ابلیتهایی در گوشی که روزی لوکس بودند، اما حالا منقرض شدهاند
لاکچریهای دیروز، خزهای امروز
گوشیهای تلفن همراه ویژگیهای خاص خود را دارند. بسیاری از قابلیتها در طول زمان به آنها اضافه شده و در مقابل، بعضیها هم خیلی زود به تاریخ پیوستهاند. قابلیتهای گوشیها گرچه در سطحی به نوآوریهای شرکتهای سازنده وابسته است، در سطحی عمیقتر اسیر انتظارات مصرفکنندگان و حتی تولیدکنندگان است. برای مثال در نظر بگیرید سازندگان گوشی تلفن همراه امروز برای بالاتر رفتن فروش هندزفریهای بلوتوث تقریبا همگی دستبهیکی کرده و به بهانه کم کردن چنددهم میلیمتر قطر گوشی جک 3.5 میلیمتری هدفون را در گوشیهایشان حذف کردهاند. بنابراین اگر گوشیای مد شود که شبیه کفگیر باشد سازندهها، بیش از نوآوریهایی که ممکن است آینده را تغییر دهند، به این موضوع روی خوش نشان میدهند. در گذشته بلندگوهای بلوتوث حسابی روی بورس بودند، اما امروز اگر دقت کرده باشید در بیشتر جاهایی که فروش ویژه میگذارند چندتایی هم بلندگوی بلوتوث جایزه میدهند تا از شرشان خلاص شوند، دلیلش هم این است که امروزه دیگر دوره بلندگوهای بلوتوثی گذشته است و هیچکس آنها را نمیخرد. حالا نوبت ارسال صوت و تصویر از طریق WiFi و به وسیله گوگل کست و اپل ایرپلی است. بگذارید از همین جا وارد بحث قابلیتهای اینچنینی شویم؛ قابلیتهایی که زمانی بهکارگرفتنشان روی گوشیها به لوکس بودنشان تعبیر میشد، اما این روزها نهتنها دیگر خبری از آنها نیست که با قابلیتهای دیگری هم جایگزین شدهاند.
فرستندهFM (Transmitter)r
شاید یادتان باشد که فرستنده FM روزی در همین کشور خودمان حسابی مد بود و فندکیهایی که همه جا میفروختند و ماشینهایی که سوار میشدیم روی موج FM آهنگهای دلخواهشان را پخش میکردند.
روزی قرار بود این قابلیت به تمام گوشیها برسد و دنیا را جابهجا کند. خیلی از گوشیها و برندها آن را تبلیغ میکردند؛ از W980 سری واکمن سونی گرفته تا بسیاری از مدلهای رده بالای نوکیا. آخرین سالی که این قابلیت در چندین و چند گوشی پیدا میشد 2012 بود؛ یعنی حدودا 6سال پیش و نمونه دوستداشتنیاش هم نوکیا 808 PureView بود.
اگر از حق نگذریم، این قابلیت در نوع خود باحال بود، اینکه شما میتوانستید (هرچند با کیفیت بسیار نازل) موسیقی موردعلاقهتان را از طریق رادیوهایی پخش کنید که فناوری آنها به بیش از 50 سال قبل برمیگشت ایده زیاد بدی به نظر نمیرسید، اما خب دوره دوره کوچک و نازک شدن گوشیهاست. در سال 2018 اگر گوشی گیرنده FM یا همان رادیوی خودمان را هم داشته باشد، باید حسابی خدا را شکر کنیم، چه برسد به فرستنده آن. بههرحال این قابلیتی بود که گوشیها، مخصوصا از نوع رده بالایشان، چندسالی داشتند و بعد از مدتی از صفحه مشخصات آنها حذف شد.
