
امروز می خواستم در مورد سریال حضرت یوسف بنویسم اما سخنرانی خاتمی یه حس نوستالژیکی بهم داد که نتونستم در موردش ننویسم
حدود 12 سال پیش موقع انتخابات ایران اصلا این شکلی نبود من خاطراتم از دوره قبل از اون جز سیاهی چیزه دیگه ای رو بیادم نمیاره، نمی دونم بخاطر اینه که من خیلی کوچیک بودم و عقلم نمی رسید یا واقعا به همون سیاهی بود اما یه اتفاقی همه چیز رو روشن کرد و اونم شور و حال مردمی بود که به عشق یه نفری امید زندگی پیدا کرده بودند احساس می کردن می تونن سرنوشت خودشون رو تغییر بدن، اونموقع ها همیشه پدرم روزنامه سلام می گرفت، خیلی از کسایی که بعد از خاتمی به یه جایی رسیدن نویسنده های همون روزنامه بودند که بعدا توی ده ها روزنامه پخش شدند و بعد از اون داستان توقیف کیلویی همه روزنامه های اصلاح طلب در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی خیلی هاشون فرار کردن خیلی هاشون هم خونه نشین شدن بعضی هم محافظه کار شدن!، حالا از اینها که بگذریم انتخابات دوازده سال پیش یه حس عجیبی بهم می ده، به هرحال خاتمی اومد و مجلس شیشم شد و اون اتفاقای بعدش که من مطمئنم تاریخ از اونها به عنوان برگ زرینی از تاریخ آزادیخواهی ایرانیها یاد می کنه اما حقیقت اینه که به قول خاتمی اون زمان یه ذره کار انجام شد، یه ذره کارهم انجام نشد، یه ذره هم نذاشتن کار انجام بشه اما برای من ایران از اونموقع روشن تر شده و هیچکس نمی تونه بگه که یه بخش عظیمی از این روشنی بخاطر خاتمی نبوده، تاثیر خاتمی در تمام تحولات دهه گذشته ایران انکارناپذیره حالا اینکه دور دوم هم به زور آوردنش و اون اتفاق ها افتاد اما اون حس عجیبی که اون بالا گفتم که به اون روزها دارم همیشه باعث میشه یه حس عجیبی هم نسبت به خاتمی داشته باشم، یه حسی مثل فرزندی از یه نسل دیگه به پدری از نسل قبلش یه جور حسی که ممکنه با همه کارهای پدرت موافق نباشی حتی با خیلی هاش هم مخالف باشی اما دوسش داری چون می دونی کاری که می کنه بر اساس باورهای دوست داشتنی نسل خودشه، باورهایی که خیلی با باورهای نسل من تفاوت داره اما رسیدن به اون هدفها باعث نمی شه هدفهای من کمرنگ بشه، شاید حتی یه پلی باشه برای باورهای من و نسل من
نسلی که بهترین سالهای بچگیش رو تو جنگ گذروند، جنگی که آخرش هیچکس نفهمید برای چی شروع شد و چرا 8سال طول کشید و آخرشم چی شد که با همون شرایط اولیه تموم شد، منظورم اینه که نسل ما معنی سختی و ترس و اضطراب رو با تمام وجودش حس کرد، اگه نسل قبل و اونایی که جنگید یا اوناییکه فرار کردن بگن ما براساس باورهامون اینکارو کردیم اما برای نسل ما که اونموقع معنی باور و ارزش و… رو نمی دونستیم این احساس ها همه تحمیلی بود، همونایی که یه روزی این احساس ها رو به ما تحمیل کردن بعدشم خیلی چیزها رو تحمیل کردن، اونقدر تحمیل کردن تا همه جا سیاه شد اما یه نفر مثل خاتمی وقتی اومد رنگ ایران واقعا عوض شد، تحمیل ها خیلی هاش برداشته شد، خیلی هاش هم سرجاش موند، خیلی تحمیل های تازه هم اومد اما یه فرق بزرگ داشت و اونم این بود که ایندفعه کسی سکوت نمی کرد و حداقل حرف می زدیم، ما از اون احساس های سختی و ترس و اضطراب فاصله گرفته بودیم چون اگرچه هنوزم یه نفری سرکار بود که شاید با طرز فکر ما مشکل داشت، هدفهاش با ما فرق می کرد اما بهمون یاد داد که نترسیم و حرفمون رو بزنیم
