ائتلاف خوب است اما كافي نيست
بحث ائتلاف اصلاح طلبان درست بعد از شكست دهشتناك آنان در انتخابات دور نهم رياست جمهوري جدي تر از قبل شد و اينروزها زمزمه هايي مبني بر جدي تر شدن و در حقيقت به نتيجه رسيدن اين بحث مهم به گوش مي رسد اين را حتي مي توان از تغيير موضع حزب اعتماد ملي در قبال ائتلاف (مصاحبه گرامي مقدم با ايسنا) و همچنين صحبت هاي اخير سعيد حجاريان نيز به خوبي دريافت اما مسئله كه اصلاح طلبان از آن در گذشته رنج مي بردند و آنرا مانعي براي دستيابي به وعده هاي خود مي دانستند همين مسئله ائتلاف بر سر حداقل ها بود جايي كه دست و پاي آنها در بسياري از موارد در آن گير مي كرد و حالا در حالي بحث ائتلاف دوباره داغ مي شود كه بحث توافق هاي حداقلي در راستاي ايجاد ائتلاف هم همزمان با آن در حال شكل گيريست و اين پيامي آشكار را براي مردم ايران به همراه دارد و آن اين است ما مي خواهيم به هر قيمتي دوباره به قدرت برگرديم! اما اصلاح طلبان فراموش كرده اند كه آن هجده ميليون آدمي كه در دور اول انتخابات به كانديداهاي به زعم اصلاح طلبان اصلاح طلب راي دادند هرگز گوش به فرمان لب تر كردن دوستان اصلاح طلب نيستند مثال آشكارش را در دوم بيابيد درست همانجايي كه خيلي از همين هجده ميليون نفر در دور دوم به راديكال ترين كانديداي اصولگرايان را دادند حال با اين شرايط و ديد خاص اصلاح طلبان يك راه بيشتر براي آنان متصور نيست و آنهم به زير كشيدن رقيب از موج پوپوليسم و سواري بر اين موج است موجي كه بعد از انتخابات از آن بشدت انتقاد كردند. ولي اميدواريم اصلاح طلبان در راه ائتلافشان هرگز اين نكته را فراموش نكنند كه ائتلاف خوب است اما كافي نيست و چه بسا ائتلاف بر سر حداقل ها و بدون تعيين اهداف مشخص و فقط به قصد سواري بر آن موج معروف شكستي بسيار وحشتناك تر از انتخابات رياست جمهوري نهم را براي دوستان اصلاح طلب به همراه بياورد تا انتخابات مدت زيادي نمانده است و ما كماكان منتظر يك معجزه هستيم