دوستان خوب و عزیز پیرو مطلب قبلی و پیگیری های مکرر دوستان و ادعاهای واهی و خیالی بعضی از دوستان در مورد اتفاقات پیش اومده لازم دونستم شما رو در جریان برخی مسائل قرار بدم.(اگه کامل در جریان نیستین این مطلب رو اول بخوانین)
مورد اول: بعد از مطلب قبلی برادر زن مدیر مسئول انتشارات آذرباد شروع به ایجاد مزاحمت و فحاشی های مسیجی کردن که با اقدامات قانونی موفق شدیم حکم قطعی تلفن موبایل ایشون رو بگیریم و احضاریه ایشون پیش من محفوظه بخاطر خواهش های دوستانشون فعلاً از پیگیری بیشتر این موضوع صرف نظر می کنم اما حق احضار ایشون به جرم مزاحمت های تلفنی و دادگاهی کردنشون پیش من محفوظه و در صورت پیگیری بیشتر ایشون به حبس از یک تا شش ماه بسته به نظر قاضی محکوم خواهند شد.عکس شکایت از ایشون و همچنین درخواست احضاریه از دادسرا به کلانتری رو در انتهای نوشته می تونین ببینین
مورد دوم: با مشورت دوستان وکیلم و با وکالتنامه ای که به این دوستان داده شد در حال پیگیری قضیه انتشار نام بنده بر روی کتاب خلا ناگهانی و همچنین انتشار نام مهرزاد جعفری بر روی کتاب دوم بازی تاج و تخت هستیم فعلاً با فرستادن اظهارنامه ای که شرحش در ادامه خواهد اومد به این دوستان یک ماه وقت دادیم تا اشتباهات خودشون رو جبران کنن اگر اقدامی نکنن بعد از اون با شکایت به جرم جعل(که جرم غیرقابل گذشت محسوب میشه ) و حمایت از حقوق مولفین اقدام می کنیم و همه پیش بینی های لازم برای انجام مراحل هم صورت گرفته و انشالله حق به حق دار می رسه نظرتون رو جلب می کنم به اظهارنامه ای که برای این دوستان فرستاده شده
”
مخاطب محترم
جناب …
با سلام؛
احتراماً وکالتاً مستندا به ماده 156 قانون آيين دادرسي مدني مراتب ذيل را در خصوص انتشار کتاب “نغمه اي از آتش و يخ: بازي تاج و تخت” و نيز کتاب “خلاء ناگهاني” رسما به شما اعلام ميدارد:
اولاً : از آنجايي که ترجمه بخش اعظمي از کتاب “نغمه اي از آتش و يخ” بر عهده آقاي ميلاد بابانژاد (موکل) و بخشی از آن بر عهده آقاي محمد مافيها بوده است و ويراستاري آن نيز تماماً با آقای محمد مافیها بود، لکن آن انتشارات محترم نام جناب آقاي مهرزاد جعفري را که هيچ گونه نقشي در ترجمه يا ويراستاري اثر ايفا نکرده است به همراه نام موکل ميلاد بابانژاد به روي اثر فوق الذکر آورده است.
ثانياً : از طرفي ديگر اخيرا کتابي با نام “خلاء ناگهاني” به نام موکل به عنوان مترجم آن به چاپ رسيده که ايشان نه تنها هيچ نقشي در ترجمه آن نداشتند که حتي از خلاصه داستان کتاب هم بي اطلاع بوده و در واقع انتشار اين کتاب سوءاستفاده از نام و اعتبار موکل بوده است.
لهذا با لحاظ معروضات فوق الذکر به نظر مي رسد که اقدامات جناب آقاي … خلاف مقررات موضوعه کشور و مشخصاً مواد 23 و 24 قانون حمايت از حقوق مولفين و مصنفين و هنرمندان و همینطور ماده 523 مجازات اسلامی مي باشد که به ترتيب بيان ميدارند: ماده 23 “هر کس تمام يا قسمتي از اثر ديگري را که مورد حمايت اين قانون است به نام خود يا به نام پديد آورنده بدون اجازه او و يا عالما يا عامداً به نام شخص ديگري غير از پديدآورنده نشر يا پخش يا عرضه کند به حبس تاديبي از 6 ماه تا 3 سال محکوم خواهد شد.” و ماده 24 ” هر کس بدون اجازه ترجمه ديگري را به نام خود چاپ يا نشر کند، به حبس تاديبي از 3 ماه تا يک سال محکوم خواهد شد” و ماده 523 “ساختن نوشته یا سند بدون اجازۀ صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب”.
لذا خواهشمند است سریعا نسبت به جمع آوري کلیه نسخه های دو عنوان کتاب فوق الذکر از کلیه مراکز پخش و فروش و جبران خسارات وارده اقدامات مقتضي صورت گيرد. در صورت عدم جمع آوری تا یک ماه پس از رویت این اظهارنامه تمام عواقب قانوني آن متوجه انتشارات آذرباد و شخص جنابعالي مي باشد که از طرق قانوني تحت پيگرد قرار خواهد گرفت.”
مورد سوم اخیراً آقای مهرزاد جعفری در سایت های مختلف حالا بر اساس مصالحی که با انتشارات آذرباد داشتن(گرفتن پول یا درصد یا هر دلیلی دیگه ای) اظهارات موهومی رو کردن که من با ایشون دوستانه توافق کرده بودم در همین راستا باید به سمع نظرتون برسونم که اولاً وقتی اسم کسی می خواد روی کتابی بره باید بر اساس قرارداد بین انتشارات و مترجم باشه نه اینکه مثلاً مهرزاد بیاد به من بگه اسم تو بره رو این کتاب اسم تو بیاد رو این کتاب، این خیلی دور از عقل و مسخره است بالفرض چنین توافقی بین دو طرف این توافق باید با انتشارات جداگانه صورت بگیره این واقعاً بچه گانه است که من یا مهرزاد بیایم به هم بگیم اسممون بره رو کتاب همدیگه بعد انتشارات هم بدون طی هیچ مرحله قانونی بگه چشم بفرمایید. ثانیاً مسیج های مهرزاد در گوشی من موجوده که گفته آره درسته ما باهم توافقی در این زمینه نداشتیم و حرفهای من براساس توهم بوده. ثالثاً دوستانی شاهد این مدعا هستن که من اکیداً تاکید کردم اسم محمد مافیها روی جلد دوم کتاب باید باشه به وقتش از این دوستان شهادت گرفته خواهد شد.رابعاً همه این موارد در دادگاه به صورت کاملاً مشخص روشن خواهد شد و معلوم خواهد شد چه کسی این وسط دروغ میگه
مورد چهارم: شما مطمئن باشین که حق به حقدار خواهد رسید و بار کج هرگز به مقصد نمی رسه
امیدوارم کاملاً در جریان موضوع قرار گرفته باشین و جواب سوال هاتون رو بدست اورده باشین
بعداً اضافه شد: با توجه به اظهارات آقای مهرزاد جعفری که سند محسوب می شود با مشورت دوستان وکیل شکایتی هم از جناب آقای جعفری به برای مشارکت در جعل تنظیم شده که همزمان با شکایت اصلی پیگیری خواهد شد.