قبول کنیم که جاهای بزرگی با این حس جدید حقمون رو گرفتیم خیلی جاها هم کوتاهی کردیم یه سری جاها هم بهمون حقمون رو ندادن اما این کجا و ایران سیاه دوازده سال پیش کجا؟ا
من خاتمی رو دوست دارم در عین اینکه انتقادهای زیادی بهش دارم اما سخنرانی امروزش حرفهای جالبی داشت، من چکیدش رو براتون می ذارم و فقط امیدوارم خاتمی تصمیم بگیره که برای انتخابات بیاد(بعدا شاید یه بحث طولانی کردم که چرا فکر می کنم اومدن خاتمی یا یه شخصی بهتر از خاتمی تنها راه بهتر شدنه در حال حاضر فرد بهتر از خاتمی احتمال حضور در انتخابات نداره اما بعد از اومدن خاتمی احتمال اومدن چنین فردی هست همونطوری که دوره قبل این اتفاق افتاد و ما اشتباه کردیم) حالا یه نگاهی به صحبتهاش بندازین بد نیست:ا“حادثه کوی دانشگاه نشانه مظلوميت دانشگاه و مقاومت ستودنی اين دانشگاه بود. ۱۸ تير جنايت بزرگی بود که زخم مظلوميت آن هنوز دلهای دلسوزان نظام را میسوزاند. در صورتی که اين حادثه هيچ ربطی به دانشگاه نداشت و سبب شد که فشار بر دانشگاه بيشتر شود
میخواهيم از عقب ماندگی تاريخی نجات پيدا کنيم و ننگ عقب ماندگی را از تاريخ ملت ايران پاک کنيم. میخواهيم خودمان بر سرنوشت خود حاکم شويم. جامعهای میخواهيم که در آن خبری از فقر و تبعيض نباشد. البته بیانصافی است اگر بگوييم از ابتدای پيروزی انقلاب تحولاتی در اين زمينه صورت نگرفته است ولی هنوز به اهداف خود نرسيدهايم
آيا دولت توانسته است پشتيبان امنيت ملت باشد؟، آيا در جامعه ما ميزان رای ملت است؟. يا کسانی هنوز میخواهند بر مردم قيوميت داشته باشد. آيا آزادی در جامعه ما نهادينه شده است؟. آيا دانشگاههای ما آزادی را احساس میکنند؟ آيا نقد قدرت در جامعه ما هزينه ندارد و اگر ندارد اين همه محروميت برای چيست. چرا هنوز در بعضی از دانشگاههای ما نقد که وظيفه دانشگاه است، به عنوان براندازی تلقی میشود. آيا واقعاً به قانون اساسی عمل میشود
در روند موجود با مشکلاتی مواجه هس
تيم، ممکن است اين روند با حسن نيت همراه باشد، اما پيشرفت حاصل نمیگردد، مشکلاتی چون فقر و نابرابری افزايش يافته و تهديدها هم بيشتر شده است و حتی اسلام و آرمانهای انقلاب نيز تحريف میشود. انديشيدن به تغيير در کسانی که دلسوز اسلام و انقلاب هستند، امری مطلوب است. اکنون کشور موقعيت حساسی دارد و بايد از مشکلات رهايی پيدا کند. من با کارشناسان و خبرگان در ارتباط هستم و آسان ترين کار برای خدمت به مردم داشتن برنامه است
بايد سعی شود کسانی که نمیتوان آنان را رد صلاحيت کرد و يا رد صلاحيت آنان هزينه سنگين دارد، در صحنه شرکت کنند. اگر اين مشکل نبود قطعاً افراد باصلاحيتی حضور داشتند که میتوانستند خدمت به سزايی کنند
ما هم آزادی میخواهيم و هم استقلال و هم پيشرفت و عدالت. بايد واقع بين بود و ايدهآل گرايی نکرد. معتقدم ايران زمينههای بسيار مساعدی برای پيشرفت دارد و مردم ما شايسته برخورداری از آزادی هستند. به نظر من آسانترين کار داشتن برنامه است. ما تجربه تدوين دو برنامه سوم و چهارم و اجرايی کردن برنامه سوم را داريم، اکنون شرايط بسيار سخت است، ما نتوانستهايم در مسير اهداف چشم انداز حرکت کنيم. اما تحول و پيشرفت در جامعه نيازمند برنامه است تا هم مردم در جايگاه اقتصادی مناسب قرار گيرند و هم تهديدها در عين حال که بر اصول پافشاری میکنيم،کاهش يابد و هم عدالت اجتماعی اجرا شود
