
صنعت سريال سازي اين روزها دنيا را مسحور خودش کرده سريال هايي که يکي پس از ديگري در دل جعبه هاي جادويي آدم ها در سراسر جهان جا خوش ميکنند و وقتي از روزهاي مارا به خود اختصاص ميدهند
امروزه روز، کشورهاي زيادي شانس خودشان را در صنعت سريال سازي امتحان ميکنند، آلمان با هزينه هاي گزاف هشدار براي کبرا 11 را ميسازد، کره اي ها، کلمبيايي ها و حتي ترکيه اي ها هم از اين قافله عقب نمانده اند و سريال هاي پرطرفداري ساخته اند، ايران هم سعي خودش را کرده و با هزينه هاي ميلياردي يوسف پيامبر را به عنوان نماد سريال سازي ايران معرفي کرده! اما حقيقت اين است که در اين زمينه بدون شک آمريکا و شبکه هاي بيشمار آن در زمينه صنعت سريال سازي و جذب مخاطب کيلومترها از باقي رقيبان جلوتر هستند، آنها با تجربه چند ده ساله تلويزيون هاي خصوصي خودشان و سريال هاي قد و نيم قدي که در طول اين سالها ساخته اند به تجربه ياد گرفته اند که چگونه نبض مخاطبان جهاني را در دست بگيرند و و آنها را با خودشان هفته ها و بلکه سالها همراه کنند
جي جي آبرامز در اين بين توانسته نام بيشتري براي خود دست و پا کند او که با سريال آلياس نامش بر سر زبان ها افتاد و بعد با سريال لاست و شرکت بد روبوتِ خودش موفق شد مرزهاي آمريکا را هم پشت سر بگذارد، تا جاييکه امروزه سريال هاي شرکت بد روبوت حداقل در 40کشور جهان بيننده داره
يکي از محصولات شرکت اقاي جي جي آبرامز سريال ديديني فرينج است که توانسته سر و صداي زيادي هم در جهان به پا کند و اين سر و صدا نه تنها بخاطر خرج سرسام آور قسمت اول آن که لقب پرخرج ترين قسمت تاريخ سريال سازي جهان را يدک ميکشد و باز نه تنها بخاطر اينکه در حال حاضر در بيش از شصت کشور و 80کانال تلويزيوني در حال پخش است بلکه شايد بخشي از آن بخاطر فلسفه اي باشد که منجر به خلق اين سريال شده است
تا حالا با خود فکر کرده اید مرز رويا و واقعيت کجاست؟ و چه چيزي روياهاي ما را به حقيقت تبديل ميکند؟ شايد برعکس سوال اول جواب سوال دوم بیش از اندازه واضح باشد در طول تاريخ بشري همواره علم و تکنولوژي مرزهاي رويا و واقعيت ما را به هم نزديک کرده است در روزگاری تصور تکنولوژي هايي که در کتاب ها ژول ورن ميخوانديم برايمان از هر غيرممکني غيرممکن تر بود اما امروزه اگر نگوييم تمام آنها اما با قاطعيت مي توان گفت اکثريت قريب به اتفاق آنها به واقعيت پيوسته اند، حقيقت اين است که خيال ما همواره از واقعيت ها فراتر ميرود و اين خيال ها سرآغاز ابداعات و اکتشفات جديد است، به شکلی در دنياي امروز ما سريال فرينج قصد دارد نقش کتاب هاي ژول ورن ها و آرتور سي کلارک ها را بازي کند و به ما ياداوري کند خيال بشر تا کجا ميتواند پیش برود و اين خيالپردازي ها هميشه هم به نفع نوع بشر نيست
آرتور سي کلارک نويسنده مشهور کتاب هاي علمي تخيلي معتقد است: “تنها راه کشف محدوده ممکن از غيرممکن، کمي پيشروي از درون ممکن به غير ممکن است” و شايد اگر اين جمله را فرض بنيادين سريال فرينج قرار دهيم زياد هم به بيراهه نرفته باشيم، ما در فرينج با علومي آشنا ميشويم که بلندپروازانه سعي در نورديدن مرزهاي خيال و واقعيت دارند و عجبا که همه اين غيرممکن ها ريشه در واقعيات علمي دارند که شايد دير يا زود با جادوي علم و تکنولوژي ممکن شوند و چه زيباست ديدن اين روياها از چشم نويسندگان خوش ذوق سريال فرينج
در مورد سريال فرينج اگر فقط و تنها فقط به جنبه علمي تخيلي آن توجه کنيم به سختي به بيراهه رفتيم چون هنر سازندگان اين سريال نه تنها تلفيق علم و تخيل است بلکه آنها به زيبايي بار درام سريال را به دوش شخصيت هاي دوست داشتني گذارده اند که تنها با ديدن چند قسمت ابتدايي اين سريال شما مجذوب و دلباخته هر سه شخصيت محوري اين سريال خواهيد شد و برعکس سنت داستان هاي معمول در اين سريال شما با سه قهرماني مواجه هستيد که وقتي با آنها زندگي ميکنيد عيب هاي انها بيشتر عيان ميشود و اين خصوصيت شخصيتي آنها شما را هرروز به شخصيت ها نزديک تر ميکند و در کنار بار درامي که شخصيت ها به داستان هاي هوشمندانه علمي تخيلي نويسندگان اين سريال اضافه ميکنند تم پليسي و هيجان انگيز اين سريال شما را به هيجان مياورد