پورت HDMI
حتما تا الان متوجه شدهاید که یکی از علاقهمندیهای خاص تولیدکنندگان گوشی که ما زیاد دل خوشی از آن نداریم، کم کردن پورتهای روی آن است. آنها در این راه حتی به ورودی هدفون و جک 3.5 میلیمتری ناقابل هم رحم نکردند (ظاهرا دلمان از این قضیه پر است)، چه برسد به پورت Mini HDMI که در گوشیهای رده بالای شرکتهای نوکیا، سونی و بلکبری پیدا میشد و با ورود بلکبری P9983 درست مثل شرکت سازندهاش از میان رفت. با یک کابل بهراحتی گوشیتان را به پورت HDMI تلویزیون وصل و از آن استفاده میکردید، اما با وجود قابلیت ارسال تصاویر از طریق WiFi که خیلی از تلویزیونهای امروزی از آن پشتیبانی میکنند و نیز ورود USB Type C و ضدآبشدن گوشیها، دیگر نیازی به این پورت احساس نمیشد. هرچند خرید تبدیل USB به HDMI گران و پیدا کردنش سخت است، ولی همیشه میتوانید روی ارسال تصاویرتان از طریق WiFi حساب کنید و از آن لذت ببرید.
قابلیت تبدیل گوشی به تبلت و لپتاپ
شرکت ایسوس لپتاپ و تبلتساز خوبی است، اما هرگز نتوانست آنطور که باید و شاید خود را در زمینه گوشیهای تلفن همراه مطرح کند. آنها فکر میکردند برای این موضوع راهحل نوآورانهای پیدا کردهاند و تصمیم گرفتند. «قیمهها را در ماستها بریزند» و گوشیای تولید کنند که هم گوشی شود، هم تبلت و هم لپتاپ. در همین راستا سری PadFone X را روانه بازار کردند و هرچند که نسل اول آن سر و صدای زیادی هم به پا کرد، اما کم کم اقبال به آنها، مخصوصا در نسل دومش، کم شد و سامسونگ هم که مثل همیشه چند مدلی از روی دست آنها کپی میکرد پشیمان شد و پروژههایش را کنسل کرد. بههرحال روی آوردن به تبلتها، بهویژه از نوع اندرویدی آنها، رو به افول است و مایکروسافت با معرفی قابلیت کانتینیوم (هرچند که حالا با مرگ گوشیهای ویندوزی این قابلیت عملا مرده به حساب میآید) و تبدیل گوشی به یک کامپیوتر کوچک هنگام اتصال به مانیتور یا صفحه نمایش، اندک آرزوهای سازندگان تبلت را هم به باد داد و حالا تمرکز روی قابلیتهایی است مانند DeX سامسونگ و Projection هوآوی که تقلیدی است از کانتینیوم خدابیامرز. سهگانه گوشی-تبلت-لپتاپ دیگر هرگز تکرار نشد.
قابلیتهای دوربینی که به تاریخ پیوستند
مطمئنا سازندگان تلفن همراه در هیچ زمینهای بهاندازه دوربین آزمون و خطا نکردند. نوآوریهای زیادی در این زمینه آمدند و رفتند، اما جالب است بدانید یکی از معیارهای دوربین خوب تلفن همراه، در گذشتهای نهچندان دور، وجود فلش زنون بهجای الایدیهای امروزی بود و سازندگان برای گوشیهایی که دوربین خوبی داشتند از زنون استفاده میکردند، اما مشکل کوچکی وجود داشت: این فلشها زیادی قطور بودند و آن زمان که بهتر بودن کیفیت دوربین مهمتر از نازکی گوشی بود، وجود فلش زنون کاملا توجیهپذیر مینمود. حتما یادتان هست گوشیهایی را که مثلا از دوربین خوبی برخوردار بودند و دستکمی از پارهآجر نداشتند. یکی از آخرین گوشیهای مجهز به فلش زنون سامسونگ Galaxy K zoom بود که نهتنها فلش زنون داشت، لنز دوربینش هم جلو و عقب میشد. اما افتخار آخرینبودن در این زمینه به ایسوس ZenFone Zoom ZX551ML رسید که دوربینش زوم اپتیکال سهبرابر هم ارائه میداد. هرچند دلمان برای رقابت شرکتهای سازنده سر زوم اپتیکال بیشتر تنگ میشود، اما ظاهرا شرکتها دوست ندارند وارد این بازی شوند. گرچه شرکت چینی اوپو پارسال از فناوریای رونمایی کرد که با آن در گوشیها میتوانستیم تا پنجبرابر زوم اپتیکال بگیریم و نازکیشان را هم حفظ کنیم، به دلایلی نامعلوم، هرگز پایش به تلفنهای همراه باز نشد.