با توجه به درخواست تنی چند از دوستان فعلاً از شکایتم از مهرزاد و همینطور با توجه به اعترافات خوبی هم که تو پیجش داشت(بخش های دروغ و بچه بازی ها بماند) و از طریق پیج فریز اینها نگهداری شده و بر علیه انتشارات مورد استفاده قرار خواهد گرفت فعلاً از مورد بالا صرف نظر می کنم و فقط اینو بهتون می گم پنج بار به مهرزاد خصوصی اخطار کردم که خودش رو قاطی این مسائل نکنه بار ششم این مطلبیه که شما اینجا می بینین بار هفتم هم اخطاری در کار نیست و فقط عمل خواهم کرد. به هر حال این پرونده داره روند خیلی خوبی رو طی می کنه انشالله به زودی شما رو بیشتر ازش مطلع خواهم کرد ممنون از نظراتتون
برای اینکه به عمق فاجعه پی ببرین نظرتون رو به دوتا نقل قول از آقای مهرزاد جعفری در سایت دیمنتور که تازه کشف کردم جلب می کنم:
1- “بنده با کمک آقای میلاد بابانژاد ترجمه را انجام دادم. ایشان هم از مترجمان با سابقه فیلم و سریال هستند و زودتر از من وارد این کار شدند. ما دونفری ترجمه را انجام دادیم تا زودتر کار را به دست علاقهمندان برسانیم. کار ما خیلی به هم شبیه و با هم هماهنگ است و سر کتاب قبلی هم تجربههای زیادی داشتیم. برای همین از ایشان تقاضای کمک کردم.”
2- “به هر حال، خلأ ناگهانی ترجمه ی منه، و ایشون هیچ دخلی در ترجمه ی حتی یک صفحه از این کتاب نداشتن.”
اگه این نظرهای متناقض دوباره هم به هر دلیلی(عدم تعادل یا مصالح و درصد و…) تغییر بکنه من یکی اصلاً تعجب نمی کنم
بعدتر اضافه شد: خدا اشکان شکیبوند رو بیامرزه و رحمت کنه ایشالله مارو ببخشه که وقتی کم میاریم وقتی دروغ هامون رو میشه به هرچیزی چنگ میزنیم و حرمت هیچ چیزی رو نگه نمی داریم. از بین تمام دروغ ها فقط این یکی رو جواب می دم که مدیون اشکان نباشم. اونایی که من رو می شناسن می دونن که چقدر اشکان رو دوست داشتم و این علاقه دوطرفه بود وقتی خبر فوت خدابیامرز رو دادن خیلی ناراحت شدم اولین کسی بودم که کمپین تقدیم ترجمه ها رو بهش راه انداختم و خدا کمک کرد خیلی موفق هم شد قرار این بود که اولین ترجمه سریالی و کتابیم رو تقدیمش کنم. ترجمه سریالیم محقق شد و تقدیمش کردم اما ترجمه کتابیم رو نتونستم چون دوستان بدون اطلاع من کتاب رو چاپ کردن و حتی نذاشتن مقدمه رو عوض کنیم. اینکه دوستمون که دستش رو شده به این قضیه چنگ میزنه واقعاً خجالت آوره. خدایا مارو ببخش.
میلاد جان کل داستان رو تا الان پیگیر بودم و این مطلبت رو هم خوندم
فقط میخوام یک حرف بهت بزنم و میخوام روش خوب فکر کنی و اون اینه که اصلا تو این قضیه رحم نداشته باش
نشه که چند وقت دیگه بیای یه پست بذاری تو وبلاگت که: “با پا درمیونی فلانی و فلانی و روحیهٔ صلح دوستی این قضیه رو با یه معذرت خواهی فیصله دادیم”
انتشاراتیها شروع کردن بازی در آوردن و اگه اینطوری بشه این فقط تویی که آخرش ضرر میکنی
مهیار عزیز دوست خوبم ممنون از همراهیت و لطف همیشگیت ایشالله تا آخر می ریم دمت گرم
درود
خوندن مطالب شما و زیر نویسای شما همیشه لذت بخشه
اما یادتون باشه حق رو باید گرفت وگرنه خیلی ها هستند که بخواند سوء استفاده کنند
شاد باشید
مرسی بابک جان نظر لطفته ایشالله که حق به حقدار خواهد رسید ممنون از همراهی شما
خوشم میاد ازت میلاد که کم نمیاری …. حالا یه نکته اینکه من میخواستم این کتابا رو از سایت خود انتشارات بخرم http://shop.azarbadpub.ir/product/18
هم اینو و هم دو جلد “تاج و تخت” رو پس با این اوصاف فعلا نمیخرم . فقط یه نکته اینکه بقیه جلد های “تاج و تخت” رو که ترجمه میکنی ؟
سلام مهران جان مخلصم نه عزیزم فعلاً برنامه ای ندارم
آقا میلاد همه هم شما رو می شناسن هم این کسی که ازش نام بردین مطمئنا” خودشون می تونن بفهمن که چه کسی دروغ میگه.
