داستان دو ترجمه : جزیره خودمان و چه‌جوری تا همیشه زنده باشی

 

اگر اشتباه نکنم اواخر بهار سال 1395 بود که دوستان خوبمون در انتشارات پیدایش پیشنهاد کتاب جزیره خودمان رو برای ترجمه دادن و ما هم کتاب رو خوندیم و خیلی خوشمون اومد. قلم سالی نیکولز اونقدر جذاب و دوست داشتنی بود که باعث شد کمی درباره‌اش تحقیق کنیم، سالی نیکولز از اون دست نویسنده‌های کودک و نوجوانیه که تو انگلیس زیاد مورد توجه قرار گرفته. کتاب اولش به نام چه‌جوری تا همیشه زنده باشی حسابی گل کرد و جایزه‌های زیادی از جمله جایزه واتراستون رو برای این نویسنده به ارمغان اورد. نیکولز سی و پنج ساله یکی از درخشان‌ترین استعدادهای داستان نویسی در ژانر کودک و نوجوان بریتانیا به حساب میاد. جسارتش رو از اونجا میشه فهمید که برای شروع کارش داستانی درباره یه پسربچه در حال مرگ رو انتخاب کرده و کارش حسابی هم جواب داد و نه تنها کتابش حسابی معروف شد بلکه فیلمی اروپایی هم از اون داستان ساخته شد.

اما کتاب جزیره خودمان که اولین ترجمه ما از سالی نیکولز بود، کتابی نسبتا متفاوت با کارهای اولیه این نویسنده است. جزیره خودمان که نامزد جایزه کاستا هم شده به سبک داستان‌هایی که برای دهه شصتی‌ها آشنا است و حالا احتمالا برای بچه‌های اون‌ها نوشته شده به زندگی دختربچه‌ای دوست داشتنی به اسم هالی می‌پردازه که مادر و پدر خودش رو از دست داده و حالا تمام تلاش خودش رو میکنه تا با برادرهاش بتونن زندگیشون رو اداره کنن و کارشون به جایی نرسه که تامین اجتماعی اون‌ها رو از هم جدا کنه. برادر بزرگتر هالی، جاناتان که هجده سال بیشتر نداره تلاشش رو میکنه تا بتونه زندگی خودشون رو با حقوقی بخور و نمیر جایی که کار میکنه و کمک هزینه سازمان تامین اجتماعی بگذرونه اما با تموم شدن پس انداز خانوادگیشون زندگی هر روز برای این خانواده کوچک دوست داشتنی سخت‌تر و سخت‌تر میشه و اون‌ها مجبورن چیزهای بیشتری رو برای ادامه زندگیشون قربانی کنن. در زمانی که به نظر میرسه اون‌ها فاصله زیادی با جدا شدن از هم ندارن، وصیت رازآلود فامیل پولدارشون اون‌ها رو با یه معمای بزرگ مواجه میکنه. معمایی که برای حلش هالی سیزده ساله، دیوی هفت ساله و جاناتان هجده ساله به همراه دوستانشون یه تیم رویایی رو تشکیل میدن و برای حل این معما انواع و اقسام ماجراجویی‌های ممکن رو تجربه میکنن.

این کتاب از زبان هالی روایت میشه که خیلی خیلی جذابه. شما ابتدا با کل اجزای داستان آشنا میشید و بعد نویسنده شما رو با خودش به قلب داستان میبره همین باعث بوجود اومدن یه حس نزدیکی به شخصیت‌های داستان میشه و کمک میکنه شما کتاب رو تا آخر زمین نذارید. بیان داستان از زبان دختری سیزده ساله کمک زیادی میکنه تا این کتاب حسابی بامزه و جذاب باشه.

اما بعد از ترجمه این کتاب واقعا چه‌جوری دلمون میومد این نویسنده رو به بازار کودک و نوجوان کشورمون معرفی کنیم اما معروف‌تررین کتابش رو ترجمه نکنیم؟ برای همین بعد از اتمام ترجمه این کتاب به سرعت به سراغ کتاب اول این نویسنده به نام چه‌جوری تا همیشه زنده باشی رفتیم و از دوستان پیدایشی ممنونیم که این فضا رو به ما دادن که روش کار کنیم و خیلی سریع پیشنهادمون رو قبول کردن.