شاید چند قابلیتی که همه فکر میکردیم قرار نیست دیگر خبری از آنها بشنویم و مرده باشند، دوباره به دوربینهای تلفن همراه برگردند و اوضاع را بهتر کنند.
یکی از آنها که بیصبرانه منتظرش هستیم دیافراگم (گشودگی لنز) متغیر است که روزی در گوشیهایی بود که دوربین خفن داشتند. استفاده از این قابلیت ما را امیدوار کرد از شر دیافراگمهایی خلاص شویم که بیش از اندازه باز شدهاند و ممکن است در عکاسی شب ما را نجات دهند، اما عکاسی روزمان را خراب کنند. سیستم دیافراگم جدید سامسونگ این قابلیت را دارد که بین 1.5 تا 2.4 متغیر باشد و این یعنی استفاده از نور مناسب، چه در روز و چه در شب.
قبل از W2018 سامسونگ، آخرین گوشی با دیافراگم متغیر Nokia N86 بود که هنوز در ذهن مانده است. مدلهای بعدی مانند نوکیا N8 و
808 PureView فیلتر ND یا کاهنده نور را جایگزین دیافراگم متغیر کردند. حالا که پای بحث دوربینهای نوکیا به میان آمد، بگذارید یادی هم بکنیم از دوربینهای چرخشی که در دوران قبل از اندروید و دوران سیمبینبازها، نوکیا آن را تبلیغ میکرد و اوپو با N3 کوشید آن را بهصورت خودکار زنده کند، اما هیچکس آن را دوست نداشت.
این سیستم چرخش خودکار کمک میکرد عکسهای پانورامای باحالی بگیرید و خوبیاش این بود که سلفی شما بهخوبی عکسهای دوربین پشتی گوشی میشد. Meizu Pro 7 حالا حقه دیگری زده و صفحه نمایش کوچکی پشت گوشی تعبیه کرده است. باید دید این راه هم مثل بقیه راهها به بنبست میخورد یا خیر.
صفحه نمایش و دوربین سهبعدی
فتنه دوربینهای دوگانه را HTC با گوشی EVO 3D به راه انداخت که نهتنها عکس سهبعدی میگرفت، صفحه نمایشش هم مثلا سهبعدی بود. آن زمانها الجی هنوز راهش را پیدا نکرده بود و کمی از دیگران تقلید میکرد؛ بنابراین افتخار آخرین گوشی با این قابلیت به Optimus 3D Max P720 میرسد که یک کامیون لازم بود تا اسمش را یدک بکشد و برعکس طولانی بودن اسمش، دوران موفقیتش کوتاه بود. دوربینهای دوگانه امروزه قابلیتهای بهتر و دیگری پیدا کردهاند، اما بدمان نمیآید در سالهای آینده نه صفحات سهبعدی که قابلیت 120Hz آنها را بیشتر ببینیم (امسال شرکت ریزر گوشی خود را با این قابلیت معرفی کرد، اما در این راه تنها بود).
سخن آخر
فناوریهای زیادی در گوشیهای لاکچری آمدند و تجربه ثابت کرده بیشتر آنها راه به جایی نخواهند برد. اگر یادتان باشد نوکیا کوشید در گوشیها از هارد استفاده کند که سخت شکست خورد؛ و نیز بسیاری موارد دیگر. برخی هم گرچه شکست خوردند، به نوعی راهشان را دوباره به قلب گوشیها باز کردند؛ مثالهای متعددی از آن را بیان کردیم. اما نکته مهم این است که نباید با دیدن هر قابلیت جدیدی هیجانزده شد و به خاطرش حساب بانکی و غیربانکی را خالی کرد؛ چراکه بسیاری از آنها که سازندگان با آبوتاب از آن تعریف کرده و تبلیغشان را میکنند، ممکن است چند سال آینده به شکل کامل منقرض شوند و گوشی لاکچریای که خیلی هم برایش هزینه کردهاید خیلی زود خز و ازمدافتاده بهنظر برسد. بنابراین بد نیست قبل از جذب شدن به قابلیتهای جدید، نیاز خود را بسنجیم و براساس آن انتخاب کنیم، نه براساس تبلیغاتی که میتوانند بسیار گمراهکننده باشند.