شما برای ما بهترینین و در همه حال حمایتتون می کنیم
بله مرجان جان حداقل اونایی که باید بشناسن میشناسن 🙂
میلاد جان معروفیت و محبوبیت این مشکلات رو هم داره شما نباید به هر کسی اعتماد کنی چون سواستفاده گر ها خیلی بیشتر از خیرخواه ها هستن. امیدوارم موفق باشی
بله علی جان کاملاً حق با شماست
عجب آدمای باحالی پیدا می شن :))) خیلی نقل قول های باحالی بود
خیلییی حالا کجاش رو دیدی :دی
میلاد جان درکت می کنم فقط دعا می کنم این بچه ها بزرگ بشن و معنی یه سری چیزا رو بفهمن
ممنون مونا جان
نقل قول ها خیلی کمک کرد ممنون آقا میلاد شما فوق العاده ای و من و دوستانم دوستون داریم به شدت ایشالله موفق باشین
مرسی محمد هادی جان نظر لطفته
MiLaD jan to eftekhare mai harchi bishtar migzare bishtar dooset daram har komaki lazem dashti begoo dadash
عباس جان خیلی مخلصم
سلام داش میلاد حالا تو خواستی یه کتاب ترجمه کنی ببین چه آدمایی پیدا میشن چه کارایی میکنن!!،همین آدما هستن که فرهنگ کتاب خونی پیشرفت نمیکنه،الان با این وضعیتی که برات پیش اومده دوست داری بازم ترجمه کنی ؟؟؟تا اخرش برو ان شاء الله موفق میشی 🙂
مرسی فریبرز جان مطمئن باش تا آخرش می رم و شما رو از نتیجه آگاه می کنم. من برای دوستای خوبی مثل شما تا ابد هم ترجمه می کنم واقعاً لطف و محبت شما باور نکردنیه تا همچین مطلب هایی می نویسم می فهمم که چقدر شما فوق العاده هستین واقعاً از تک تکتون ممنونم
میلاد جان حالا ما یه پیج و دمنتور نشونت دادیم تو مطلب قبلی تو زود رفتی شکایت کردی؟:دی
با این حال من از کسی هواداری نمیکنم چون شما یه سری حرفا رو میزنی و ایشون یه سری حرف دیگه و هر 2طرف هم از طرف دوستانتون حمایت دارید میشید.
خواهشا وقتی رسیدگی قانونی این پرونده تموم شد اطلاع رسانی کنید که ببینیم حق با کی بوده این وسط.
لطفا کوتاه هم نیاید چون اگر کوتاه بیاید این برداشت میشه که استدلالای شما ضعیف تر بوده.
من ندیده بودم اونو بردیا جان وگرنه زودتر از اینا اینکارو می کردم مسیج های مهرزاد موجوده بهم مستقیماً گفته بود این موضوع به من ربطی نداره و بین خودت و انتشاراتی و فقط یه کاری نکن اسم من خراب بشه منم گفتم باشه اما با این کاری که کرد باعث شد ابعاد دیگه ای از قضیه برای من روشن بشه، ایشون ادعا می کنه از روی دوستی اسم من رو گذاشته روی کتاب خلا ناگهانی بازم از روی دوستی اسم خودش رو گذاشته رو کتاب نغمه؟ خب این کارا یعنی چی؟ ایشالله دادگاه همه چیز رو روشن می کنه مثل اون برادر زن مدیر انتشارات از حکم عکس می گیرم براتون می ذارم تا یه درسی باشه واسه مهرزاد که خودش رو تو کار بزرگترها درگیر نکنه
میلاد عزیز خوشحالم که داری قضیه رو پیگیری می کنی و مطمئنم موفق می شی
سلام میلاد عزیز ..
یکی از دوستان لینک این مطلب رو بهم داد ، چون در این 2 روز هم بنده یک
مشاجره ی جداگونه با این آقا داشتم و دوست خوبم (که برای همه نام آشناست)
میخواست بهم نشون بده بنده تنها کسی نیستم که با این آقا مشکل پیدا کرده
و اینکه اونطور که دوستان این آقا توجیحش میکنن ، که فقط در دنیای مجازی
همچین اخلاق هایی داره و در دنیای واقعی خیلی خوبه ، کاملا معلوم میشه این حرف بی اساسه
امیدوارم این بحث رو تاآخر پیگیری کنی ، و بعد از پیگیری حتما و حتما نتیجه رو
عمومی کنی ، و امیدوارم هیچگونه آشتی از سر اجبار و یا از سر هر چیز دیگه که منجر به چشم پوشی
از عمل زشتی بشه که یقین دارید انجام شده رو شاهدش نباشیم ..
دروغگویی و فتنه گری اون جناب بر من آشکاره ، و بی حاشیه بودن و درست بودن شما هم همینطور
امیدوارم شما زودتر به نتیجه برسید و اون آقا به مجازات عملش ..
انشاالله در آینده بیشتر در مورد چند چیز با هم صحبت خواهیم کرد
شاد باشید
مرسی حسین جان می دونی که خیلی بهت ارادت دارم به هر حال این کاملاً طبیعیه کسی که در دنیای مجازی تعادل نداره در دنیای واقعی به طریق اولی تعادل نداره و مدام حرفش و تصمیمش رو عوض می کنه و به هیچوجه نمیشه روش حساب کرد اما انشالله زمانی که بهاش رو پرداخت بهش کمک میشه که تغییراتی در خودش بده جدا از بحث من و انتشارات که بحث جداییه سر بحث مهرزاد یه بار بخشیدمش اما الان به عنوان یه برادر بزرگتر اینکارو براش می کنم تا شاید یه کم به خودش بیاد چون اگه نیاد بعدها ضربه هایی به مراتب سخت تر و سنگین تری می خوره. انشالله حسین جان در خدمتم
ميلاد شوخي شوخي، قضيه جدي شده ها! بنده هم از شما مي خوام که به هيچ وجه کوتاه نيا و تا آخرش حق خودت رو بگير. باشد که ديگر کسي به خودش اجازه نده به همين راحتي اعتبار و شخصيت شما رو مورد تهاجم قرار بده. و حتمن ما رو از روند دادگاه مطلع کن.
من که گفتم جدیه شما باور نکردی :دی
وای خدای من!!!
میلاد عزیز چه اتفاقاتی که توی دنیای ما نمیفته!!تاسف من رو پذیرا باش.باورت میشه بعد خوندن این قضایا خنده م گرفت؟آه که این خنده از هزار تا گریه بدتره…
غروب داشتم به این جمله فکر میکردم.چقدر هم مناسبتی شد:
“یادش بخیر!قدیما دروغگو دشمن خدا بود”
تعجبی نداره واقعاً هم خنده داره قدیما خیلی چیزا فرق می کرد واقعاً اینم از جبرهای روزگار ماست که بعضی ها با کمال وقاحت دروغ میگن و اونوقت طلبکار هم هستن!
