وحشتناک تر از اونکه نشون مي دي کنجکاوي. اين کنجکاوي گاهی باعث مي شی هر کاری کني تا از چيزي که مي خواي سردربياری. تو کم تر دچار عذاب وجدان مي شي ولی وقتي که دچارش شدی خودت را به آب و آتيش مي زني جبران کني.
و…همين ها..