اگر برنامه خوبی داشته باشيم با دو مساله نيز مواجهايم که اولين مساله توقع مردم است. مردم انتظار دارند مشکلات حل شود و مساله دوم نيز تهديد دستگاههايی است که بايد پشتيبانی کنند. آن زمان همه انتقاد میکردند و امروز شرايط گل و بلبل است. نمیشود به مردم قول داد و نتوان عمل کرد و بعد هم همه جريانات شروع به حمله کنند. من معتقدم کسی بايد بيايد که میتواند کاری انجام دهد. اکنون من پاسخ منفی به حضور در انتخابات نمیدهم و در حال بررسی هستم
البته همه چيز دست ما نيست. در انتخابات گذشته ديديم که نيروهای انقلابی و ارزشمدار به دليل آنکه مورد پسند برخی نبودند از صحنه حذف شدند. از۲۹۰ کرسی امکان رقابت در ۱۰۴ کرسی وجود داشت آيا اگر در ۲۹۰ کرسی نامزدهای اصلاح طلب اجازه رقابت پيدا میکردند امروز بيش از ۵۰ درصد مجلس در اختيار اصلاح طلبان نبود. ديگر امروز رد و تائيد صلاحيتها اثر منفی در جامعه ندارد و اين امر باعث تاسف است. امروز زندان رفتن در اين نظام باعث خفت نيست و اين بسيار بد است. ما از حوزه دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی سخن میگوييم، بايد بگونهای شرايط باشد که هر کس که با او برخورد میشود، مانند يک انسان مجرم خطرناک باشد نه اينکه تنها به خاطر انتقام و به دليل داشتن سلايق سياسی برخورد و يا رد صلاحيت شود
در انتخابات بايد نظارت کامل از سوی ملت و نمايندگانی که ممکن است، مورد ستم قرار گيرند، وجود داشته باشد، که در انتخابات مجلس شاهد آن نبوديم
برای رسيدن به آرمان های انقلاب هشت سال کافی نيست، بلکه وقتی اصلاحات تدريجی است، ۲۸ سال هم برای آن کافی نيست. من به هيچ وجه نمیگويم که عيب نداشتيم. اتفاقاً عيوب زيادی هم داشتيم و حتی برخی فرصتها را از دست داديم. اگر آن زمان که برخی در مقابل اصلاحات و خواست مردم ايستادگی میکردند، با قاطعيت بيشتری عمل کرده بوديم، نتيجه بهتر بود. اگر بعضی از کارشکنیها انجام نمیشد، قطعاً دستاوردهای بيشتری داشتيم و در عين حال اعتراف میکنم ضعف در دولت نيز وجود داشت
معتقدم که دولت کنونی با شجاعت برای مذاکره با آمريکا پيشگام شده است و راه مذاکره را بسته نمیداند و اين قابل ستايش است. اما ما حتی تقاضای مذاکره با آمريکا را هم نکرديم. در آن زمان من در مصاحبهای با دفاع از اصول و ارزشها به گونهای صحبت کردم که برای اولين بار دولت آمريکا شرطی که امام(ره) گذاشته بودند يعنی عذرخواهی آمريکا و عدم دخالت آن، را اجرا کرد؛يعنی برای اولين بار و آخرين بار دولت آمريکا رسماً از ملت ايران عذرخواهی کرد که ۳۰ سال در ايران اشتباه میکرديم. اما به جای اينکه از اين فرصت برای رفع مشکلات و تامين منافع ملی استفاده شود، موج تبليغات گسترده عليه اصلاحات صورت گرفت، به گونهای که يک سال بعد از عذرخواهی دولت آمريکا، ايران محور شرارت معرفی شد
هشت سال فرصت اصلاحات با نفت نه دلاری و با خشکسالی وحشتناک همراه بود، در همان زمان تورم به ۵/۱۱ درصد رسيد و صحبت از تک نرخی کردن ارز بود. هنگامی که ارز تک نرخی شد تورم به ۱۵ درصد رسيد و ما کشور را با تورم ۳/۱۵ درصد به دولت تحويل داديم و امروز با نفت ۹۰ دلار محاسبه میکنيم که تورم چه ميزان است
اکنون اگر اصلاحات روی کار بيايد تجربه هشت سال دولت اصلاحات و چهار سال اخير را هم دارد
صحبت ما اين است که با روشی سريعتر و ارزانتر میتوانيم به اهداف خود برسيم
در جامعه متکثر هستيم و معتقدم هر کسی هر انديشهای دارد بايد بتواند ابراز کند مگر امام (ره) زمانی که در پاريس بودند، نگفتند که حتی کسانی که اصل دين اسلام را قبول ندارند در جمهوری اسلامی آزادند، بايد صحبت کنند و تشکل داشته باشند.بنابراين هر کس هر انديشهای دارد، مورد احترام است حال میخواهد از خاتمی عبور کند يا خير
امام (ره) به صراحت گفتند هر انديشهای در جمهوری اسلامی تا وقتی دست به توطئه نزند و دست به اسلحه نبرد آزاد است امامی که م
ن شناختم فردی بود که کاملا به رای مردم مومن بود و معتقد بود که اسلام با همه منظومات دموکراسی سازگار است و اگر انحرافی وجود دارد از خود ماست و از آن امام با آن انديشه دفاع میکنيم
بارها در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم مطرح کردند که چرا بايد ما فقط انجمن اسلامی داشته باشيم همه جريانات بايد بتوانند فعاليت کنند
کارهايی را انجام داديم و کارهايی را نکرديم و مقداری هم نگذاشتند، انجام دهيم.رئيسجمهور امکانات محدودی دارد و اگر تنها نظرمن بود خيلی کارها میکردم ومعتقدم وقتی میگوييم جمهوری اسلامی به اين معنا نيست که ديگر مذاهب حقوق اساسی ندارند. از افتخارات ما اين است که جمهوری اسلامی را به گونهای مطرح کنيم که رای يک زرتشتی مسيحی و يهودی با رای يک مسلمان در موارد حساس و ضروری يکی باشد”ا
حدود 12 سال پیش موقع انتخابات ایران اصلا این شکلی نبود من خاطراتم از دوره قبل از اون جز سیاهی چیزه دیگه ای رو بیادم نمیاره، نمی دونم بخاطر اینه که من خیلی کوچیک بودم و عقلم نمی رسید یا واقعا به همون سیاهی بود اما یه اتفاقی همه چیز رو روشن کرد و اونم شور و حال مردمی بود که به عشق یه نفری امید زندگی پیدا کرده بودند احساس می کردن می تونن سرنوشت خودشون رو تغییر بدن، اونموقع ها همیشه پدرم روزنامه سلام می گرفت، خیلی از کسایی که بعد از خاتمی به یه جایی رسیدن نویسنده های همون روزنامه بودند که بعدا توی ده ها روزنامه پخش شدند و بعد از اون داستان توقیف کیلویی همه روزنامه های اصلاح طلب در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی خیلی هاشون فرار کردن خیلی هاشون هم خونه نشین شدن بعضی هم محافظه کار شدن!، حالا از اینها که بگذریم انتخابات دوازده سال پیش یه حس عجیبی بهم می ده، به هرحال خاتمی اومد و مجلس شیشم شد و اون اتفاقای بعدش که من مطمئنم تاریخ از اونها به عنوان برگ زرینی از تاریخ آزادیخواهی ایرانیها یاد می کنه اما حقیقت اینه که به قول خاتمی اون زمان یه ذره کار انجام شد، یه ذره کارهم انجام نشد، یه ذره هم نذاشتن کار انجام بشه اما برای من ایران از اونموقع روشن تر شده و هیچکس نمی تونه بگه که یه بخش عظیمی از این روشنی بخاطر خاتمی نبوده، تاثیر خاتمی در تمام تحولات دهه گذشته ایران انکارناپذیره حالا اینکه دور دوم هم به زور آوردنش و اون اتفاق ها افتاد اما اون حس عجیبی که اون بالا گفتم که به اون روزها دارم همیشه باعث میشه یه حس عجیبی هم نسبت به خاتمی داشته باشم، یه حسی مثل فرزندی از یه نسل دیگه به پدری از نسل قبلش یه جور حسی که ممکنه با همه کارهای پدرت موافق نباشی حتی با خیلی هاش هم مخالف باشی اما دوسش داری چون می دونی کاری که می کنه بر اساس باورهای دوست داشتنی نسل خودشه، باورهایی که خیلی با باورهای نسل من تفاوت داره اما رسیدن به اون هدفها باعث نمی شه هدفهای من کمرنگ بشه، شاید حتی یه پلی باشه برای باورهای من و نسل من
نسلی که بهترین سالهای بچگیش رو تو جنگ گذروند، جنگی که آخرش هیچکس نفهمید برای چی شروع شد و چرا 8سال طول کشید و آخرشم چی شد که با همون شرایط اولیه تموم شد، منظورم اینه که نسل ما معنی سختی و ترس و اضطراب رو با تمام وجودش حس کرد، اگه نسل قبل و اونایی که جنگید یا اوناییکه فرار کردن بگن ما براساس باورهامون اینکارو کردیم اما برای نسل ما که اونموقع معنی باور و ارزش و… رو نمی دونستیم این احساس ها همه تحمیلی بود، همونایی که یه روزی این احساس ها رو به ما تحمیل کردن بعدشم خیلی چیزها رو تحمیل کردن، اونقدر تحمیل کردن تا همه جا سیاه شد اما یه نفر مثل خاتمی وقتی اومد رنگ ایران واقعا عوض شد، تحمیل ها خیلی هاش برداشته شد، خیلی هاش هم سرجاش موند، خیلی تحمیل های تازه هم اومد اما یه فرق بزرگ داشت و اونم این بود که ایندفعه کسی سکوت نمی کرد و حداقل حرف می زدیم، ما از اون احساس های سختی و ترس و اضطراب فاصله گرفته بودیم چون اگرچه هنوزم یه نفری سرکار بود که شاید با طرز فکر ما مشکل داشت، هدفهاش با ما فرق می کرد اما بهمون یاد داد که نترسیم و حرفمون رو بزنیم
قبول کنیم که جاهای بزرگی با این حس جدید حقمون رو گرفتیم خیلی جاها هم کوتاهی کردیم یه سری جاها هم بهمون حقمون رو ندادن اما این کجا و ایران سیاه دوازده سال پیش کجا؟ا
من خاتمی رو دوست دارم در عین اینکه انتقادهای زیادی بهش دارم اما سخنرانی امروزش حرفهای جالبی داشت، من چکیدش رو براتون می ذارم و فقط امیدوارم خاتمی تصمیم بگیره که برای انتخابات بیاد(بعدا شاید یه بحث طولانی کردم که چرا فکر می کنم اومدن خاتمی یا یه شخصی بهتر از خاتمی تنها راه بهتر شدنه در حال حاضر فرد بهتر از خاتمی احتمال حضور در انتخابات نداره اما بعد از اومدن خاتمی احتمال اومدن چنین فردی هست همونطوری که دوره قبل این اتفاق افتاد و ما اشتباه کردیم) حالا یه نگاهی به صحبتهاش بندازین بد نیست:ا“حادثه کوی دانشگاه نشانه مظلوميت دانشگاه و مقاومت ستودنی اين دانشگاه بود. ۱۸ تير جنايت بزرگی بود که زخم مظلوميت آن هنوز دلهای دلسوزان نظام را میسوزاند. در صورتی که اين حادثه هيچ ربطی به دانشگاه نداشت و سبب شد که فشار بر دانشگاه بيشتر شود
میخواهيم از عقب ماندگی تاريخی نجات پيدا کنيم و ننگ عقب ماندگی را از تاريخ ملت ايران پاک کنيم. میخواهيم خودمان بر سرنوشت خود حاکم شويم. جامعهای میخواهيم که در آن خبری از فقر و تبعيض نباشد. البته بیانصافی است اگر بگوييم از ابتدای پيروزی انقلاب تحولاتی در اين زمينه صورت نگرفته است ولی هنوز به اهداف خود نرسيدهايم
آيا دولت توانسته است پشتيبان امنيت ملت باشد؟، آيا در جامعه ما ميزان رای ملت است؟. يا کسانی هنوز میخواهند بر مردم قيوميت داشته باشد. آيا آزادی در جامعه ما نهادينه شده است؟. آيا دانشگاههای ما آزادی را احساس میکنند؟ آيا نقد قدرت در جامعه ما هزينه ندارد و اگر ندارد اين همه محروميت برای چيست. چرا هنوز در بعضی از دانشگاههای ما نقد که وظيفه دانشگاه است، به عنوان براندازی تلقی میشود. آيا واقعاً به قانون اساسی عمل میشود
در روند موجود با مشکلاتی مواجه هس