سلام میلاد آقا ببخشید اما این کارا چیه بهتر نیست به جای این کارا واقعا مثل دو تا مرد بشینید رو در رو صحبت کنید و ی عده هم دارن شما رو شیر میکنن و این کار و بچه بازی رو ادامه بدید به هر حال بهتر است این موضوع رو با هم حل کنید تا این که پست بزارید
من با مهرزاد کاری ندارم یه بار هم بهش تذکر دادم و بخشیدمش اما دیگه داشت زیادی واسه دوستان تازه اشون خودشیرینی می کرد ترجیح دادم از اون طریق هم اقدام کنم اما طرف من مهرزاد نیست مهرزاد یه بچه احساساتیه که این دوستان دارن نهایت استفاده رو از نقاط ضعفش می برن که البته تا جایی که مربوط به من نشه به خودش مربوطه اما طرف من انتشاراته نه مهرزاد
دوست عزیزم آقای میلاد بابانژاد
من دوست نداشتم کامنتی در مورد این مسائل بدم ولی با دیدن بعضی گفتهها نتونستم حرفی نزنم…
احتمال اینکه شما یه روز از خواب پاشید و برید کتابفروشی سر کوچهتون و ببینین اِ یه کتاب به اسم من چاپ شده تقریباً که نه، قطعاً زیر صفره… پس نگید که اطلاعی نداشتیـــد از اینکه اسمتون روی جلد این کتاب میره!! در ضمن برای من سواله که از اینکه اسمتون بیخود و بیجهت روی یه کتاب به عنوان مترجم رفته ناراحت شدید و شکایت کردید؟؟؟؟ مگه اسم مطرحی در زمینهی ترجمهی کتاب هستین؟؟؟ تا بحال چندتا کتاب به اسم شما چاپ شده که انقدر دچار خود بزرگ بینی شدید؟؟؟ اگه دوست و همکار قدیمیتون اعلام کرده که این کار ترجمهی خودش بوده و شما هیچ دخلی نداشتید، شما هم به یه اعلام ساده توی فضای مجازی با این مضمون که آقا کتاب فلان هم کار من بوده و اسم ایشون روی جلد زیادی بوده اکتفا میکردید، هرچند که این کار رو هم دیدم انجام دادید…
در زمان چاپ قسمت اول و دوم که شما رابطهتون با انتشارات آذرباد خوب بوده پس چرا اجازه دادین که اسم مهرزاد جعفری روی جلد بیاد، پس نگید که توافقی بین طرفین و انتشارات صورت نگرفته، چون اصلاً با عقل جور در نمیاد.
میدونم که این کامنت رو اکسپت نمیکنی، من هم بیشتر قصدم این بود که خودتون بخونیدش و کمی با عقل و درایت بیشتر مسائلتون رو پیش ببرید….
شاد و موفق باشـــید در پروندهی پیش رو و امیدوارم که تا چند سال آینده جوابی از پیگیری این پرونده نصیبتون بشه و بتونین اسم خودتون رو از روی جلد کتاب بردارید تا ازش سوءاستفاده نشه.
شاد و موفق باشــــید
دوستدار همیشگی کارهای شما
نویــــــد
البته در آیندهای نزدیک اسم بنده رو احتمالاً زیاد میشنوید
خواستم زودتر یه آشنایی داده باشم
موفق باشید
نوید عزیز ممنون از محبتی که داشتی و کامنت گذاشتی او در مورد اکسپت نکردن باید بگم این دوستان شما هستن که تاب کوچکترین نظر مخالفی رو ندارن و اجازه انتشارش رو نمی دن اما بنده از اولی که این سایت باز شده کامنتی نبوده که توش فحاشی نباشه و تایید نشه بین تمام این 30-40 نفری هم که اینجا کامنت گذاشتن شما تنها کسی هستی نظرت اینجوری بوده اما در مورد مسائلی که مطرح کردین اونایی که من رو میشناسن انشالله در مورد خودبزرگ بینی من قضاوت خواهند کرد اما به صرف اینکه یه کتابی که شما ترجمه نکردین به نام شما چاپ بشه و کتابی که شما ترجمه کردین به نام یکی دیگه این جرمه فارغ از جنبه حقوق مولف که قانون مشخص داریم از جنبه جعل نوشته هم قابل پیگرده و اینکه از این جهت شما معتقدین به من سودی رسیده خیلی جالب و خنده داره. اینی هم که میگین من اطلاع داشتم بالفرض صحت این نافی مسئولیت و جرم این دوستان نیست و نخواهد بود و بازم خیلی خنده داره.
در زمینه اینکه گفتین چند سال طول میکشه و من فقط اسمم رو پاک می کنم سخت در اشتباهین من با اثبات این قضیه این دوستان رو دست کم به زندان محکوم خواهم کرد و خیلی زودتر از اونچیزی که فکر می کنین. صبر کنین و ببینین.
امیدوارم به زودی بیشتر اسم شما رو بشنویم و از نظراتتون استفاده کنین
این دوست عزیزمون خبر ندارن قضیه چقدر جدیه. خدا این امید رو از خلافکاران این مملکت نگیره:دی
حقیفتش من جایـــی توی حرفام که شما رو به خنده انداخته ندیدم… وقتی جلد یک چاپ شد و اسم مهرزاد جعفری روی کتاب رفت، شما چرا به کار ادامه دایدن. جلد دوم که چاپ شد اسم همکار مترجمتون حتی روی جلد هم نرفت و به جاش اسم مهرزاد جعفری روی جلد رفت و بازم با اینحال به کارتون ادامه دادین. یا شما کتابتون رو بعد از چاپ ندیدین که دوباره براشون کار کردین یا باهاشون به یه توافقاتی رسیده بودین.. مثل همین که اسم شما هم کنار مهرزاد روی کتاب جیکی رولینگ بخوره. از دید من هم توافق بدی نیست بالاخره رزومهی خوبی برای جفتتون میشده و در عالم رفاقت، به هم دیگه خیری میرسوندید. بماند که بیشتر به نفع شما شد و اسمتون رو توی چندین سایت خبرگزاری به عنوان مترجم این اثر اعلام کردن. حالا که رابطهتون به هر دلیلی با این انتشارات به هم خورده و شما دست به وکیل بردین و شکایت کردین به نظر من خنده داره….
