اقدامات صورت گرفته علیه انتشارات آذرباد و مطلبی در مورد خلا ناگهانی

دوستان خوب و عزیز پیرو مطلب قبلی و پیگیری های مکرر دوستان و ادعاهای واهی و خیالی بعضی از دوستان در مورد اتفاقات پیش اومده لازم دونستم شما رو در جریان برخی مسائل قرار بدم.(اگه کامل در جریان نیستین این مطلب رو اول بخوانین)

مورد اول: بعد از مطلب قبلی برادر زن مدیر مسئول انتشارات آذرباد شروع به ایجاد مزاحمت و فحاشی های مسیجی کردن که با اقدامات قانونی موفق شدیم حکم قطعی تلفن موبایل ایشون رو بگیریم و احضاریه ایشون پیش من محفوظه بخاطر خواهش های دوستانشون فعلاً از پیگیری بیشتر این موضوع صرف نظر می کنم اما حق احضار ایشون به جرم مزاحمت های تلفنی و دادگاهی کردنشون پیش من محفوظه و در صورت پیگیری بیشتر ایشون به حبس از یک تا شش ماه بسته به نظر قاضی محکوم خواهند شد.عکس شکایت از ایشون و همچنین درخواست احضاریه از دادسرا به کلانتری رو در انتهای نوشته می تونین ببینین

مورد دوم: با مشورت دوستان وکیلم و با وکالتنامه ای که به این دوستان داده شد در حال پیگیری قضیه انتشار نام بنده بر روی کتاب خلا ناگهانی و همچنین انتشار نام مهرزاد جعفری بر روی کتاب دوم بازی تاج و تخت هستیم فعلاً با فرستادن اظهارنامه ای که شرحش در ادامه خواهد اومد به این دوستان یک ماه وقت دادیم تا اشتباهات خودشون رو جبران کنن اگر اقدامی نکنن بعد از اون با شکایت به جرم جعل(که جرم غیرقابل گذشت محسوب میشه ) و حمایت از حقوق مولفین اقدام می کنیم و همه پیش بینی های لازم برای انجام مراحل هم صورت گرفته و انشالله حق به حق دار می رسه نظرتون رو جلب می کنم به اظهارنامه ای که برای این دوستان فرستاده شده

مخاطب محترم

جناب …

با سلام؛

احتراماً وکالتاً مستندا به ماده 156 قانون آيين دادرسي مدني مراتب ذيل را در خصوص انتشار کتاب “نغمه اي از آتش و يخ: بازي تاج و تخت” و نيز کتاب “خلاء ناگهاني” رسما به شما اعلام ميدارد:

اولاً : از آنجايي که ترجمه بخش اعظمي از کتاب “نغمه اي از آتش و يخ” بر عهده آقاي ميلاد بابانژاد (موکل) و بخشی از آن بر عهده آقاي محمد مافيها بوده است و ويراستاري آن نيز تماماً با آقای محمد مافیها بود، لکن آن انتشارات محترم نام جناب آقاي مهرزاد جعفري را که هيچ گونه نقشي در ترجمه يا ويراستاري اثر ايفا نکرده است به همراه نام موکل ميلاد بابانژاد به روي اثر فوق الذکر آورده است.

ثانياً : از طرفي ديگر اخيرا کتابي با نام “خلاء ناگهاني” به نام موکل به عنوان مترجم آن به چاپ رسيده که ايشان نه تنها هيچ نقشي در ترجمه آن نداشتند که حتي از خلاصه داستان کتاب هم بي اطلاع بوده و در واقع انتشار اين کتاب سوءاستفاده از نام و اعتبار موکل بوده است.

لهذا با لحاظ معروضات فوق الذکر به نظر مي رسد که اقدامات جناب آقاي … خلاف مقررات موضوعه کشور و مشخصاً مواد 23 و 24 قانون حمايت از حقوق مولفين و مصنفين و هنرمندان و همینطور ماده 523 مجازات اسلامی مي باشد که به ترتيب بيان ميدارند: ماده 23 “هر کس تمام يا قسمتي از اثر ديگري را که مورد حمايت اين قانون است به نام خود يا به نام پديد آورنده بدون اجازه او و يا عالما يا عامداً به نام شخص ديگري غير از پديدآورنده نشر يا پخش يا عرضه کند به حبس تاديبي از 6 ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.” و ماده 24 ” هر کس بدون اجازه ترجمه ديگري را به نام خود چاپ يا نشر کند، به حبس تاديبي از 3 ماه تا يک سال محکوم خواهد شد” و ماده 523 “ساختن نوشته یا سند بدون اجازۀ صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب”.

لذا خواهشمند است سریعا نسبت به جمع آوري کلیه نسخه های دو عنوان کتاب فوق الذکر از کلیه مراکز پخش و فروش و جبران خسارات وارده اقدامات مقتضي صورت گيرد. در صورت عدم جمع آوری تا یک ماه پس از رویت این اظهارنامه تمام عواقب قانوني آن متوجه انتشارات آذرباد و شخص جنابعالي مي باشد که از طرق قانوني تحت پيگرد قرار خواهد گرفت.”

