
!!!به افتخار درس شیرین مدیریت مالی این ترم که من یک میون بار ازش متنفرم
باز هم خواب رياضي ديده ام /خواب خطهاي موازي ديده ام
خواب ديدم مي خوانم ايگرگ زگوند/ خنجر ديفرانسيل هم گشته کند
از سر هر جايگشتي مي پرم/ دامن هر اتحادي ميدرم
دست و پاي بازه ها را بسته ام /از کمند منحني ها رسته ا م
شيب هر خط را به تندي مي دوم/ گوش هر ايگرگ وشي رامي جوم
گاه در زندان قدر مطلقم/ گاه اسير زلف حد و مشتقم
گاه خط را موازي ميکنم /با توانها نقطه بازي مي کنم
لشگري تمرين دارم بي شمار /تيمي از فرمول دارم در کنار
ناگهان ديدم توابع مرده اند/ پاره خط نقطه ها پژمرده اند
کاروان جذر ها کوچيده است /استخوان کسر ها پوسيده است
از لوگ و بسط و نپر آثار نيست/ رد پايي از خط و بردار نيست
هيچکس را زين مصيبت غم نبود/ صفر صفرم هم دگر مبهم نبود
آر ي آري خواب افسون مي کند/ عقده را از سينه بيرون مي کند
مردم از اين ايکس و ايگرگ داد داد/ روزهاي بي رياضي ياد باد
!!!یعنی من عاشق شاعر این شعره هستما
elahiiiiiiiiiiiiiiiiiii
bemiram che kaboosy dide bache!!!!
khoda ghovat:D…komak nemikhai????!!
شعرت برای یه آدم کاملا غیر حرفه ای عالی بود “میلادی”…ایشالا جا پای حافظ و سعدی بزاری…فقط وزن بیت هفتمت مشکل داره…تو بیت شش هم به جای”خط[اگه بنویسی “خط ها”آهنگ شعرت درست میشه…موفق باشی