شما که انقدر ناراحت بودیــد از این اتفاق چرا قسمت دوم و سوم کتاب رو تحویل انتشارات دادین و حق الزحمهتون رو دریافت کردید. زوری بالای سرتون بوده برای ترجمهی اینکار؟؟؟ که الان ادعای حق مولف و جعل نوشته کردین…
تحویل ترجمه قسمت سوم که بعد از چاپ کتاب خلاء بوده، بماند که سر اون کتاب سوم هم با شما صحبت ویژهای در یک محفل خصوصی علاقه دارم داشته باشم
بازم برات در راهی که پیش رو داری آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم این افراد که از اسم مطرح شما سوءاستفاده کردن و کتابی که شما تالیف کرده بودید رو جعل کردن، هرچه سریعتر بکنین تو زندان
خوش و خرم باشـــی
نوید جان متاسفانه شما اطلاعات لازم رو ندارین بنابراین حرف هایی می زنین که درست نیست در ترجمه جلد اول بازی تاج و تخت نصف کار رو مهرزاد انجام داد و من از ناشر خواستم اسم ایشون باشه اما در مورد قسمت دوم کار با همکاری محمد مافیها انجام شد و در مقابل زمزمه های اینکارِ مسخره من از این دوستان خواستم اگه قراره اسم کسی باشه اسم محمد مافی ها باشه(خود محمد شاهد این مطلبه) و ما ترجمه کتاب دو و سه رو تقریباً همزمان(با یه اختلاف بیست روزه) تحویل دادیم و این خیلی قبل از چاپ کتاب خلا بود و دلیلش هم قراردادی بود که این دوستان با من داشتن بعد از اتفاقات من به این دوستان گفتم دیگه دلم به ترجمه کار حتی برای جلد سوم هم نمی ره(همون موقع از مهرزاد خواستم کار رو اگه می خواد ادامه بده خودش جلد سوم رو هم بزنه که حداقل تو جلد دوم که اسمش نیست تو جلد سوم باشه که یه وحدت رویه ای پیش بیاد اما قبول نکرد و گفت من می خوام یه کتاب دیگه رو بزنم) بعد از اینکه مهرزاد قبول نکرد این دوستان با مسیج من رو تهدید به اقدام قانونی و شکایت کردن که مسیج هاش موجوده منم ترجیح دادم تعهدم رو که مکتوب هم بود انجام بدم بعد از اون هم دیگه خبری از دوستان نداشتم که یکدفعه دیدم کتاب دوم چاپ شده و اسم مهرزاد روشه و در گیر و دار این بودم که چه کاری میشه کرد که چند روز بعد دیدم رمان خلاء ناگهانی هم چاپ شده و در کمال تعجب اسم من روشه فارغ از غلط های املایی(تایپی فقط نه) این کتاب شما وقتی کتاب های دیگه در بیاد خواهید فهمید که این رزومه خوبیه یا رزومه بد فارغ از همه اینها اصل این کارها جرمه حتی اگه قرار بود به نفعم بشه. من به اندازه کافی با مجلات و روزنامه ها و خبرگزاری ها مصاحبه کردم نیازی به بردن اسمم تو این خبرگزاری های کم اهمیت تر ندارم. خیلی خوبه آدم قبل از اینکه می خواد حرفی بزنه تحقیق کنه.(یه بار دیگه حرفاتون رو بخوانین اگه یه کم فکر کنین شما که هیچی مرغ پخته هم به خنده میاد) امیدوارم موفق باشین
دیگران را ببخش
نه برای اینکه آنان لایق بخششند،
برای اینکه تو لایق آرامشی!!!
به نظر اونا واقعا بی انصافی کردن ولی کاش شما هم کمتر خودتان را ناراحت کنید!!!
ممنونم مریم جان من اصلاً ناراحت نیستم انشالله با پیگیری های در حال انجام هرچه سریعتر این موضوع به جواب می رسه
میلاد جان. متاسفانه خود شما هم مقصری. زمانی که شما با این جماعت شروع به همکاری کرد، یکی از بزرگترین اشتباهات زندگیت رو انجام دادی. واقعا من که دلخور شدم. شما شعور و سواد و پرستیژت بیشتر از اون بود که با این افراد بُر بخوری. خوشبختانه مثل همیشه گذشت زمان ، حقیقت رو روشن کرد و خواهد کرد. امید داریم که به ترجمههات هم در عالم ادبیات و هم در زمینه سریال ادامه بدی و دوستانه عرض میکنم که از هر گونه همکاری پرهیز کن . چون ما یه زیرنویس داریم و یه ترجمه. شما مترجمی و اون وقت با زیرنویس کنندهها همکاری میکردی ! قبول بفرما که هضمش سنگینه و واقعا مکدر بودم که میلاد از همکاری با این افراد چه سودی میبره ! ما رو هم در جریان بذار و به هیچ وجه از حفت نگذر. اجازه بده که یک بار هم که شده، حق به حقدار برسه .
امیدوارم ناراحت نشده باشی. حقیقتا دوستت داریم و همه جوره هم ازت حمایت میکنیم.
واقعا ما رو کنار خودت بدون و بدون از هیچ کمکی مضایقه نمیکنیم و حقیقتا بهت علاقمندیم .
ارادتمند.
سلام رضا جان ممنون از محبتی که داشتی متاسفانه یه کم طول کشید تا این دوستان رو بشناسم و تجربه بزرگی برام شده خدا رو صد هزار مرتبه شکر که بموقع فهمیدم و خودم رو کنار کشیدم به هر حال ممنون که لطف داشتی
داداش من هم این حق رو بهت میدم که بالاخره ضربه روحی خوردی و اینجر چیز ها.
ولی تو به عنوان یک دوست قدیمی مهرزاد بیا از سر تقصیرات مهرزاد بگذر.
از نظر من درمورد اون آزار های تلفنی اصلا و به هیچ وجه نگذر ولی مهرزاد کسی هست که شما دوتا یه زمانی با هم ، هم دوست بودین و هم همکار.
اون داداش رو ولش کن.