چه‌جوری تا همیشه زنده باشی بدون شک موفق‌ترین کار سالی نیکولزه و ما وقتی توضیحات کتاب رو خوندیم فهمیدیم راهی جز ترجمه‌اش نداریم. تو توضیحات پشت جلد کتاب نوشته بود:

  • اسم من سمه
  • یازده سالمه
  • داستان‌ها و حقایق عجیب و غریب رو جمع میکنم
  • سرطان خون دارم
  • وقتی شما دارید این کتاب رو میخونید، احتمالا من دیگه مُردم

این پنج جمله اولین جملاتی هستن که سالی نیکولز برای این کتاب نوشته و اون‌ها راه خودشون رو به پشت جلد این کتاب پیدا کردن. این کتاب در حقیقت دفترچه خاطرات سم پسربچه‌ای یازده ساله است که سرطان خون داره و هر لحظه‌ای ممکنه زندگیش رو از دست بده. پلات این کتاب من رو به شدت یاد پلات رنج با شکوه میندازه تو خطای ستارگان بخت ما و کار دنیا چقدر جالب و عجیبه که حالا بعد از سال‌ها ما کتابی رو ترجمه کردیم با داستانی شبیه همون کتابی که هیزل خوند.

حقیقتا چیز زیادی درباره این کتاب نمیشه گفت جز اینکه سم پسربچه‌ای فوق‌العاده کنجکاوه و دوست داره قبل از مرگش جواب خیلی سوالات بی‌جواب رو بدست بیاره و ماجرا جویی‌های زیادی بکنه این کتاب داستان تمام این سوالات و ماجراجویی‌ها است و در عین ناباوری اصلا کتاب غمگینی نیست. یعنی غمگین هست اما نه اونقدری که فکر میکنید. تو این کتاب شادی، کنجکاوی، مبارزه برای زندگی پررنگ‌تر از بخش غمگین کتابه و ما برای همین دوستش داشتیم امیدوارم شما هم بخونیدش و به اندازه ما دوسش داشته باشید.

مقدمات، ویراستاری، فرایند مجوز این دو کتاب تقریبا دو سالی طول کشید یعنی از سال 95 و خوشحالیم که حالا در آستانه نمایشگاه کتاب سال 98 بیرون اومدن و میتونن دیده بشن.

بالطبع مثل همه داستان‌های ترجمه من میرسیم به بخش تشکرهایی که باید از دوستان عزیزمون بکنیم. تشکر ویژه و خاصمون از آقای طائب و دختر گلشون که فضای فوق‌العاده انتشارات پیدایش رو فراهم کردن و هرروز برای بهتر کردنش تلاش میکنن و به نظرم هر کسی که باهاشون کار میکنه از این فضا لذت میبره و انرژی میگیره و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم و واقعا ازشون ممنونیم. از آقای تویسرکانی عزیز، استاد دوست داشتنیمون باید تشکر کنیم که حین ترجمه این دو کتاب راهنمایی‌های معرکه‌ای به ما کردن و خیلی خیلی تو دراومدن لحن این کتاب‌ها کمک کردن، باید از خانم نباتی عزیز تشکر کنیم که بهمون افتخار دادن و کار ویرایش جزیره خودمان رو به عهده گرفتن و چقدر هم زیبا و خانم کلهر عزیز نویسنده و مترجم درجه یکی که ایشون هم افتخار بزرگی نصیبمون کردن و کار ویرایش چه‌جورری تا همیشه زنده باشی رو به عهده گرفتن. باید از خانم عابدینی عزیز تشکر کنیم که همیشه لطف دارن و در کارها کمکمون میکنن. همینطور بر و بچه‌های خوب روابط عمومی پیدایش علی الخصوص خانم وهاج عزیز تشکر کنیم و در نهایت از تیم بزرگ پیدایش که اگه امروز پیدایش، پیدایشه و ناشر برگزیده کشور بخاطر وجود تک تک اون‌ها است.

و خب همیشه بزرگ‌ترین تشکر ما هم از شما است که کتاب میخونید و چرخ این صنعت رو میچرخونید تا بقیه هم بتونن کتاب بخونن. این روزها به نظر میرسه کتاب خوندن داره به سنتی رو به انقراض تبدیل میشه برای همین وظیفه ما و شما سنگین‌تر از همیشه است. هوای کتابفروشی‌ها رو داشته باشیم و کمک کنیم کتاب‌های خوب فارغ از اسم نویسنده، مترجم، انتشارات و… بیشتر و بیشتر دیده بشه.

و ما ممنونیم دوستان خوبی مثل شما داریم. همین که وقت میذارید و کارها رو دنبال میکنین یه دنیا برامون ارزش داره. اگر از آشنایان قدیمی باشین حالا دوازده سالی از آشناییمون میگذره و امیدوارم سن این آشنایی بیشتر و بیشتر بشه. براتون همیشه آرزوی بهترین‌ها رو دارم و امیدوارم یادتون بمونه که دوستتون داریم.

Tags: No tags

One Response

Add a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked*