Entry for March 07, 2008

این روزها خیلی حرف سنتوری همه جا هست منم خیلی وقت پیش می خواستم یه چیزی در موردش بنویسم که دیدم چون همه گفتن چیزی برای گفتن من نمونده جز اینکه این فیلم واقعا یکی از بهترین فیلم های سال های اخیر سینمای ایران و من چقدر حسرت خوردم وقتی این فیلم رو دیدم، کاش آقای مهرجویی جوری فیلمش رو می ساخت که می تونست اکرانش کنه، کاملا مشخص بود با شرایط فرهنگی و ماشالله مسئولان فرهنگی که داریم این فیلم قرار نبود اکران بشه و تازه خوش شانس بودن سنتوری رو به جشنواره سالهای گذشته رسوندن وگرنه من مطمئنم امسال حتی در جشنواره هم نمی تونستند اکرانش کنند. من سنتوری رو از چند جهت دوست داشتم اولین جهت اینکه این فیلم یه پیوند خیلی خوبی با موسیقی داشت و واقعا پیوند بجا و تاثیرگذاری بود اما جهت دوم اینکه به نظرم مهرجویی خیلی کتاب خونده و این کاملا در شیوه هایی که باهاشون فیلماشو روایت می کنه مستتره و اونها رو به شدت نزدیک ادبیات و به شدت دوست داشتنی می کنه این امتیاز همه فیلم های مهرجویی هستش، امتیازی که باقی کارگردانها یا ندارند یا اگرهم دارند خیلی حماسی به کتاب نگاه می کنند(بهرام بیضایی) و جهت سوم اما بازی فوق العاده بهرام رادانه(در سطح اسکار!!!) که تمام فیلم و جزئیاتش رو تحت تاثیر قرار می ده هیچ! عیب فن بیان گلشیفته فراهانی و بازی افتضاح و بی مزه سیامک خواهانی رو هم کاملا می پوشونه. بقیه فیلمم همه دیدین دیگه من چی بگم فقط اگه دوست داشتین یه هزار تومن هم بریزید به حساب این بیچاره سازندش شماره حساب : 0116407795بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی صواب داره
اینم یه تیکه از آهنگ مورد علاقه من تو این فیلمه
“توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش”
Tags: No tags

5 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*