THANKS
مرسی احسان جان ممنون از محبتت من با مهرزاد کاری ندارم عزیزم اون دست از خودشیرینی هاش برداره و اعلام کنه من کاری بهش ندارم. بهش اخطار داده بودم خودش دوست نداره پاش رو از قضیه بکشه بیرون باید بهاش رو هم بپردازه دیگه
جالبه ! خوبه اینجا یه کشوری نیست که توش سرانه کتابخانی بالا باشه و یا انتشارات میلیاردی از نشر کتاب پول در بیارن وگرنه اینطوری فکر کنم همدیگرو هم میکشتن !!!
من این امر رو به وضوح در کتب دانشگاهی دیدم این که شخصی کتابی رو ترجمه میکنه ! و اسم مولف یا نویسنده رو روی اون میزنه و هیچ حرفی از ترجمه اون نمیزنه و یا کتاب هایی که ترجمه میشن اما به شکلی ناقص خلاصه همه این ها هست متاسفانه.
بهترین راه هم ایستادن جلوی این افراد و دادخواهی قانونی اون هست و پیگیری جدی. بالاخره باید متوجه بشن حقوق مولفین فقط صرف یک تیتر نیست که شما اول یک فیلم میبینید !!! بله !
واقعاً همینطوره که گفتی ارشیا جان آدم تاسف می خوره به حال این اوضاع
میلاد جان امیدوارم حقت رو تو این ماجرا هر چه زودتر بگیری و یه توصیه هم بهت میکنم اونهم اینکه تلاش کن از این به بعد کار مشکترک نپذیری مگر در موارد خاص یا با اشخاص خاص و برای چاپ کتاب هم از انتشارات معتبر و شناخته شده کمک بگیر
مرسی جعفر جان ایشالله حتماً حتماً
یه چیزی هم که هست این که ایکاش پروژه هایی رو که با کسان دیگه و بصورت اشتراکی میخواستی کار کنی (چه زیرنویس و چه کتاب) پس از بهم خوردن همکاری تون به تنهایی ادامه میدادی (یه نمونه اش سریال بازی تاج و تخت هست) تا هم ما ها از زیرنویس با کیفیت محروم نشیم هم اون افراد به درجه محبوبیت تو و خودشون پی ببرند و درک درستی از ماجرا پیدا کنند
ممنون جعفر جان شما همیشه لطف داری به من امیدوارم لایقش باشم.
خوشحالم میلاد جان که هیچ کدوم از این نا مهربانی ها باعث نشده قید چیزی رو بزنی و با قدرت دنبال حقت بری و نگی بی خیال که البته تو این مورد مطمئنم حمایت های همسر عزیزت هم همراهت بوده…امیدوارم سریعتر خبر خوشحال کننده ای رو ازت بشنوم و دیگه هیچوقت هیچوقت اینجور پست ها و قضایایی برات پیش نیاد
نه امید جان خیالت راحت باشه تا جایی که حق به حقدار برسه ادامه می دم واقعاً هم همینطوره با اینکه برادر زن مدیر انتشاراتی با مزاحمت ها و فحاشی ها سعی کرد مارو منصرف کنه ولی همسرم خیلی محکم تر از من بود و خیلی کمک کرد این قضیه رو قطعاً و حتماً پیگیری کنم. ایشالله به زودی اولین خبر خوشحال کننده رو بهتون می دم ممنون
سلام . مطلب رو خوندم ، نظرات رو هم خوندم ، واقعا ناراحت کننده است … امیدوارم حقتون رو بگیرید و در کنارش ، به دوستی با دوستانتون لطمه وارد نشه … یه شعر مینویسم از مولانا فضا عوض شه D:
شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان / برکشان تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان
مرسی رفیق 🙂
سلام دست شما درد نکنه
خواهش می کنم
سلام از این کار شما خیلی ممنونم و خواهش میکنم تا تهش برید آقا میلاد
خواهر بنده که نمیخواد در دردادگاه نقشی داشته باشه و اسمش فاش بشه هم بعد از این که نمونه ترجمه ای برای این انتشارات فرستاد ساعت 11 شب بعد 3 روز گفتن پذیرفته نشدین
و 2 روز بعد با این بهونه که فیس بوک بدین فایل آسون تر بفرستم و یا آنلاین بشین صحبت کنیم مزاحم خواهر بنده شدن و ایشان و خانواده ما را آزرده خاطر کردند.و خواهر من به جواب ندادن اکتفا کرد تا پس از 2 هفته دیگر اس ام اسی را ارسال نکرد. به همین صورت از شما خواهش میکنم که این آدم را تا حبس پیش ببرید و خیلی خوش حالم که شما هم از آن جا بیرون آمده اید! از لطف شما بی اندازه ممنونم
خواهش میکنم این کار را تا آخر آخر پیش ببرید
با تشکر از شما
دوست خوبم خیالت راحت باشه این یکی قضیه رو تا ته تهش دنبال می کنم شک نکن نتیجه اش رو هم خواهی دید ممنون از لطفت
جناب بابانژاد، من از شما تعجب میکنم دوست عزیز، حتی من هم که در قضیه نبودم، تا اونجایی که از حرف های شما و مهرزاد شنیدم، مهرزاد داره جواب حرف هایی که شما علیه ش زدین رو میده و از اسم خودش که در کنار اسم شما نوشته شده دفاع میکنه! بعنوان یه بیننده نظرمو میگم، امیدوارم ناراحت نشید، ولی اینکه شما توقع داشته باشید مهرزاد بیاد اعلام کنه که دست از به قول شما خود شیرینی هاش! برداره یه ذره زشته! نا سلامتی شما دوستای چندین ساله ی هم هستن، کاملاً میشه فهمید که اصلاً مهرزاد قصد سوءاستفاده از اسم شما رو نداشته، با توجه به اینکه شما اینهمه با همدیگه کار مشترک کردین!
به هر حال، امیدوارم که قضیه هرچه زودتر حل بشه و شما هم اگر درباره ی آذرباد تجدید نظر نمیکنی، درباره ی دوست چندین ساله ت بیشتر و بهتر فکر کنی و اصل قضیه ای که داره مطرح میکنه رو ببینی.
