امیدواری به مملکت

امروز واسه کاری مجبور بودم برم پیش یکی از معاونت های ریاست جمهوری در بالاترین طبقه یکی از ساختمون های خفن دولتی، کلی با خودم فرضیات و پیش داوری داشتم که طرف چه مدلی و چجور آدمیه وقتی رسیدم اونجا برخلاف رئیس دفتر و باقی کارکنانش و فرضیات من چنان استقبالی از من کرد که احساس کردم شاید من رو با کسی اشتباه گرفته و اونقدر سریع و پیگیرانه کارم رو راه انداخت که اصلاً باور کردنی نبود و من کلی به مملکت امیدوار شدم و فهمیدم بعضی وقت ها واقعیت جزئیات با کلیات متفاوته، خیلی وقتا پیچیدگی فردی انسان ها میتونه تفاوت بزرگی ایجاد کنه و این چیزیه که آدم ها همیشه تو محاسباتشون نادیده میگیرن. اینجور موقع ها آدم یاد میگیره که یه وقتایی لازمه اتفاقای محیطی رو آدم در راستای تصحیح دیدگاهش استفاده کنه. کلاً امروز تجربه جالبی بود.

پی نوشته: یکی از دوستان یه پیشنهاد خیلی خیلی خوب بهم داده در مورد نحوه آپلود زیرنویس ها و… که اگه بشه واقعاً عالی میشه امیدوارم این اتفاق بیفته یه ذره از دست این سایت هایی که رو یه گزارش کل فایل رو حذف میکنن راحت شیم

پی پی نوشته: نمی دونم چرا من اینجوریم اما یه موقعی دوست دارم هرروز بنویسم یه موقعی هم حس نوشتنه اصاً نمیاد!

پی پی پی نوشته: فرینج داره به قسمت های هیجان انگیزی نزدیک میشه و عواملش حسابی قول دادن که شما رو شگفت زده کنند و یه کاری کنن که تا شروع فصل جدیدش حسابی موهاتون رو بکنید

پی پی پی پی نوشته: داریم به اعلام برنامه های شبکه های آمریکایی نزدیک میشیم اگه واقعاً خواهان فصل پنجی هم برای فرینج هستین دعا کنید نندازنش باز جمعه ها، چون واقعاً تعداد بیننده هاش داره نگران کننده میشه

پی پی پی پی پی نوشته: چه روزهای هیجان انگیزی کلاً این روزها 🙂

Tags: No tags

15 Responses

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*