سریال اعداد

اعتراف کنید! زود باشید! اعتراف کنید که از ریاضی خوشتون نمیاد البته به جز مواقعی که حساب حسابه دو دوتا چهارتاست یا زمانیه که شما میتونید از انگشت های دست هاتو و بعضاً پاهاتون استفاده کنید اونموقع شاید زیاد بدتون نیا که از ریاضی استفاده کنید اما حقیقت اینه که اصلاً نمی خواین یاد محاسبات پیچیده دوران دبیرستان و دانشگاهتون بیفتین و خب بالطبع وقتی هم ببینید یه نفر نشسته و داره پیچیده ترین محاسبات ریاضی رو جلوی روتون انجام میده باید قاعدتاً کسل کننده باشه اما به نظرم همچین دارین اشتباه میکنید چون ده ها میلیون طرفدار سریال اعداد(نامبرز) در سراسر جهان می دونن که با خط داستانی درست و جلوه های ویژه لازم حتی ریاضی هم میتونه هیجان انگیز باشه
درست حدس زدید اصلاً زیاد به خودتون افتخار نکنید چون خیلی تابلو بود که میخوام از کار جدیدم حرف بزنم فصل اول سریال اعداد که دارم روش کار میکنم از جنبه های مختلفی بسیار دیدنیه اولاً که این سریال از نظر بصری بسیار جذابه و در حد فیلم های سینمایی پرخرج جلوه های ویژه منحصر بفرد داره، ثانیاً از نظر تلفیق علم ریاضی با داستان های پلیسی که در نگاه اول بی ربط به نظر میاد فوق العاده کار کرده و نه تنها بیننده های عادی رو قانع میکنه که واقعاً میشه از ریاضی برای کمک به پلیس و گرفتن جنایتکارها استفاده کرد بلکه اون بخش های گرافیکیش و معادلاتی که روی تخته نوشته میشه یا روی تصاویر گرافیکی میاد باعث ساعت ها بحث و تحلیل عاشق های ریاضی در انجمن های خودشون شده ثالثاً خط داستانی هر قسمت به شدت غنی و حرفه ایه و در عرض چهل دقیقه به شما به اندازه یه فیلم سینمایی پلیسی هیجان انگیزه دوساعت استرس و هیجان میده و هزار و یک جنبه دیگه
اما داستان اعداد از یک طرف داستان پرونده های پیچیده ایه که سازمان اف.بی.آی در زمینه قتل های سریالی، حملات تروریستی، دزدی های بانک و… باهاشون سر و کار داره(اصلاً فکر نکنید اینها موضوعات معمولی هستن نویسنده های سریال طوری اونها رو تعریف میکنن که تا حالا شبیه اونها رو هم ندیدین) و در راس این گروه اف.بی.آی شخصی به نام “دان اپس” قرار داره که با ممارست و علاقه ای که به کارش داره برای به ثمر رسوندن پرونده هاش حاضره هرکاری بکنه که البته همکارهایی هم مثل “تری لیک” و “دیوید سینکلر” داره که کمکش میکنن که “تری” یه روانشناسه  اما تا اینجا یه داستان پلیسی مثل سایر داستان هاست ولی داستان اصلی از جایی شروع میشه که “چارلی” برادر “دان” که یه نابغه ریاضیه(همینو بدونید که این بچه در سه یا چهار سالگی عدد چهاررقمی در هم ضرب میکرده و در سیزده سالگی پاشده رفته دانشگاه خفن پرینستون) با دیدن یه آبپاش احساس میکنه که میتونه تو حل مسائل پیچیده اف.بی.آی به برادرش کمک کنه و سر هر مسئله ای باید یه معادله با متغیرهای زیاد بسازه اما این تمام سریال نیست یه بخش عمده سریال که حتی میتونه از این بخشش بهترم باشه روابط پیچیده خانوادگی که بین “دان”، “چارلی” و پدرشون وجود داره اونم درست به فاصله کمی از مرگ مادرشون سریال رو از لحاظ بار درام هم به شدت غنی میکنه خلاصه به نظرم این سریال کلی دیدنیه ولی دیدنی تر از اون اینه که تهییه کننده های این سریال ریدلی اسکات( گلادیاتور؟ تلما و لوئیز؟ آفرین خودشه) و تونی اسکات( چی؟ دژاوو؟ عشق واقعی؟ آرههه همونه) هستن من وقتی اینو شنیدم با خودم گفتم واییی! شما چی گفتین؟

اما یه سری چیزای بی ربط در مورد این سریال 1- این سریال یه جایزه امی برده که معتبرترین جایزه سریال های تلویزیونیه 2- فصل اول سیزده قسمته(اسم سریالش اعداده دیگه چه انتظاری داشتین؟!) 3- اول قرار بوده داستان مربوط به دانشگاهش در ام.آی.تی اتفاق بیفته که نمیفته مجبور میشن برن به انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا در پاسادنا و برای همین یه کمی شخصیت ها عوض میشه جالبه بدونین این معادلات پیچیده کار بچه های همونجاست به اضافه یه مشاور نابغه به نام گری لوردن مدیر بخش ریاضی اونجا 4- دان و چارلی قراره مثلا 5سال باهم اختلاف سن داشته باشن اما سن واقعی بازیگرهاشون 16سال اختلاف داره! باورتون میشه؟! راب مورو بازیگر دان خیلی خوب مونده 5- ریدلی اسکات و تونی اسکات یه روز بلند میشن میرن سی بی اس که پیشنهاد این سریال رو بدن و ببینن امکان ساختش وجود داره یا نه که مدیرهای شبکه با دیدن خلاصه داستان اونقدر ذوق زده میشن که میگن همون موقع کارو شروع کنن
دیگه همینا! آهان پی نوشته بی ربط: این تحلیلگر گوگل چه باحاله! تاحالا آمار دهنده ای به این خفنی ندیده بودم، یکی از رفسنجان اومده بوده پیجم یه 10دقیقه ای همه صفحاتم رو دیده! از اونجایی که دفعه پیش همچین اشتباهی کردم باید محض احتیاط بپرسم: هدی جان احیانا اینم شما نبودی؟!؟!ا

Tags: No tags

2 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*