مرسی کتلین جان از نظرت حق دوستی و برادری رو اون دوستانی خدشه دار کردن که بخاطر نیم درصد و یه درصد حاضرن تن به هرکاری بدن. من پنج بار به صورت خصوصی به مهرزاد تذکر دادم اما چلوی اون دوستان خیلی بهش چسبیده ظاهراً که دوست داره کماکان خودشیرینی کنه من هیچ جا نگفتم مهرزاد از اسم من سواستفاده کرده اظهارنامه و شکایت خطابش به انتشاراته مهرزاد این وسط چیکاره است رو شما باید با عقل سلیم خودت بفهمی. خود مهرزاد معترفه که من مخالف این بودم که اسمم بیاد روی کتاب خلا و اسم اون بیاد رو کتاب بازی تاج تخت فقط حرفش اینه که من قبلش از میلاد قول گرفته بودم که این حرف مسخره ایه جدا از همه اینا من باید بگم اسم کی رو کتاب من بیاد یا نیاد قرارداد کتاب بازی تاج و تخت با منه تنهاست یا فقط باید اسم من میرفته رو جلد یا اسم من با اونی که من گفتم مثل جلد اول که اسم مهرزاد رفت رو کتاب. در مورد خلا ناگهانی هم باید مشخص بشه اگه مهرزاد گفته اسم من رو بزنن رو کتاب خب اون مقصره و دادگاه اونو محکوم می کنه اگرم نگفته که انتشارات در این زمینه هم مثل زمینه قبلی قصور انجام داده و باز دوباره محکوم میشه معادله ساده ایه
خب میلاد عزیز شما از اینکه ایشون نیم درصد و یه درصد گرفته و اینکه چلوی دوستان بهش چسبیده، مدرک موثق داری که اینطوری داری محکومش میکنی؟
شما یه دور قضیه رو مرور کنین حرف های ایشون رو در جاهای مختلف و زمان های مختلف بررسی کنین متوجه می شین نیازی به مدرک نیست
خب این که نمیشه مدرک که میلاد جان! مدرک این عکس هایی هست که شما گذاشتی، اینا مستدله.
اصلاً همین که این موضوع اصلاً ربطی به مهرزاد نداشته نشون میده ایشون با تهییج و شارژ دوستان خودش رو پرت کرده وسط معرکه دیگه وگرنه چه دلیل عقلی دیگه ای می تونه داشته باشه؟ یه زمانی این دوستان انتشاراتی می گفتن دلارهاتون رو نمی دیم بعد که می گفتیم خب خودتون جلوی مهرزاد و چند و نفر دیگه گفتین ما اینکارو بکنیم می گفتن نه شما مگه مدرک دارین؟ نوشته دارین؟ مهرزاد اون زمان هم با اینکه خودش مستقیم در جریان بود طرف این دوستان رو می گرفت و می رفت و فرداش میومد می گفت گفتن نیم درصد قراردادت رو اضافه می کنیم من رو قاطی این مسائل نکنین(اونموقع و الان هم بهش می گم این تصمیم شخصیش بود من اعتراضی به این کارش نداشتم محض شناخت رفتاریش مطرح کردم قضیه رو). اما حالا که قاطی شده بدونین که حتماً چلویی در کار بوده و چیزی وگرنه نمیومد اینقدر احمقانه بگه من دنبال پول هستم چون دوبرابر پولی که گرفتم رو دارم هزینه دادرسی می کنم که این دوستان به سزای اعمالشون برسن. تا قبل از اینکه بین من و انتشارات مشکلی پیش بیاد نقل قول می کنم از خود مهرزاد: “میلاد مترجم خیلی خوبیه و خیلی قدیمی تر از منه و به اصطلاحات بریتیش و… آشنایی کامل داره” اما بعد از این جریان ها من بدترین مترجم تاریخ ترجمه شدم شما از همین حرف ها و استدلال های مسخره می تونین بفهمین با کی طرفین و اوضاع از چه قراره
یه مطلب رو هم من اضافه کنم که البته برای مهرزاد مطلب جدید نیست چون چندین بار میلاد جلوی خود من براش کل قضیه رو توضیح داد که چرا ما از دست این انتشارات دل چرکین هستیم و میخوایم از طریق قانونی کارهای زشتی رو که باهامون کردن رو پیگیری کنیم و مهرزاد در اون لحظه می پذیرفت اما بعدا نمی دونم چی می شد که باز نظرش بر می گشت. رفتاری که انتشاراتی با ما کرد اصلا انسانی نبود. یه روز من به خاطر یه کتاب دیگه که قرار بود با این انتشارات کار کنیم(که همون روز هم به خاطر رفتار زشتشون فسخش کردم) با دو تا از دوستام رفتن دفتر این انتشاراتی و بحث دلارها پیش اومد این آقا با نهایت بی نزاکتی هرچی از دهنش درومد به من گفت نمونه هاش رو براتون مثال می زنم: گفت اصلا میلاد دلاری نداده به اونا دروغ می گه. رفته از خودش ایمیل ساخته به عنوان ایجنسی اونا. گفت گیریم که داده نوشته داری شما از ما که باید ما این مبلغ رو بپردازیم بهتون؟ اصلا چرا ما باید اعتماد کنیم به شما. مشکل خودتونه برید حلش کنید و کلی حرفهای زشت دیگه. اصلا شعورش نمی رسید که چندتا خانم جلوش نشستن. حالا مهرزاد چرا از همچین آدمهایی دفاع می کنه؟ می تونست از اول بگه اینکه اسم کی بره رو کتاب و چه کاری قانونیه مربوط به میلاد و انتشاراتی می شه من در جریان نیستم. اون که می دونست که چرا میلاد با این انتشاراتی به مشکل خورده و گرنه از اول که مرض نداشت جنگ راه بندازه؟ چرا هی خودش رو قاطی می کنه؟ اونم به خاطر همچین آدمهایی که انقدر بی ادب و بی نزاکتن که یه اس مس فحاشی شون رو اگه منتشر کنیم خود مهرزاد باید خجالت بکشه که با همچین آدمهای بی ناموسی داره کار می کنه. میلاد و مهرزاد با هم خیلی دوست بودن درست اما باید دید تو همچین شرایطی چجوری با هم رفتار کردن. چون تو شرایط خوب همه با هم دوستن
حالا جالبه مهرزاد معتقده قبلاً بخاطر اینکه دوست من بوده دروغ می گفته و از من تعریف می کرده => یعنی آدم بخاطر دوستی دروغ می گه
مهرزاد الان با اونا دوسته =>…
عجب… پس حق آقای مافی ها رو هم خوردند. خبر ندارید ایشون هم شکایتی کردند یا نه؟