مورد سوم اخیراً آقای مهرزاد جعفری در سایت های مختلف حالا بر اساس مصالحی که با انتشارات آذرباد داشتن(گرفتن پول یا درصد یا هر دلیلی دیگه ای) اظهارات موهومی رو کردن که من با ایشون دوستانه توافق کرده بودم در همین راستا باید به سمع نظرتون برسونم که اولاً وقتی اسم کسی می خواد روی کتابی بره باید بر اساس قرارداد بین انتشارات و مترجم باشه نه اینکه مثلاً مهرزاد بیاد به من بگه اسم تو بره رو این کتاب اسم تو بیاد رو این کتاب، این خیلی دور از عقل و مسخره است بالفرض چنین توافقی بین دو طرف این توافق باید با انتشارات جداگانه صورت بگیره این واقعاً بچه گانه است که من یا مهرزاد بیایم به هم بگیم اسممون بره رو کتاب همدیگه بعد انتشارات هم بدون طی هیچ مرحله قانونی بگه چشم بفرمایید. ثانیاً مسیج های مهرزاد در گوشی من موجوده که گفته آره درسته ما باهم توافقی در این زمینه نداشتیم و حرفهای من براساس توهم بوده. ثالثاً دوستانی شاهد این مدعا هستن که من اکیداً تاکید کردم اسم محمد مافیها روی جلد دوم کتاب باید باشه به وقتش از این دوستان شهادت گرفته خواهد شد.رابعاً همه این موارد در دادگاه به صورت کاملاً مشخص روشن خواهد شد و معلوم خواهد شد چه کسی این وسط دروغ میگه

مورد چهارم: شما مطمئن باشین که حق به حقدار خواهد رسید و بار کج هرگز به مقصد نمی رسه

امیدوارم کاملاً در جریان موضوع قرار گرفته باشین و جواب سوال هاتون رو بدست اورده باشین

بعداً اضافه شد: با توجه به اظهارات آقای مهرزاد جعفری که سند محسوب می شود با مشورت دوستان وکیل شکایتی هم از جناب آقای جعفری به برای مشارکت در جعل تنظیم شده که همزمان با شکایت اصلی پیگیری خواهد شد.

با توجه به درخواست تنی چند از دوستان فعلاً از شکایتم از مهرزاد  و همینطور با توجه به اعترافات خوبی هم که تو پیجش داشت(بخش های دروغ و بچه بازی ها بماند) و از طریق پیج فریز اینها نگهداری شده و بر علیه انتشارات مورد استفاده قرار خواهد گرفت فعلاً از مورد بالا صرف نظر می کنم و فقط اینو بهتون می گم پنج بار به مهرزاد خصوصی اخطار کردم که خودش رو قاطی این مسائل نکنه بار ششم این مطلبیه که شما اینجا می بینین بار هفتم هم اخطاری در کار نیست و فقط عمل خواهم کرد. به هر حال این پرونده داره روند خیلی خوبی رو طی می کنه انشالله به زودی شما رو بیشتر ازش مطلع خواهم کرد ممنون از نظراتتون

برای اینکه به عمق فاجعه پی ببرین نظرتون رو به دوتا نقل قول از آقای مهرزاد جعفری در سایت دیمنتور که تازه کشف کردم جلب می کنم:

1- “بنده با کمک آقای میلاد بابانژاد ترجمه را انجام دادم. ایشان هم از مترجمان با سابقه فیلم و سریال هستند و زودتر از من وارد این کار شدند. ما دونفری ترجمه را انجام دادیم تا زودتر کار را به دست علاقه‌مندان برسانیم. کار ما خیلی به هم شبیه و با هم هماهنگ است و سر کتاب قبلی هم تجربه‌های زیادی داشتیم. برای همین از ایشان تقاضای کمک کردم.”

2- “به هر حال، خلأ ناگهانی ترجمه ی منه، و ایشون هیچ دخلی در ترجمه ی حتی یک صفحه از این کتاب نداشتن.”

اگه این نظرهای متناقض دوباره هم به هر دلیلی(عدم تعادل یا مصالح و درصد و…) تغییر بکنه من یکی اصلاً تعجب نمی کنم

بعدتر اضافه شد: خدا اشکان شکیبوند رو بیامرزه و رحمت کنه ایشالله مارو ببخشه که وقتی کم میاریم وقتی دروغ هامون رو میشه به هرچیزی چنگ میزنیم و حرمت هیچ چیزی رو نگه نمی داریم. از بین تمام دروغ ها فقط این یکی رو جواب می دم که مدیون اشکان نباشم. اونایی که من رو می شناسن می دونن که چقدر اشکان رو دوست داشتم و این علاقه دوطرفه بود وقتی خبر فوت خدابیامرز رو دادن خیلی ناراحت شدم اولین کسی بودم که کمپین تقدیم ترجمه ها رو بهش راه انداختم و خدا کمک کرد خیلی موفق هم شد قرار این بود که اولین ترجمه سریالی و کتابیم رو تقدیمش کنم. ترجمه سریالیم محقق شد و تقدیمش کردم اما ترجمه کتابیم رو نتونستم چون دوستان بدون اطلاع من کتاب رو چاپ کردن و حتی نذاشتن مقدمه رو عوض کنیم. اینکه دوستمون که دستش رو شده به این قضیه چنگ میزنه واقعاً خجالت آوره. خدایا مارو ببخش.

Tags: No tags

82 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*