نظر ميرسد سازندگان سريال، موارد بالا را براي بينندگان عام و کساني که زياد مايل به دقت در جزئيات نيستند در اين سريال مخلوط کردن اما کار به همينجا ختم نميشه سازندگان اين سريال هوشمندانه مواردي را در سريال گنجانده اند که شايد به چشم هرکسي جز تيزبين ترها نياید، نشانه هاي تصويري نوشتاري که هر هفته ميشود يک مشت از آنها را لا به لاي سريال پيدا کرد يا ربط دادن داستاني به اين مدرني به اساطير و داستان هاي قديمي از اين جمله هستن
حقيقت اين است که سريال فرينج با تمام سريال هايي که تا به امروز ديده اید متفاوت است، خيلي ها آن رو با پرونده هاي مجهول مقايسه ميکنند و اگرچه مقايسه مع الفارقي هم نيست اما در قلب سريال فرينج هويتي نهفته است که حقيقتاً با هيچ سريالي قابل مقايسه نمیباشد و اين نه به معناي بهترين بودن فرينج بلکه به معناي متفاوت بودن آن است
در پايان دوست دارم نقل قولي ديگر از آرتور سي کلارک را مطرح کنم، نقل قولي که والتر در يکي از قسمت ها نقل ميکند و ادعا دارد که آرتور سي کلارک دوست او بوده(چه دوست هاي خوبي هم ميشدند): “وقتی تکنولوژی به اندازه کافی پیشرفت کند، دیگر تفاوتش با جادو قابل تشخیص نیست” و سريال فرينج را هم ميشود همينطور ديد جايي که مرز روياها و واقعيت هاي ما در هم مي آميزند درست مثل کتاب سرزمين خنده هاي جاناتان کارول که در سريال هم بدان اشاره شده است که داستان معلم علوميست که با داستان نويس رمان هاي تخيلي کودکان اشنا ميشود و بعد از آن زندگيش هرگز مثل قبل نميشود، و شايد بعد از ديدن سريال فرينج هم مثل اون معلم علوم شما ها هم زندگيتان مثل قبل نشود
پس قبل از دیدن این سریال خوب فکر کنید
پی نوشته: این مطلب رو به پیشنهاد دوست خوبم علیرضای عزیز سردبیر مجله آی لاست* نوشتم که در پست بعد بیشتر توضیح میدم
iLOST*
متن خیلی خوبی بود؛ لذت بردم
فکر کنم خودت کلی مسحور فیلمیها 🙂
در هرحال نتیجه اینهمه مطالعه روی فرینج چه کرده ؟
موفق باشی و ممنون
متن بسیار زیبایی بود و از خوندنش لذت بردم
فرینج همیشه حس خاصی برام داشته
چقدر اشاره به جایی کردی به داستانهای ژول ورن و نوشته های آرتور سی کلارک
همه مسائل خاصی که توی این سریال بهش اشاره میشه ظاهرا در حال حاضر غیرممکن به نظر میرسه، اما هیچوقت این حس رو نداشتم که با یه کار مثلا علمی تخیلی طرف هستم
اکثر ما نشونه هایی هرچند ضعیف در زندگیمون داشتیم که باعث شده ماجراهای این سریال برامون به نوعی باورپذیر باشه، ایمان به اینکه یه روزی – نه چندان دور – میشه از این مرزها رد شد
در مورد شخصیتها جدا از سه کاراکتر اصلی حتی شخصیتهای فرعی نیز ارتباط خیلی خوبی با بیننده ها برقرار می کنن، مثلا استرید یا چارلی در فصل اول
شاید یه روزی به گذشته نگاه کنیم و این سریال همونطور برامون به نظر بیاد که الان آثار ژول ورن به نظر میاد
salam,man filme fringe ro negah mikonam,vaghean tarjomehat alie,mamnoono motoshaker
مخلصم عماد جان
ba salam va arz khasteh nabashid,omidvaram k hamishe tarjomehaye shoma ru b pishraft bashe.man bi eghragh migham k tarjomehaye shoma behtarin tarjome eei k ta hala az tamame serialaee k didam hast,makhsusan etelaati k vase vazhe ha ya har chizi k b nazare kheily ha kuchik miad vali kare shomaro motefavet mikone.baratun aruze behtarina ro daram.
سلام احسان جان ممنون از لطف و محبتی که به بنده داشتین امیدوارم لایقش باشم و با کارهای بعدی بتونم ذره ای از لطفتون رو جبران کنم
kash mishud darbareye mabhas ha va matalebi ke to in seriyall bazijahash gofte mishe bahs beshe
va ba tashakkor az in arzeshe karet agh milad.
ممنون عزیز از لطفت در مورد مباحثی که تو سریال مطرح میشه هم تو فروم ها بحث های مفصلی صورت گرفته دوستان به اندازه کافی صحبت کردن حالا منم سعی میکنم بیشتر رو این مباحث تمرکز کنم
لطف کردین
MiLaD jan bedune ru darvaysti begam
man zabanam ba didane seryal va film taghviyat shode va 60% seryal hayi ke didam unayi bude ke shoma tarjome kardi
ino be hameye atrafiyanam ham goftam
baraye haminam shoma baram hamishe mese ostad mibudi
vali emruz ye chize dige ham azat yad gereftam
ye chize jaleb va motefavet unam tarze moghadame chini baraye bayane ye matlab
vaghan lezat bordam az 4 paragrafe avalet ke chetor varede donyaye Fringe shodi
merC refigh 😉
مهیار جان بازم منو شرمنده کردی که عزیزم ممنون از محبتت خوشحالم که خوشت اومده و من کوچکتر از اونم که به کسی چیزی یاد بدم
شاد باشی رفیق 🙂