تيم، ممکن است اين روند با حسن نيت همراه باشد، اما پيشرفت حاصل نمیگردد، مشکلاتی چون فقر و نابرابری افزايش يافته و تهديدها هم بيشتر شده است و حتی اسلام و آرمانهای انقلاب نيز تحريف میشود. انديشيدن به تغيير در کسانی که دلسوز اسلام و انقلاب هستند، امری مطلوب است. اکنون کشور موقعيت حساسی دارد و بايد از مشکلات رهايی پيدا کند. من با کارشناسان و خبرگان در ارتباط هستم و آسان ترين کار برای خدمت به مردم داشتن برنامه است
بايد سعی شود کسانی که نمیتوان آنان را رد صلاحيت کرد و يا رد صلاحيت آنان هزينه سنگين دارد، در صحنه شرکت کنند. اگر اين مشکل نبود قطعاً افراد باصلاحيتی حضور داشتند که میتوانستند خدمت به سزايی کنند
ما هم آزادی میخواهيم و هم استقلال و هم پيشرفت و عدالت. بايد واقع بين بود و ايدهآل گرايی نکرد. معتقدم ايران زمينههای بسيار مساعدی برای پيشرفت دارد و مردم ما شايسته برخورداری از آزادی هستند. به نظر من آسانترين کار داشتن برنامه است. ما تجربه تدوين دو برنامه سوم و چهارم و اجرايی کردن برنامه سوم را داريم، اکنون شرايط بسيار سخت است، ما نتوانستهايم در مسير اهداف چشم انداز حرکت کنيم. اما تحول و پيشرفت در جامعه نيازمند برنامه است تا هم مردم در جايگاه اقتصادی مناسب قرار گيرند و هم تهديدها در عين حال که بر اصول پافشاری میکنيم،کاهش يابد و هم عدالت اجتماعی اجرا شود
اگر برنامه خوبی داشته باشيم با دو مساله نيز مواجهايم که اولين مساله توقع مردم است. مردم انتظار دارند مشکلات حل شود و مساله دوم نيز تهديد دستگاههايی است که بايد پشتيبانی کنند. آن زمان همه انتقاد میکردند و امروز شرايط گل و بلبل است. نمیشود به مردم قول داد و نتوان عمل کرد و بعد هم همه جريانات شروع به حمله کنند. من معتقدم کسی بايد بيايد که میتواند کاری انجام دهد. اکنون من پاسخ منفی به حضور در انتخابات نمیدهم و در حال بررسی هستم
البته همه چيز دست ما نيست. در انتخابات گذشته ديديم که نيروهای انقلابی و ارزشمدار به دليل آنکه مورد پسند برخی نبودند از صحنه حذف شدند. از۲۹۰ کرسی امکان رقابت در ۱۰۴ کرسی وجود داشت آيا اگر در ۲۹۰ کرسی نامزدهای اصلاح طلب اجازه رقابت پيدا میکردند امروز بيش از ۵۰ درصد مجلس در اختيار اصلاح طلبان نبود. ديگر امروز رد و تائيد صلاحيتها اثر منفی در جامعه ندارد و اين امر باعث تاسف است. امروز زندان رفتن در اين نظام باعث خفت نيست و اين بسيار بد است. ما از حوزه دفاع از اسلام و جمهوری اسلامی سخن میگوييم، بايد بگونهای شرايط باشد که هر کس که با او برخورد میشود، مانند يک انسان مجرم خطرناک باشد نه اينکه تنها به خاطر انتقام و به دليل داشتن سلايق سياسی برخورد و يا رد صلاحيت شود
در انتخابات بايد نظارت کامل از سوی ملت و نمايندگانی که ممکن است، مورد ستم قرار گيرند، وجود داشته باشد، که در انتخابات مجلس شاهد آن نبوديم
برای رسيدن به آرمان های انقلاب هشت سال کافی نيست، بلکه وقتی اصلاحات تدريجی است، ۲۸ سال هم برای آن کافی نيست. من به هيچ وجه نمیگويم که عيب نداشتيم. اتفاقاً عيوب زيادی هم داشتيم و حتی برخی فرصتها را از دست داديم. اگر آن زمان که برخی در مقابل اصلاحات و خواست مردم ايستادگی میکردند، با قاطعيت بيشتری عمل کرده بوديم، نتيجه بهتر بود. اگر بعضی از کارشکنیها انجام نمیشد، قطعاً دستاوردهای بيشتری داشتيم و در عين حال اعتراف میکنم ضعف در دولت نيز وجود داشت