مینا جان قرارداد آقای مافی ها قرارداد ویراستاری بوده قرارداد ترجمه این کتاب فقط و تنها فقط با بنده بوده این من بودم که می تونستم کسی رو معرفی کنم اونا یا می تونستن قبول کنن و با طرف قرارداد جداگانه ای ببندن(نه از لحاظ مالی بلکه برای رعایت حقوق مولف) یا اگرم قبول نمی کردن نمی تونستن اسم کس دیگه ای رو بزنن جز من. در مورد آقای مافی ها وقتی وارد کار شدن و آشناییت ما بیشتر شد به یه تعامل فوق العاده باهم رسیدیم و توی ترجمه یه تقسیم وظیفه ای کردیم وقتی کار تموم شد واقعاً بی عدالتی می بود اگه فقط اسم من می رفت رو کتاب و اسم محمد به عنوان ویراستار واسه همین هم حرف من این بود هم حرف محمد که اسم هردومون بره رو جلد اما این دوستان مارو با نوشتن اسم مهرزاد جعفری شگفت زده کردن و تلاش های محمد رو پایمال کردن عملاً اما از اونجایی که قرارداد ترجمه با من بوده من می تونم ازشون شکایت کنم نه محمد که این کار هم در جریانه
که اینطور. پس امیدوارم شکایتون رو تا پایان پیگیری کنید. ممنون از اطلاع رسانیتون
انشالله همینطور خواهد شد
میلاد جان سلام
بعد از فرینج مدت ها بود که به سایتت نیومده بودم
با تجربه اندکی که من از زندگی دارم این جریانات هم تموم میشه و این جمله برات معنا دار تر
” همه سقوط ها بد نیستند
سقوط سیب هنوز هم انسان را بالا می برد ”
موفق باشی عزیز
زیاد خودتو درگیر نکن
تو یک زندگی
یک همسر
و آینده ای داری که باید به فکرشون باشی
برات آینده شادی رو آرزو می کنم
یا علی
دوست ندیده تو
محسن
مرسی محسن جان از کامنتت ممنون که سر زدی در مورد این اتفاقات هم من فقط اینارو نوشتم که با این دوستان بیشتر آشنا باشین بفهمین کی هستن و الان وقتی این انتشارات رو تو گوگل سرچ می کنین مطلب من از سایت اونا بالاتره همین برای من کافیه بقیه اش هم دیگه به قانون ربط داره و رای که اونا بدن و مطمئناً همه هم اطاعت می کنن. اینم برای من یه تجربه خیلی خوب بود و خوشحالم که می تونم دنبالش کنم و جبرانش کنم
شاد باشی همیشه
من برات تصمیم نمیگیرم ولی تا جایی که میتونی گذشت کن. گذشت بیمنت…
درگیری آخرش خیری نداره. اینکه “نمیگذرم تا بشه درس عبرتی برای دیگران و…” اینا حرفای تخیلیه!
هیچکس تو گیر و دار دادگاههای شما نمیاد که بخواد درس عبرت بگیره!
امیدوارم هرچی زودتر به خیر و خوشی تموم بشه…
تا حد زیادی باهات موافقم رفیق اما یه سری پیش شرط هایی داره که باید رعایت بشه و من مطمئن و قانع بشم از اشتباهاتشون درس گرفتن که در حال حاضر خیلی خیلی سخته!
میلاد خان شما ذهن خودتو زیاد درگیر نکن دنیای کثیفیه … اگه زیاد اذیت میکنن بگو به بچه ها بگم بیان بریم ببینیم حرف حسابشون چیه !
در هر حال ما همه جوره در خدمتیم …
مخلص شما
عبدوس
دمت گرم رفیق :دی
انشاالله که به لطف خدا حقتنوبگیرین ازمن میشنوین به راهتون ادامه بدید
ایشالله 🙂
متاسفم برای این اتفاقات میلادجان.
یه سری بچه هم به صرف شرایط خوبشون تونستن بیان توی این کار و حالا در مقابل بزرگترها ادعاشون شه و یا رفاقت رو دور میزنند.متاسفم برای این دوستان که ثبات ندارند. سنشون کمه. بزرگتر که بشند متوجه حباب پوشالی اطراف خواهند شد. به امید موفقیتت
سلام بابک جان ممنون از محبتت و کامنتی که دادی متاسفانه همینطوره که فرمودین
ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻭ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻣﺘﺎﺳﻔﻢ ﺑﺎﺑﺖ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ. ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮﺷﻢ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺻﺒﺮﺍﻧﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﭼﺎﭖ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﺗﺎﺝ ﻭ ﺗﺨﺖ ﺑﻮﺩﻡ. ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﻗﺒﻮﻟﺶ ﺳﺨﺘﻪ ﮐﻪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﯼ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ 🙁
ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﺑﺘﻮﻧﯿﻦ ﺣﻘﺘﻮﻧﻮ ﺑﮕﯿﺰﯾﻦ ﻭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﯾﻦ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﯾﻪ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭﺍﺕ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺫﺍﻣﻪ ﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﻫﺎﺭﻭ ﭼﺎﭖ ﮐﻨﯿﺪ. ﺣﯿﻔﻪ ﺑﺨﺬﺍ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﻧﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﺭﻫﺎ ﺑﺸﻪ 🙁
متاسفانه دوستان هم ظاهراً کتاب رو ول کردن حیف شد واقعاً من هم تو خراب شدن این کتاب خودم رو مقصر می دونم که با یه انتشارات ضعیف و بی تجربه کار کردم و درس عبرتی هم شد برای خودم و کارهای بعدی انشالله به زودی خبرهای خوبی بهتون بدم
میلاد جان همیشه با زیرنویسهای خوبت لذت سریالها رو چندانبرابر میکنی برامون .. حالا این موضوع رو که خوندم ناراحت شدم ..امیدوارم حق به حقدار برسه ..
از حق خودت کوتاه نیا .. حق گرفتنیست ..
سلام سجاد جان ممنون از محبتت خوشبختانه حق به حقدار رسید و فعلاً این انتشارات به حالت نیمه تعطیل دراومده
ممنون از محبتت