معتقدم که دولت کنونی با شجاعت برای مذاکره با آمريکا پيشگام شده است و راه مذاکره را بسته نمیداند و اين قابل ستايش است. اما ما حتی تقاضای مذاکره با آمريکا را هم نکرديم. در آن زمان من در مصاحبهای با دفاع از اصول و ارزشها به گونهای صحبت کردم که برای اولين بار دولت آمريکا شرطی که امام(ره) گذاشته بودند يعنی عذرخواهی آمريکا و عدم دخالت آن، را اجرا کرد؛يعنی برای اولين بار و آخرين بار دولت آمريکا رسماً از ملت ايران عذرخواهی کرد که ۳۰ سال در ايران اشتباه میکرديم. اما به جای اينکه از اين فرصت برای رفع مشکلات و تامين منافع ملی استفاده شود، موج تبليغات گسترده عليه اصلاحات صورت گرفت، به گونهای که يک سال بعد از عذرخواهی دولت آمريکا، ايران محور شرارت معرفی شد
هشت سال فرصت اصلاحات با نفت نه دلاری و با خشکسالی وحشتناک همراه بود، در همان زمان تورم به ۵/۱۱ درصد رسيد و صحبت از تک نرخی کردن ارز بود. هنگامی که ارز تک نرخی شد تورم به ۱۵ درصد رسيد و ما کشور را با تورم ۳/۱۵ درصد به دولت تحويل داديم و امروز با نفت ۹۰ دلار محاسبه میکنيم که تورم چه ميزان است
اکنون اگر اصلاحات روی کار بيايد تجربه هشت سال دولت اصلاحات و چهار سال اخير را هم دارد
صحبت ما اين است که با روشی سريعتر و ارزانتر میتوانيم به اهداف خود برسيم
در جامعه متکثر هستيم و معتقدم هر کسی هر انديشهای دارد بايد بتواند ابراز کند مگر امام (ره) زمانی که در پاريس بودند، نگفتند که حتی کسانی که اصل دين اسلام را قبول ندارند در جمهوری اسلامی آزادند، بايد صحبت کنند و تشکل داشته باشند.بنابراين هر کس هر انديشهای دارد، مورد احترام است حال میخواهد از خاتمی عبور کند يا خير
امام (ره) به صراحت گفتند هر انديشهای در جمهوری اسلامی تا وقتی دست به توطئه نزند و دست به اسلحه نبرد آزاد است امامی که م
ن شناختم فردی بود که کاملا به رای مردم مومن بود و معتقد بود که اسلام با همه منظومات دموکراسی سازگار است و اگر انحرافی وجود دارد از خود ماست و از آن امام با آن انديشه دفاع میکنيم
بارها در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم مطرح کردند که چرا بايد ما فقط انجمن اسلامی داشته باشيم همه جريانات بايد بتوانند فعاليت کنند
کارهايی را انجام داديم و کارهايی را نکرديم و مقداری هم نگذاشتند، انجام دهيم.رئيسجمهور امکانات محدودی دارد و اگر تنها نظرمن بود خيلی کارها میکردم ومعتقدم وقتی میگوييم جمهوری اسلامی به اين معنا نيست که ديگر مذاهب حقوق اساسی ندارند. از افتخارات ما اين است که جمهوری اسلامی را به گونهای مطرح کنيم که رای يک زرتشتی مسيحی و يهودی با رای يک مسلمان در موارد حساس و ضروری يکی باشد”ا
haaaaaheyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
rozegar
من خیلی دوسش دارم و این ایمانو بهش دارم که اون واقعا عاشق کشورش و مردمشه و پایبند به هر شعاری که برای شکل گیری این نظام و کشور از سمت امام داده شده بود ست ، وقتی تلاش هاشو می بینم که چقدر سعی می کنه از بی راه رفتن افکار ، اشتباه به گوش مردم رسوندن او ن شعار ها و اون آرمان ها جلوگیری کنه ، واقعا دلم می سوزه و واقعا ناراحت می شم که کاری از دست من بر نمیاد ،جلوگیری از جهالت مردم کار خیلی سختیه و اون با تمام نیرویش سع داره این کارو بکنه ولی هنوزم مررددم که بیاد یا نه ، اکه بیاد و نذارن کار کنه ، خیلی بد میشه . . . نمی دونم واقعا